
هفت صبح| در آرشیوم که به دنبال عکس برای قاب تاریخ میگشتم، چشمم به این عکس کمتر دیده شده از تیمورتاش افتاد؛ او که در کنار سِر جان کدمن، رئیس شرکت نفت انگلیس و ایران و احتمالا همسرش ایستاده. عبدالحسین سردار معظم خراسانی که بعدها به «تیمورتاش» آوازه یافت، سرگذشت شگفتانگیزی داشت. او که در دوره قاجار از فرماندهی نظامی و والیگری به نمایندگی مجلس شورای ملی و سرانجام به وزارت رسیده بود، با آمدن رضاخان در گستره سیاست ایران به او پیوست و از یاران نزدیکش شد.

از او چه میدانیم؟
متولد سال 1260 در نردین از توابع خراسان بود؛ پدرش که بود؟ حاج کریم دادخان معززالملک نردینی که از خوانین نردین بود و مدتی نیز حاکم سبزوار شد. عبدالحسین که پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی و یادگیری سوارکاری و تیراندازی، برای یاد گرفتن زبان روسی، با حمایت میرزا رضاخان ارفعالدوله وزیر مختار ایران در روسیه، عازم عشقآباد میشود. 14ساله بود که به سنپترزبورگ رفت و در مدرسه معروف «نیکلایوسکی» که مخصوص اشرافزادگان روسی بود، تحصیل کرد. تیمورتاش که حالا 20 ساله شده بود، بعد از اتمام تحصیل نظامی به ایران باز میگردد.

وزارت دربار
تیمورتاش با پادشاهی رضاخان به وزارت دربار میرسد. گستره قدرت سیاسی او به اندازهای بود که پس از شاه پهلوی، دومین شخصیت نیرومند و پرنفوذ پادشاهی محسوب میشد. اسب تیمورتاش در میدان سیاست ایران از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۱۱ خورشیدی بیمهابا میتاخت، بیآنکه فکر کند این میدان در سراسر تاریخ ایران، تنها برای تاختوتاز نبوده؛ القصه... خورشید بخت تیمورتاش ناگهان غروب کرد.

فروپاشی اقتدار تیمورتاش
همین قدرت گرفتن تیمورتاش و کنترل او بر کلیه امور کشور، موجب شد رضاشاه نسبت به او شک کند. سال 1308 رضاخان، تیمورتاش را از سمت وزارت فوائد عامه عزل و کریم بوذرجمهری را به جای او انتخاب کرد. فروپاشی اقتدار عبدالحسین تیمورتاش و بازداشت به اتهام جاسوسی برای شوروی و محاکمه و زندان قصر و دیدار شوم با پزشک احمدی در سال ۱۳۱۲، پایانی بر تاختوتاز عبدالحسین خان تیمورتاش در میدان سیاست ایران شد. عبدالحسین خان تیمورتاش که گفته میشود رازهای زیادی از رژیم پهلوی در دل داشت که با مرگ با خود به گور برد...
روایت ایراندخت از مرگ پدش
22 تیر 1360 ایران تیمورتاش که آن زمان در پاریس زندگی میکرد، 48 سال پس از مرگ پدرش گفت «گروه سه نفره شامل سرلشکر آیرم رئیس شهربانی، پاشاخان رئیس کل زندانها و پزشک احمدی پدرم را در داخل دخمهای با بالش خفه کردند و این زمانی بود که تزریق سم به او توسط پزشک احمدی منجر به مرگ پدرم نشده بود!» یادآوری این نکته هم جالب است که سرلشکر آیرم در بازگشت از این ماموریت خیلی کوتاه با لحنی موفقیتآمیز میگوید: «کار تمام شد، کارش را تمام کردم.» این اتفاق دقیقا در شب هشتم مهر ۱۳۱۲، ساعت ۱۱:۳۰ شب برابر با ۳۰ سپتامبر ۱۹۳۳ به وقوع پیوست.
کمی درباره ایراندخت دختر تیمورتاش
اول به همسران و فرزندان تیمورتاش به طور خلاصه اشاره کنیم؛ سرورالسلطنه دختر زیباروی خازنالملک همسر اول تیمورتاش بود که از او صاحب یک دختر و سه پسر به نامهای ایران و منوچهر، هوشنگ و مهرپور شد. همسر دوم تیمورتاش، زنی ارمنی به نام «تاتانیا» بود که از او نیز صاحب دو فرزند به نامهای پریچهر و نوشآفرین شد. اما ایراندخت تیمورتاش فرزند اول عبدالحسین متولد سال ۱۲۹۵ در تهران بود.

ایراندخت که در دوران تحصیل از دانشآموزان ممتاز مدرسه «ناموس» بود. او سپس برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و از دانشگاه سوربن این کشور دکترای فلسفه گرفت. ایراندخت که سال 1355 به سمت وابسته فرهنگی و مطبوعاتی سفارت ایران در فرانسه منصوب شد، از شاعران مشهور بجنورد محسوب میشد و حتی سال ۱۳۰۹ در ۱۴سالگی یک رمان هم نوشت. او که در زمان قتل پدرش ۱۷ساله بود، درنهایت توانست با پشتکار زیاد، دکتر احمدی، قاتل پدرش و دیگر فعالان زمان رضاشاه را به محاکمه بکشاند.
ایراندخت سرانجام سال ۱۳۷۰ در پاریس درگذشت.



