یادداشت آنالی اکبری| از ماتریکس خارج میشوی یا میمانی؟
یک عمر خوشبختى! هیچ انسان زندهاى نمىتواند آن را تحمل کند، جهنمى روى زمین خواهد بود!
یک عمر خوشبختى! هیچ انسان زندهاى نمىتواند آن را تحمل کند، جهنمى روى زمین خواهد بود!
مگر با گاری رفتید که منتش را سرِ ما میگذارید؟
بدون هراس از آنکه هر لحظه امکان دارد قطاری از روبهرو آمده و شاخبهشاخ شوند
یاد تنها داستان عاشقانهاش در ایستگاه قطار صوفیه
مثل کسی بودم که پاچهها را بالا زده، داخل حوضچهای از خاک نمور رفته و ماهها گل لگد کرده!
پوزش پرغصه ما پدر و مادرهای مریم و محمد را بپذیرید بچهها عهدشکنی کردند و از هم جداشدند
از دست همکارهایی که املا و انشا بلد نیستند و حتی یک ایمیل درخواست به زبان فارسی نمیتوانند بزنند، عاصیام اما...
تصویر آینده آدمهایى که مردهاند و زمان برایشان متوقف شده است...
دردهای دانشجویی همه با درد بیپولی قوام میگیرد و بزرگ میشود و رنجش از لبه تیز وارد قلب میشود
حالا بعد از ۴۰ سال نه میتوانیم بخوانیم و نه پولدار شویم!