
هفت صبح، محمد سرابی| در سینما و ادبیات علمی تخیلی میتوان انتهای فناوری را به نازلترین نوع بدویت پیوند زد. میشود قبیلهای ساخت که اشراف آن سوار بر سفینههای فضایی در بین سیارهها سفر میکنند اما همزمان، یکدیگر را با شمشیر میکشند تا شجاعتشان را ثابت کنند. قسمت آخر مجموعه فیلمهای Predator که در ایران با نام «غارتگر» شناخته میشود به نام « غارتگر: سرزمینهای بد» با فیلمهای قبل از خود تفاوت جدی دارد. در پنج فیلم و یک پویانمایی قبلی، شخصیت غارتگر علیه انسان بود و تماشاگر فیلم، این موجود زشت را به عنوان دشمن بشر میشناخت. در فیلم امسال موضوع کلا تغییر کرده است.
زاویه دید فیلم سرزمینهای بد از سمت غارتگر روایت میشود و - اگرچه کمی سخت به نظر میآید ولی - تماشاگر «طرفدار» غارتگر است. مخصوصا که غارتگر این فیلم در مقابل انسانها نمیجنگد و با هیولاها و رباتها روبهرو است. شاید بعد از گذشت 37 سال، کهنه شدن ایده اولیه باعث یک نوآوری جسورانه شده است. پوستر رسمی فیلم هم زیرکانه به شکلی طراحی شده است که دو چهره انسانی و حیوانی از شخصیت اصلی را نشان دهد.
ضد قهرمان
غارتگر شخصیتی بود که در یکی از فیلمهای کماندویی جنگلی سالهای 80 معرفی شد. فیلمی با بازی آرنولد شوارتزنگر که در آن گروهی از نیروهای ویژه در یک جنگل بارانی به موجودی بسیار قوی با سلاحهای پیشرفته اما با ظاهری شبیه موجودات وحشی درگیر میشوند. موجودی عضلانی و قد بلند که از فضا آمده و میتواند نامرئی شود. صورت او که بیشتر اوقات در پشت نقاب پنهان شده تا حد ممکن زشت به تصویر کشیده شده و چهار دندان نیش، از فکها بیرون زده و رو به سوی همدیگر خم شدهاند.
این دندانهای نیش که البته نه در غذا خوردن و نه در شکار کردن کاربرد خاصی ندارد، علامت شناسایی غارتگر در تمام فیلمهایش است همانطور که جمجمه کشیده شده به عقب نشانه بیگانه Alien است. با موفقیت فیلم Predator 1987 در سالهای بعد Predator II - 1999 ساخته شد و غارتگر از جنگل به عمق شهر امروزی لسآنجلس آمد. فیلم بعدی Predators 2010 در جنگل و The predator 2018 در شهر میگذشت تا اینکه سال 2022 رسید.
داستان فیلم شکار Prey 300 سال عقب و در زمانی اتفاق میافتاد که قبیلههای بومی سرخپوست در دشتهای آمریکا زندگی میکردند. اینبار دختر جوانی باید با غارتگر مقابله میکرد و اثری از تمدن و زندگی شهری نبود. ظاهرا موضوع زندگی قبیلهای و طبیعت بکر برای سازندگان خوشایند بود چون فیلم امسال Predator: Badlands هم بر همین اساس و توسط همان کارگردان دن تراختنبرگ ساخته شده است.
نکته اینکه بازیگر نقش غارتگر از بومیان اقیانوسیه و متولد نیوزلند است. داستان این فیلم در آینده دور اتفاق میافتد. رباتهای کاوشگر به سیارهای پر از گیاه و جانور رفتهاند جایی که همزمان یک غارتگر جوان به دنبال بزرگترین شکار است میگردد تا لیاقت و قدرت خودش را به اعضای قبیلهاش نشان دهد. زاویه دید فیلم از طرف «دِک» و تماشاگر هم در انتظار پیروزی او است. در فیلمهای قبلی هم فهمیده بودیم که غارتگرها بخشی از نظام بدوی قبیلهای هستند و ممکن است با یکدیگر دشمن باشند اما در سرزمینهای بد این اختلاف را به وضوح میبینیم.
طبیعت وحشی
در جنگلهای سیاره؛ گلها سمی، پیچکها گوشتخوار و کرمها قابل انفجار هستند. طبیعت میتواند هر موجودی را نابود کند. شبیه سیاره سریال پویانمایی حکمرانی لاشخورها Scavengers Reign - 2023 یا سیاره سریال بزرگ شده توسط گرگها Raised by Wolves - 2020 و همینطور سیارههایی که در مجموعه فیلمهای Riddick دیده میشود. در همه این دنیاها فناوری تا حد ساخت تفنگ لیزری پیشرفت کرده اما نمیتواند بر طبیعت غلبه کند.
در غارتگر سرزمینهای بد هم انسانها توانستهاند رباتهای انساننما بسازند و به جای خودشان به کار بگیرند، تجهیزات مکانیکی بزرگ و سلاحهای قوی را برای استعمار سیاره جدید اعزام کنند اما درگیری همچنان ادامه دارد. خشونت چنان همهگیر است که از خود میپرسیم آیا دلیل رفتار وحشیانه غارتگرها، زندگی در چنین فضایی است؟
جایی که پدر و پسر همدیگر را میکشند و خواهرها با هم دشمن هستند. مجموعه فیلمهای غارتگر با مجموعه فیلمهای بیگانه نوعی جهان مشترک دارد. هر دو درباره درندههای فضایی هستند و ساخت دو فیلم ترکیبی crossovers که در آنها دو نوع هیولا با هم برخورد میکنند، باعث شده است که طرفداران مشترکی داشته باشند تا جایی که در ساختن فیلمهای آینده باید به تداخل داستانها توجه کرد. سرزمینهای بد با تغییر زاویه نگاه، مسیر ادامه مجموعه فیلم را عوض کرده است و فیلمهای بعدی هم احتمالا بر این مسیر جدید حرکت میکنند.




