
هفت صبح| در سینمای ایران، کمدی همیشه امنترین پناهگاه گیشه به حساب آمده است. کافی است چند بازیگر محبوب کنار هم قرار بگیرند، قصهای درباره ارث، خانواده یا سوءتفاهم شکل بگیرد و چند موقعیت اغراقآمیز هم به آن اضافه شود تا بسیاری فروش بالا را از پیش قطعی بدانند. «خوابنما» نیز با همین فرمول روی پرده آمده، فیلمی که رضا مقصودی بعد از تجربه موفق مجموعه «خجالت نکش» ساخته و امیدوار است بار دیگر مخاطب عام را با خود همراه کند.
با این حال، آغاز اکران تصویری متفاوت ارائه میدهد. فیلم طی نخستین هفته نمایش، در ۱۵۵ سالن سینما حدود دو و نیم میلیارد تومان فروش داشته، رقمی که برای اثری با این میزان تبلیغات، ترکیب بازیگران شناختهشده و زمان مناسب اکران، چندان امیدوارکننده به نظر نمیرسد. این عدد هنوز فاصله زیادی با شتابی دارد که از یک کمدی تابستانی انتظار میرود.
قصهای آشنا با لباسی تازه
ایده مرکزی «خوابنما» از همان ابتدا تکلیفش را روشن میکند، داستانی درباره وسوسه رسیدن به ثروت خانوادگی که با ورود شخصیتها به مجموعهای از موقعیتهای عجیب، رنگ و بوی فانتزی پیدا میکند. فیلم تلاش دارد از دل تغییر هویت، سوءتفاهمهای خانوادگی و روابط میان نسلها، موقعیتهای خندهدار خلق کند.این جنس روایت سالهاست در سینمای کمدی ایران امتحان خود را پس داده است. تفاوت، همیشه در کیفیت پرداخت و ریتم اجرا شکل میگیرد. «خوابنما» در بخشهایی موفق میشود از ایده اولیه خود بهره بگیرد و چند موقعیت سرگرمکننده بسازد، اما در ادامه، قصه بارها دور خودش میچرخد و ضرباهنگ روایت افت میکند. همین افت ریتم باعث میشود شوخیها اثر اولیه خود را از دست بدهند و انرژی فیلم به مرور کاهش پیدا کند.فیلم بیش از آنکه روی غافلگیری تماشاگر حساب باز کند، به خاطره جمعی مخاطب از کمدیهای سالهای گذشته تکیه دارد، انتخابی که برای بخشی از تماشاگران نوستالژیک جذاب است، اما برای مخاطبی که انتظار طنزی تازهتر دارد، چندان اقناعکننده نیست.
ستارههایی که بار فیلم را به دوش میکشند
اگر «خوابنما» همچنان تماشاگرش را تا پایان روی صندلی نگه میدارد، سهم بزرگی از این اتفاق به بازیگرانش برمیگردد. جواد رضویان همچنان همان توانایی همیشگی را در خلق لحظههای کمیک دارد و حتی در سکانسهایی که متن قدرت کافی ندارد، با لحن و میمیک خود ریتم را حفظ میکند.بیژن بنفشهخواه نیز با ایفای نقشی متفاوت، یکی از برگهای برنده فیلم است. بازی او گاهی از مرز اغراق عبور میکند، اما در مجموع، یکی از معدود بخشهایی است که لبخندهای واقعی از سالن سینما میگیرد. بهاره کیانافشار نیز حضوری کنترلشده دارد و تعادل مناسبی میان فضای فانتزی فیلم و واقعگرایی شخصیتش ایجاد میکند. در کنار این سه نفر، حضور نعیمه نظامدوست، کمند امیرسلیمانی، یوسف صیادی، حامد وکیلی و دیگر بازیگران مکمل، فضای شلوغ و پررفتوآمد قصه را کامل کرده است. با این وجود، تعدد شخصیتها گاهی باعث میشود بعضی نقشها فرصت کافی برای تاثیرگذاری پیدا نکنند.
خنده کافی است؟
واکنش مخاطبان پس از اکران نیز تصویری دوگانه از فیلم ارائه میدهد. گروهی فضای خانوادگی اثر و دوری آن از شوخیهای زننده را نقطه قوت میدانند و معتقدند فیلم برای یک تفریح سبک انتخاب مناسبی است. در مقابل، بسیاری از تماشاگران از کندی روایت، تکرار شوخیها و استفاده از الگوهای آشنای کمدی گلایه کردهاند، انتقادهایی که در روزهای نخست اکران بارها تکرار شده است.شاید بزرگترین چالش «خوابنما» همین باشد، فیلمی که قرار بود با نام رضا مقصودی و ترکیب بازیگرانش از همان ابتدا موتور گیشه را روشن کند، فعلاً با سرعتی کمتر از انتظار حرکت میکند.
رقابت سنگین فیلمهای روی پرده نیز این مسیر را دشوارتر کرده است. البته هنوز برای قضاوت نهایی زود است. کمدیها بارها نشان دادهاند که میتوانند با تبلیغات دهانبهدهان یا استقبال خانوادهها در هفتههای بعد جان تازهای بگیرند. اگر «خوابنما» بتواند این فرصت را به دست آورد، شاید فروش ابتدایی ضعیفش به خاطرهای فراموششده تبدیل شود. در وضعیت فعلی، «خوابنما» فیلمی است که بیش از هر چیز بر جذابیت بازیگرانش تکیه دارد. ایده اولیه ظرفیت سرگرمکردن دارد، اما فیلمنامه در رساندن آن به نقطهای درخشان موفق عمل نمیکند. نتیجه، کمدیای است که لبخند میآورد، اما خندههای ماندگارش کمتر از چیزی است که از سازنده «خجالت نکش» انتظار میرفت.



