هفت صبح| این روزها خبر جنگ فقط به حمله هوایی و شلیک موشک ختم نمی‌شود. نبرد ایران و آمریکا حالا به دل کارخانه‌ها کشیده شده، در یک هفته‌ اخیر، حملات هوایی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی دو تا از بزرگ‌ترین قطب‌های فولاد ایران را هدف گرفته و در مقابل، ایران هم با عملیات تلافی‌جویانه‌ای تأسیسات فولاد و آلومینیوم آمریکا در امارات و بحرین را زده، این جنگ زیرساختی، بازار جهانی فلزات را حسابی به هم ریخته است.

 

در روزهای اخیر حملات هماهنگی از سوی آمریکا و اسرائیل، مهم‌ترین مراکز صنعت فولاد ایران را نشانه رفت؛ شاید برای خیلی‌ها عجیب بود که چرا پایگاه‌های نظامی هدف اصلی نبودند؟ حملات به همین کارخانه‌های فولاد نشان داد که طرف مقابل تا چه اندازه شریان‌های اقتصادی ایران را شناخته. صنعت فولاد برای ایران فقط یک کارخانه تامین کننده داخلی نیست، بلکه صادراتی هستند و اول از همه، ستون اقتصاد غیرنفتی ایران به حساب می‌آید.

 

سال ۲۰۲۵، ایران ۳۱.۸ میلیون تن فولاد خام تولید کرد و صادراتش به ۱۰۸۷ میلیون تن رسید، با ارزشی برابر ۴.۲ میلیارد دلار. یعنی ۲۲ درصد از کل صادرات غیرنفتی کشور. دوم این که فولاد، زیرساخت جنگ‌افزاری ایران را هم تشکیل می‌دهد. بیش از ۸۰ درصد فولادهای آلیاژی و ضدزنگ برای تاسیسات نفت و گاز، خودرو، لوازم خانگی و...  استفاده می‌شود،  مجتمع فولاد به تنهایی ۶۰ درصد ورق‌های پرمقاومت مورد نیاز صنایع را تأمین می‌کرد. سوم این که فولاد برای ایران یک اهرم ارزی و تحریم‌شکنی است. با صادرات فولاد، ایران شبکه‌ای از مبادلات خارج از دلار، به خصوص با چین، ایجاد کرده بود.


حملات به صنعت فولاد کشور آسیب جدی زد. بیشترین خسارت به واحدهای تولید برق و انبارهای ذخیره این دو مجتمع وارد شد. حتی برخی سایت‌های تولید فولاد  عملاً متوقف شدند. برخی شرکت‌های فولادی هم هرچند کلاً از کار نیفتاد، اما اختلال شدیدی در خط تولیدش ایجاد شد.  دو مجتمع فولادی مورد هدف۶۰ درصد صادرات فولاد ایران را بر عهده داشتند.  حالا با از کار افتادن موقت آنها، تخمین زده می‌شود سالانه حدود ۳ میلیارد دلار از درآمدهای ارزی ایران کاسته شود. هزینه بازسازی مستقیم این حملات بین ۵ تا ۶ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. زنجیره تأمین ساخت‌وساز و صنایع پایین‌دستی فلز، حسابی به هم ریخته و فعالان اقتصادی نگرانند که با تخریب این صنایع کلیدی،  ترمیم صنعت در آینده به مراتب سخت‌تر شود.

 

تقارن جنگ در صنعت


پس از اینکه مشخص شد هدف آمریکا فراتر از جنگ نظامی است؛ ایران استراتژی‌اش را عوض کرد. از این به بعد دیگر فقط از خاکش دفاع نمی‌کرد، بلکه رفت سراغ فاز «جنگ تقارن»؛ یعنی ضربه زدن به همان نقطه حساس، اما در تاسیسات با سرمایه سهامداران آمریکا در کشورهای حامی آمریکا. ایران در عملیاتی نظامی چند هدف کلیدی صنعتی آمریکایی را زد. اول، کارخانه فولاد آمریکا در ابوظبی که به غول صنعتی آمریکا تعلق داشت. گزارش‌ها می‌گویند  تأسیسات آلومینیوم آمریکا در بحرین که بخش مهمی از زنجیره تأمین جهانی آلومینیوم آمریکا به حساب می‌آمد نیز از چرخه تولید خارج شد و در نهایت شرکت صنایع نظامی رافائل در اسرائیل جزو صنایع مورد هدف ایران بود.

 

حمله به تأسیسات آلومینیوم خاورمیانه، جهان را حسابی لرزاند، چون برخلاف فولاد ایران که بیشتر مصرف داخلی داشت، آلومینیوم یک کالای کاملاً جهانی‌شده است و خاورمیانه نقشی حیاتی در تأمین آن ایفا می‌کند. کشورهای حاشیه خلیج فارس حدود ۹ درصد از تولید جهانی آلومینیوم اولیه را در اختیار دارند. غول‌هایی در امارات،  بحرین و  عربستان، میلیون‌ها تن آلومینیوم به اروپا و آمریکا صادر می‌کردند. حالا همه این شرکت‌ها با اختلال مواجه شده‌اند. البا و قطرآلومینیوم حتی اعلام «فورس ماژور» کردند یعنی شرایط قهریه و توقف تعهدات قراردادی.


نتیجه این تقابل نظامی، بی‌ثبات‌ترین شرایط در بازار فلزات در چهار سال اخیر بوده‌است. آلومینیوم حساس‌ترین فلز به این بحران بود. قیمت آلومینیوم در بورس فلزات لندن به بیش از ۳,۵۳۰ دلار در هر تن رسید که یک رکورد چهارساله است. گلدمن ساکس هشدار داده اگر اختلالات یک ماه ادامه پیدا کند، قیمت آلومینیوم به ۳,۶۰۰ دلار می‌رسد. سی‌تی‌آی هم سناریوی صعود تا ۴,۰۰۰ دلار را محتمل می‌داند. در اروپا هم به خاطر کمبود فیزیکی فلز، حق بیمه آلومینیوم به بالای ۴۴۰ دلار رسیده است.


اما فولاد هم از این غائله بی‌نصیب نمانده. هرچند ایران فقط ۲ درصد فولاد جهان را تولید می‌کند، اثرات جنگ روی فولاد غیرمستقیم اما عمیق بوده. مشتریان سنتی ایران در عراق و پاکستان با کمبود فولاد مواجه شده‌اند و قیمت‌ها در این مناطق ۱۰ تا ۱۵ درصد جهش کرده‌است. حمل‌ونقل دریایی فلزات در خلیج فارس تقریباً متوقف شده و هزینه بیمه و کرایه کشتی‌ها تا ۳۰۰ درصد افزایش یافته. فولادسازان چینی که سالانه ۲۵ تا ۳۰ میلیون تن فولاد به خاورمیانه صادر می‌کردند، حالا مجبورند مسیر را عوض کنند و به بازارهای جنوب شرق آسیا بروند. این یعنی رقابت در آن مناطق حسابی فشرده‌تر شده‌است. نفت هم که موتور محرکه تورم صنعتی است، در این درگیری‌ها در محدوده ۱۱۳ دلار باقی مانده. این یعنی هزینه تولید در کارخانه‌های فولاد و آلومینیوم در سراسر جهان بالا رفته و یک تورم پایدار به صنعت تحمیل شده است.

 

 صنعت خودروسازی؛ اولین و بزرگترین قربانی


صنعت خودروسازی بی‌تردید بیشترین آسیب را از این جنگ زیرساختی دیده است. خودروها از فولاد و آلومینیوم ساخته می‌شوند؛  حالا با اختلال در تولید فولاد و آلومینیوم در خلیج فارس، قیمت این دو فلز اوج گرفته و خودروسازان جهانی را در بن‌بست قرار داده است.در اروپا، فولکس‌واگن و مرسدس بنز مجبور شده‌اند خط تولید برخی مدل‌های خود را متوقف کنند. قطعات آلومینیومی که از البا بحرین یا الوا امارات می‌آمد، حالا یا نیست یا با قیمت دو برابر و با هفته‌ها تأخیر می‌رسد. گزارش‌ها حاکی از آن است که حق بیمه آلومینیوم در اروپا به بالای ۴۴۰ دلار رسیده و این یعنی خودروسازان اروپایی برای هر تن آلومینیوم، ۴۴۰ دلار بیش از قیمت پایه می‌پردازند. تسلا هم که اخیراً کارخانه‌ جدیدش در برلین را راه انداخته، از این غائله در امان نمانده؛ تأمین آلومینیوم برای بدنه مدل Y مختل شده و شایعه توقف خط تولید در آلمان قوت گرفته است.


در آمریکا، جنرال موتورز و فورد هشدار داده‌اند که قیمت تمام شده خودروهای الکتریکی تا ۱۵ درصد افزایش پیدا کرده، آلومینیوم برای کاهش وزن خودروهای برقی حیاتی است و حالا با جهش قیمت آن، یا باید قیمت نهایی را بالا ببرند یا حاشیه سودشان را پایین بیاورند. برخی خودروسازان ژاپنی مثل تویوتا و هوندا هم که کارخانه‌هایی در خاورمیانه دارند، مستقیماً از کمبود قطعات فولادی و آلومینیومی در عراق و پاکستان ضربه خورده‌اند.

 

 تورم در صنعت بسته‌بندی و نوشیدنی


شاید عجیب به نظر برسد، اما صنعت بسته‌بندی، به خصوص تولید قوطی‌های آلومینیومی نوشابه و آبجو، یکی از حساس‌ترین مصرف‌کنندگان آلومینیوم است. کوکاکولا، پپسی و ...‌ روزانه میلیون‌ها قوطی آلومینیومی تولید می‌کنند و حالا با اختلال در تأمین آلومینیوم خاورمیانه، این صنعت حسابی به دردسر افتاده است. همچنین قوطی‌های کنسرو مواد غذایی و نوشیدنی‌ها که ورق فولادی نازک می‌خواهند، حالا یا یافت نمی‌شوند یا قیمتشان سر به فلک کشیده، این یعنی احتمال افزایش قیمت مواد غذایی کنسروی در ماه‌های آینده بسیار بالاست.


کارخانه‌های تولید قوطی در امارات و عربستان که نزدیکترین منابع تأمین آلومینیوم بودند، عملاً تعطیل شده‌اند یا با کاهش شدید ظرفیت کار می‌کنند. شرکت‌های نوشیدنی اروپایی حالا مجبورند آلومینیوم را از فاصله‌های دورتر، مثلاً از استرالیا یا کانادا، با قیمت بسیار بالاتر تأمین کنند. برخی برندها حتی صحبت از بازگشت موقت به بطری‌های پلاستیکی یا شیشه‌ای کرده‌اند که خودش یک فاجعه زیست‌محیطی است.

 

افزایش هزینه در صنعت ساخت‌وساز و مسکن


ساخت وساز شاید بزرگترین مصرف‌کننده فولاد در هر کشوری باشد. از تیرآهن و نبشی گرفته تا میلگرد و ورق‌های گالوانیزه، همه از فولاد ساخته می‌شوند. حالا با توقف یا اختلال در تولید چند کارخانه فولاد، بازار مسکن در کشورهای همسایه حسابی به هم ریخته است.عراق و پاکستان که مشتریان اصلی فولاد خاورمیانه بودند، حالا با کمبود شدید میلگرد و تیرآهن مواجه شده‌اند. قیمت مصالح ساختمانی در بغداد و کراچی تا ۱۵ درصد جهش کرده و پروژه‌های عمرانی و مسکونی زیادی متوقف شده‌اند. پیمانکارها مجبورند فولاد را از ترکیه یا روسیه با قیمت بالاتر و هزینه حمل بیشتر بخرند که این یعنی قیمت نهایی مسکن در این کشورها تا پایان سال ممکن است ۲۰ تا ۳۰ درصد گران شود.

 

 صنعت هوافضا و دفاعی


صنعت هوافضا، چه هواپیماهای مسافربری، چه جنگنده‌ها و چه موشک‌ها، یکی از بزرگترین مصرف‌کنندگان آلومینیوم با خلوص بالا و آلیاژهای خاص است. بوئینگ و ایرباس، هر دو، زنجیره تأمین‌ آنها به شدت به آلومینیوم خاورمیانه وابسته است. شرکت‌هایی مثل «الوا» و «البا» نه تنها آلومینیوم معمولی، بلکه آلیاژهای خاص مورد نیاز بدنه هواپیما را هم تولید می‌کردند. حالا با اختلال در این تأسیسات، بوئینگ اعلام کرده که تحویل برخی از مدل‌های ۷۸۷ و ۷۷۷ ممکن است تا ماه‌ها به تأخیر بیفتد. ایرباس هم برای مدل A۳۵۰ و A۳۲۰ با مشکل کمبود قطعات آلومینیومی روبه‌رو شده، این یعنی خطوط هوایی که سفارش هواپیما داده‌اند، باید ماه‌ها بیشتر صبر کنند و قیمت بلیت هواپیما هم به تبع آن افزایش پیدا خواهد کرد.


در بخش دفاعی، اما اوضاع حسابی حساس است. آلومینیوم برای بدنه موشک‌ها، شناورهای نظامی، نفربرهای زرهی و جنگنده‌ها حیاتی است. آمریکا که خودش بخشی از آلومینیوم مورد نیاز صنایع دفاعی‌اش را از خاورمیانه تأمین می‌کرد، حالا با اختلال در تأسیسات داخلی و همچنین حملات تلافی‌جویانه به تأسیسات آمریکا در خلیج‌فارس، ممکن است با کمبود مواد اولیه برای تجهیزات نظامی روبه‌رو شود. از سوی دیگر، آمریکا و اسرائیل هم که تأسیسات آلومینیومشان در بحرین و امارات آسیب دیده، مجبورند آلومینیوم را از فاصله دورتر، مثلاً از کانادا یا نروژ، با قیمت بالاتر تأمین کنند. این یعنی هزینه تسلیحات و مهمات در هر دو طرف افزایش پیدا کرده است.

 

از یخچال تا آیفون


شاید باورتان نشود، اما آلومینیوم و فولاد در لوازم خانگی و الکترونیک هم نقش مهمی دارند. بدنه یخچال، ماشین لباسشویی، جاروبرقی، قاب لپ‌تاپ و حتی گوشی موبایل، همه از آلومینیوم و فولاد ساخته می‌شوند. حالا با افزایش قیمت این دو فلز، تولیدکنندگان لوازم خانگی در چین، کره و اروپا با افزایش هزینه تولید روبه‌رو شده‌اند. ال جی و سامسونگ که کارخانه‌های مونتاژ لوازم خانگی‌شان در خاورمیانه است، مستقیماً از اختلال در تأمین آلومینیوم ضربه خورد‌ه‌اند. قیمت تمام شده یخچال و ماشین لباسشویی در بازارهای خاورمیانه تا ۲۰ درصد افزایش یافته و این یعنی مصرف کننده نهایی باید پول بیشتری بپردازد. اپل هم که برای قاب آیفون و بدنه مک‌بوک از آلومینیوم استفاده می‌کند، هشدار داده که در صورت ادامه بحران، ممکن است مجبور شود قیمت محصولاتش را افزایش دهد.


در ایران هم با اختلال در تأمین فولاد، تولیدکنندگان لوازم خانگی داخلی با مشکل روبه‌رو شده‌اند. بدنه اجاق گاز، ماشین لباسشویی و یخچال‌های ساخت داخل، همه به ورق فولادی نیاز دارند که حالا یا نیست یا بسیار گران شده. این یعنی احتمال جهش قیمت لوازم خانگی در بازار ایران بسیار بالاست و بسیاری از خانوارها ممکن است خرید این کالاها را به تأخیر بیندازند. سه سناریو در تقابل با تهاجم آمریکا و رژیم صهیونی به صنایع وضعیت فعلی خیلی شکننده است.

 

کارشناسان سه سناریو پیش‌بینی می‌کنند. سناریوی اول، «آتش‌بس صنعتی» است، با احتمال کم. یعنی یک توافق سریع سیاسی و توقف حملات. در این صورت قیمت فلزات تا حدودی به سطح قبل از بحران برمی‌گردد، اما هزینه حمل‌ونقل و بیمه برای ماه‌ها بالا می‌ماند. سناریوی دوم، محتمل‌ترین حالت، «جنگ فرسایشی زیرساخت‌ها» است. یعنی هر طرف هر از چند گاهی به تأسیسات کلیدی طرف دیگر حمله می‌کند. در این حالت قیمت آلومینیوم بین ۳,۵۰۰ تا ۴,۰۰۰ دلار تثبیت می‌شود. صنایع خودروسازی و هوافضا در غرب با کمبود قطعات آلومینیومی روبه‌رو می‌شوند و اقتصاد با کاهش شدید درآمدهای ارزی و  وارد رکود عمیق‌تری می‌شود.


سناریوی سوم، «فاجعه انرژی» است. کم‌احتمال اما بسیار مخرب. اگر حملات آمریکا به تاسیسات خارک رخ دهد در مقابل حملات ایران به تأسیسات نفتی عربستان یا امارات گسترش پیدا کند و پالایشگاه‌ها و خطوط لوله را هدف بگیرد، قیمت نفت از ۱۵۰ دلار هم عبور می‌کند. در آن صورت قیمت آلومینیوم می‌تواند از ۵,۰۰۰ دلار فراتر برود و جهان با رکودی شبیه بحران انرژی دهه ۱۹۷۰ مواجه شود.