
هفت صبح| مطلب یک صفحه آخر امروزمان نه در قالب پروفایل است و نه برگی از تاریخ؛ هیچ ربطی هم به رویدادی خاص یا یکی از مشاهیر کشورمان ندارد؛ این مطلب را برای دسته خاصی از متروسواران بیمبالات نوشتم. (میتوانستم از واژههای تندتری هم استفاده کنم یا از آن فحشهای مندرآوردی بنویسم.) پس به کسی بر نخورد! آنها که مسافران کناریشان را به هیچ جایشان حساب نمیکنند و با رفتارها و عادتهای زنندهشان شروع یا پایان یک روز کاری را برایمان عذابآور میکنند.

مثل مرغ بال و پر شکستهام من!
هر روز بسیاری از شهروندان، صبح زود یا غروب خسته، وارد مترو میشوند. مترو جدای از اینکه یک وسیله حملونقل مهم بهشمار میرود، صحنهای فشرده از زندگی شهری نیز هست. وارد مترو که بشویم عجله، خستگی، تفاوتهای اجتماعی و سبکهای مختلف رفتار، همه در چند متر مربع به هم میرسند. در کوپههای قطار؛ «فرهنگ شهری» بیشتر از هر جای دیگری خودش را نشان میدهد. این مسئله در رفتارهای ساده ما با یکدیگر خودنمایی میکند.
در بسیاری از شهرهای بزرگ جهان، مترو مجموعهای نانوشته از قواعد رفتاری دارد که شهروندان به آن پایبندند؛ قوانینی ساده اما حیاتی که برای حفظ نظم، آرامش و احترام متقابل اهمیت دارد. در متروهای ایران بسیاری از این قواعد رعایت میشود اما برخی دیگر هنوز جدی گرفته نمیشود. شاید وقت آن رسیده که بیدستور، به این قوانین ساده برگردیم؛ قوانینی که اگر رعایت شوند، مترو را از یک فضای پراسترس به تجربهای قابل تحمل و حتی انسانی تبدیل میکنند.
این قوانین نانوشتهرو رعایت کن لطفا
هموطن عزیز روی پلهبرقی، یک سمت بایست و یک سمت را برای حرکت آزاد بگذار. در اغلب کشورهای جهان، ایستادن در یک سمت (معمولا راست) و آزاد گذاشتن سمت دیگر برای حرکت، یک قاعده بدیهی است. این کار به کسانی که عجله دارند کمک میکند سریعتر رفتوآمد کنند؛ البته که نباید روی پلهبرقی راه برویم ولی به لحاظ ایمنی هم این نکته مهم است. هموطن هنگام نشستن کنار دیگران، پای خود را روی پای دیگرت ننداز. مگر روی مبل خانهتان نشستهای؟! این رفتار حریم شخصی اطرافیان را نقض میکند و لباس بغلدستی را به گند میکشد؛ بهویژه در واگنهای شلوغ. آن داخل هیچ چیزی پخش نمیکنند دوست عزیز؛ این همه عجله برای چیست آخر؟ چرا پیش از سوار شدن، اجازه نمیدهید مسافران داخل واگن پیاده شوند. ایستادن کنار در و باز کردن مسیر، هم نشانه احترام است و هم باعث سرعت بیشتر حرکت قطار میشود.

این «در» لاکردار
هر چه میکشیم از این «در» لاکردار است! که خیلی جاها به رویمان بسته است. اگر قصد پیاده شدن ندارید، جلوی درِ واگن نایست رفیق. ایستادن بیدلیل جلوی در، رفتوآمد را مختل و اعصاب دیگران را خُرد میکند. دوست بامرام عزیزی که وقت بستن شدن در، با پای خود جلوی آن را میگیری تا جاماندههایی که با سرعت 100کیلومتر در ساعت به سمت در میآیند سوار شوند، این کار هم رسما تجاوز به وقت و حقوق دیگران است. خجالت بکش...
برای هرچی بیمعرفته!
اگر معرفت دارید صندلی خود را به سالمندان، زنان باردار و افراد کمتوان بدهید. حتی اگر صندلی اولویتدار مشخصی وجود نداشته باشد، این رفتار یک انتظار اجتماعی و نشانه بلوغ فرهنگی است. اگر هم معرفت ندارید که هیچ! راحت باشید... بعد اینکه با صدای بلند صحبت نکن رفیق و اینکه مکالمههای تلفنیات را هم کوتاه کن. مترو فضای عمومی است؛ آرامش دیگران، بخشی از حق شهروندی آنهاست. خیلی صدای خوبی داری، داد هم میزنی؟
خدا ازت نگذره «سیر»
در ضمن هیچ علاقهای هم به گوش کردن موسیقی یا فیلم و بازی مورد علاقهات ندارم آقا یا خانم محترم؛ حتی صدای خدیجه ددهبالا باشد! موسیقی را فقط با هدفون گوش کن. اگر هدفون نداری، صدا را قطع یا بسیار کم کن. اگر هم اعتقادی نداری، راحت باش. فقط خدا ازت نگذرد... من هم سیر خیلی دوست دارم؛ اتفاقا دیروز از ترهبار کیلویی خدا تومن خریدم ولی انصافا روزی که سوار مترو میشوی سیر نخور؛ بوی گند سیر پدرمان را درمیآورد.
اگر هم که شعور نداری که هیچ! از بوی بد گفتم؛ تابستان که آمد دوش گرفتن و استفاده از اسپری بدن و این چیزها را فراموش نکن. فعلا هوا سرد است؛ پس راحت باش. این را بچه سه ساله هم میداند؛ شما هموطن بیانضباط را نمیدانم! زباله نریزید؛ بهویژه روی پلهبرقیها. ریختن زباله علاوه بر بیاحترامی، میتواند باعث خرابی تجهیزات و زحمت بیشتر شهروندان شود. آقا یا خانم عزیز، در شلوغی، کولهپشتی و کیف بزرگ را جلوی بدن یا روی زمین بگذار. این کار از برخورد ناخواسته و تنشهای بیدلیل جلوگیری میکند.از تکیه دادن یا فشار آوردن به دیگران خودداری کنید. تماس بدنی ناخواسته، حتی اگر سهوی باشد، آزاردهنده است.
نگاهتو بدزد!
به دیگران خیره نشوید. یعنی اینکه در چشم کسی زل نزنید! رخ به رخ کسی نشوید؛ سوفیا لورن نیستی که با این فِیسِت (به قول آبودانیها) تحملت کنم. احترام، فقط در کلام خلاصه نمیشود؛ نگاه هم بخشی از رفتار اجتماعی است. جای ایستادن یا نشستن دیگران را اشغال نکنید. هادی چوپان نیستی که رفیق. بکش کنار بشینیم. در مترو، هر نفر سهم مشخصی از فضا دارد. بنابراین نمیتوانیم هرجور که دلمان خواست بایستیم یا بشینیم. در زمان شلوغی، بیدلیل در راهروها توقف نکنید. حرکت روان قطار و مسافران، حق همه است. خب همه اینها را گفتیم و اینکه دستفروشها و متکدیها هم راحت باشند دیگر. با آنها فعلا کاری نداریم.






