
آخر هفته همیشه بهترین زمان برای غرق شدن در جهانهای تازه است، جهانهایی که گاهی پر از انفجار و تعقیبوگریزند، گاهی تاریک و آخرالزمانی و گاهی هم سرشار از توطئههای سیاسی و رازهای پنهان. در میان انبوه آثار تازهای که هر سال منتشر میشوند، انتخاب گزینهای که هم سرگرمکننده باشد و هم ارزش وقت گذاشتن داشته باشد، کار سادهای نیست. به همین دلیل در مطلب آخر هفته چه فیلم و سریالی ببینیم سراغ چهار عنوان متفاوت از سال ۲۰۲۶ رفتهایم که هرکدام نماینده حالوهوایی خاص و سلیقهای مشخص هستند؛ از اکشن پلیسی پر هیاهو گرفته تا ژانر مهیج و بقا و درامی سیاسی در دل یک پناهگاه زیرزمینی.
اگر به دنبال اثری پرانرژی با شوخیهای گاهوبیگاه و شیمی جذاب میان دو ستاره اکشن هستید، فیلم The Wrecking Crew میتواند انتخاب مناسبی باشد. فیلمی که بر پایه فرمول آشنای دو پلیس با شخصیتهای متضاد ساخته شده و با تکیه بر صحنههای اکشن پر زرقوبرق و ریتم تند، بیشتر از هر چیز بر سرگرمی محض تمرکز دارد.
در نقطه مقابل، فیلم Shelter قرار میگیرد، اثری خشن و جمعوجور که داستان یک آدمکش سابق را روایت میکند که در انزوایی سرد و دورافتاده زندگی میکند، اما گذشته رهایش نمیکند. این فیلم با فضاسازی سرد و تمرکز بر رابطه انسانی میان قهرمان داستان و دختری نوجوان، تلاش میکند در کنار اکشن، لایهای احساسی نیز ارائه دهد.
اما اگر دلتان یک تجربه تمامعیار از وحشت پسا آخرالزمانی میخواهد، فیلم 28Years Later: The Bone Temple شما را به جهانی میبرد که سالها پس از شیوع یک ویروس مرگبار، هنوز درگیر ترس، خشونت و فروپاشی اخلاقی است. در نهایت، برای علاقهمندان به روایتهای سیاسی و معمایی، فصل دوم سریال Paradise بازگشتی به دنیای یک پناهگاه عظیم زیرزمینی است که در آن قدرت، بیاعتمادی و رازهای مرگبار، هر لحظه میتوانند نظم ظاهری را فرو بریزند.
فیلم The Wrecking Crew – اکشنی کمدی و سرگرمکننده
فیلم The Wrecking Crew یکی از آثار اکشن کمدی سال ۲۰۲۶ است که با تکیه بر فرمول آشنای پلیسهای همکار اما با چاشنی اغراق، شوخی و انفجارهای پر زرقوبرق، تلاش میکند مخاطبان عام را سرگرم کند. این فیلم در دورانی اکران شده که این ژانر دوباره مورد توجه قرار گرفته و تماشاگران به دنبال ترکیبی از هیجان، طنز و شیمی جذاب میان دو بازیگر اصلی هستند. فیلم The Wrecking Crew دقیقاً بر همین نقطه تمرکز میکند؛ دو چهره کاریزماتیک، مأموریتی پرخطر و همچنین شهری که قرار است در میان تعقیبوگریزها و درگیریها زیر و رو شود. فیلم از همان ابتدا تکلیف خود را روشن میکند: قرار نیست با داستانی پیچیده یا پیامهای عمیق روبهرو باشیم، بلکه هدف اصلی ارائه سرگرمیای پرانرژی و سرراست است.
عوامل سازنده: کارگردانی فیلم بر عهده آنخل مانوئل سوتو بوده و فیلمنامه را جاناتان تروپر نوشته است. سوتو پیشتر نشان داده بود که در خلق ریتم تند و کنترل صحنههای اکشن مهارت دارد و در اینجا نیز تلاش کرده میان کمدی کلامی و اکشن فیزیکی تعادل برقرار کند.
داستان و بازیگران: داستان فیلم The Wrecking Crew حول محور دو مأمور با شخصیتهایی کاملاً متفاوت میچرخد که ناچار میشوند برای متوقف کردن یک شبکه جنایی قدرتمند با یکدیگر همکاری کنند. یکی از آنها شخصیتی خونسرد اما خشن دارد و دیگری بیشتر متکی به شوخی و بداههگویی است. تضاد رفتاری این دو، موتور اصلی کمدی فیلم را شکل میدهد. مأموریت آنها بهسرعت از یک پرونده نسبتاً ساده به بحرانی بزرگتر تبدیل میشود که پای خلافکارانی بینالمللی و توطئههایی چندلایه را به میان میکشد.
جیسون موموآ با تکیه بر کاریزمای طبیعی و حضور فیزیکی قدرتمندش، تصویری از یک پلیس سرسخت اما تا حدی خودسر ارائه میدهد. دیو باتیستا نیز با بازیای که میان جدیت و شوخی در نوسان است، مکمل مناسبی برای او محسوب میشود. شیمی میان این دو بازیگر مهمترین نقطه قوت فیلم است و بسیاری از لحظات بهیادماندنی اثر، از دیالوگها و درگیریهای لفظی آنها شکل میگیرد. با این حال، شخصیتپردازی کاراکترهای منفی چندان عمیق نیست و بیشتر در خدمت پیشبرد اکشن باقی میماند. در کنار آنها بازیگرانی چون کلیس بنگ، تمورا موریسون، جیکوب باتالون، فرانکی آدامز، میاوی، استیون روت و مورنا باکارین حضور دارند.
آیا فیلم ارزش دیدن دارد؟ فیلم The Wrecking Crew اثری است که دقیقاً میداند چه میخواهد باشد: یک اکشن کمدی پرهیاهو و متکی به ستارههایش. اگر به دنبال داستانی پیچیده، تعلیق روانشناختی یا پرداخت دراماتیک عمیق هستید، احتمالاً این فیلم رضایت کامل شما را جلب نخواهد کرد. روایت فیلم نسبتاً ساده و قابل پیشبینی است و برخی صحنهها بیش از حد به کلیشههای رایج ژانر متکی هستند. با این حال، انرژی بالای فیلم، شوخیهای گاهوبیگاه موفق و صحنههای اکشن خوشساخت باعث میشود تجربه تماشای آن خستهکننده نباشد. در مجموع، فیلم The Wrecking Crew برای یک تماشای سرگرمکننده آخر هفته گزینهای قابل قبول است، بهویژه برای طرفداران آثار این ژانر و علاقهمندان به جیسون موموآ و دیو باتیستا؛ اما بعید است به اثری ماندگار در این ژانر تبدیل شود.
فیلم Shelter – کلیشهای جذاب از جیسون استاتهام
فیلم Shelter یکی از تازهترین آثار اکشن و مهیج سال ۲۰۲۶ است که بار دیگر جیسون استاتهام را در قالب مردی تنها، خشن و گریزان از گذشته به تصویر میکشد، شخصیتی که انگار سالهاست به امضای حرفه بازیگری او تبدیل شده است. این فیلم با تکیه بر فرمول آشنای آدمکشی بازنشسته که ناچار میشود برای محافظت از فردی بیگناه دوباره به میدان بازگردد، تلاش میکند میان هیجان، تعلیق و احساسات انسانی تعادل برقرار کند. فضای سرد و منزوی جزیرهای در سواحل اسکاتلند، بستر مناسبی برای شکلگیری داستانی درباره انزوا، گناه و تلاش برای رستگاری فراهم میکند. فیلم Shelter در نگاه اول شاید اثری آشنا به نظر برسد، اما اجرای حرفهای آن باعث شده در میان آثار مشابه، جایگاهی قابل توجه پیدا کند.
عوامل سازنده: کارگردانی فیلم را ریک رومن وو بر عهده دارد، فیلمسازی که پیشتر نیز در ژانر اکشن و درامهای پرتنش تجربه موفق داشته است. او در فیلم Shelter تمرکز خود را بر خلق فضایی واقعگرایانهتر نسبت به بسیاری از آثار اکشن اغراقآمیز گذاشته و سعی کرده خشونت را ملموس و بیواسطه نشان دهد. فیلمنامه توسط وارد پری نوشته شده و ساختار روایی آن بر پایه تقابل گذشته و حال شخصیت اصلی شکل گرفته است.
داستان و بازیگران: داستان فیلم Shelter درباره مایکل میسن است، آدمکشی حرفهای که پس از سرپیچی از سازمان سابقش، سالهاست در انزوای کامل در جزیرهای دورافتاده زندگی میکند. تنها ارتباط هفتگی او با جهان بیرون، دختری نوجوان به نام جسی است که برایش آذوقه میآورد و با سوگ از دست دادن مادرش دستوپنجه نرم میکند. رابطه این دو در ابتدا سرد و محتاطانه است، اما بهمرور به پیوندی انسانی تبدیل میشود که لایهای احساسی به فیلم میبخشد.
وقتی سازمان سابق مایکل میسن رد او را پیدا میکند و تصمیم به حذفش میگیرد، گذشته خشونتبار او دوباره زنده میشود. فیلم از این نقطه وارد فاز تعقیبوگریز و درگیریهای فیزیکی میشود، صحنههایی که با طراحی دقیق و ضربآهنگ مناسب اجرا شدهاند. استاتهام همان تصویری را ارائه میدهد که مخاطبانش انتظار دارند: کمحرف، مصمم و مرگبار. با این حال، حضور بودی ری بریتناک در نقش جسی، بُعدی لطیفتر به داستان میدهد و تلاش میکند چهره انسانیتری از قهرمان ارائه کند. بیل نای و نائومی آکی نیز در نقشهای مکمل، وزن دراماتیک بیشتری به روایت میبخشند، هرچند شخصیتپردازی برخی کاراکترهای منفی میتوانست عمیقتر باشد.
آیا فیلم ارزش دیدن دارد؟ فیلم Shelter بدون تردید فیلمی خوشساخت و حرفهای در چارچوب ژانر خود است، اما نمیتوان انکار کرد که داستان آن یادآور بسیاری از آثار قبلی جیسون استاتهام و حتی نمونههای مشابه در سینمای اکشن است. طرح کلی مردی منزوی با گذشتهای تاریک که برای محافظت از یک کودک یا نوجوان وارد نبردی خونین میشود، پیشتر بارها تکرار شده است. با این حال، اجرای دقیق، ریتم جمعوجور و فضاسازی مناسب باعث میشود فیلم از سقوط به دام کلیشههای خستهکننده فاصله بگیرد. اگر به دنبال تجربهای نوآورانه هستید، شاید فیلم Shelter غافلگیری بزرگی برایتان نداشته باشد. اما اگر از طرفداران اکشنهای سرراست، خشن و جمعوجور هستید و بازی جیسون استاتهام را میپسندید، این فیلم میتواند گزینهای رضایتبخش برای یک تماشای پرهیجان باشد، اثری که هرچند نوآوری چندانی ندارد، اما در اجرای فرمول آشنای خود موفق عمل میکند.
فیلم 28Years Later: The Bone Temple – فروپاشی انسانیت در برابر تکامل زامبیها
فیلم 28Years Later: The Bone Temple تازهترین فصل از یکی از مهمترین مجموعههای ترسناک و پسا آخرالزمانی سینماست، مجموعهای که از زمان اکران نخستین فیلمش، استانداردهای تازهای برای روایت وحشت در دنیایی فروپاشیده تعریف کرد. این فیلم که در سال ۲۰۲۶ روی پرده رفته، ادامه مستقیم فیلم قبلی است و بار دیگر مخاطب را به جهانی بازمیگرداند که دههها پس از شیوع ویروسی مرگبار، هنوز روی آرامش به خود ندیده است. در این فیلم، خشونت عریانتر شده، فضای ناامنی گستردهتر است و حس اضطراب نهتنها از حضور تهدید بیرونی، بلکه از فروپاشی درونی انسانها سرچشمه میگیرد. فیلم 28Years Later: The Bone Temple تلاش میکند ضمن وفاداری به حالوهوای تلخ و واقعگرایانه مجموعه، ابعاد فلسفی و روانشناختی پر رنگتری به داستان اضافه کند.
عوامل سازنده: کارگردانی فیلم را نیا داکوستا بر عهده دارد، فیلمسازی که پیشتر نیز توانایی خود را در خلق فضاهای پرتنش و ترسناک نشان داده بود. نگاه او در این فیلم بر ایجاد حس ناامنی دائمی و تعلیقی خزنده متمرکز است، رویکردی که باعث میشود حتی در صحنههای آرام نیز تهدیدی پنهان احساس شود. فیلمنامه توسط الکس گارلند نوشته شده، نویسندهای که از ابتدا با این مجموعه پیوند داشته و همچنان دغدغههای انسانی و اجتماعی را در دل یک داستان وحشتناک دنبال میکند.
داستان و بازیگران: داستان فیلم سالها پس از فروپاشی تمدن جریان دارد، جایی که بازماندگان در جوامعی کوچک و پراکنده زندگی میکنند و تهدید مبتلایان همچنان پابرجاست. محور روایت بر گروهی از بازماندگان متمرکز است که در جستوجوی پناهگاهی امن، به مکانی اسرارآمیز موسوم به معبد استخوان میرسند، جایی که قرار است نمادی از نجات باشد، اما بهتدریج چهرهای هولناکتر از آنچه تصور میشد را نشان میدهد.
رالف فاینز در نقش رهبری کاریزماتیک اما دوپهلو ظاهر میشود، شخصیتی که مرز میان ایمان و جنون را بارها جابهجا میکند. جک اوکانل نیز نقش مردی را بازی میکند که میان بقا و حفظ انسانیتش گرفتار شده است. تعامل این دو شخصیت، بار دراماتیک فیلم را شکل میدهد و تقابل دیدگاههایشان به یکی از جذابترین جنبههای روایت تبدیل میشود. فیلم علاوه بر صحنههای خشن و خونین، به درگیریهای اخلاقی و روانی نیز میپردازد و نشان میدهد در جهانی بیقانون، خطر تنها از سوی مبتلایان نیست، بلکه از انسانها نیز سرچشمه میگیرد. در کنار این دو، آلفی ویلیامز، ارین کلیمن و چی لوئیس-پری نیز نقشهای مهمی ایفا میکنند.
آیا فیلم ارزش دیدن دارد؟ فیلم 28Years Later: The Bone Temple در مقایسه با بسیاری از دنبالههای سینمایی، صرفاً به تکرار فرمول موفق گذشته اکتفا نمیکند و تلاش دارد دایره وحشت و تأمل را گستردهتر کند. کارگردانی حسابشده و بازیهای قدرتمند، بهویژه از سوی فاینز و اوکانل، به فیلم وزنی جدی میبخشند. با این حال، افزایش سطح خشونت و تمرکز بر جلوههای گرافیکی ممکن است برای برخی مخاطبان بیش از حد باشد و گاهی نیز روایت در میانه راه دچار کشآمدگی میشود. اگر از علاقهمندان سینمای وحشت پسا آخرالزمانی هستید و به دنبال اثری هستید که علاوه بر ترساندن، شما را به فکر فرو ببرد، این فیلم گزینهای قابل توجه است. اما برای کسانی که انتظار نوآوری بنیادین یا تجربهای کاملاً متفاوت از فیلمهای پیشین دارند، ممکن است این اثر بیش از حد به حالوهوای آشنای مجموعه متکی باشد.
فصل دوم سریال Paradise – بازگشت به دنیایی آخرالزمانی و سیاسی
فصل دوم سریال Paradise در ادامه موفقیت فصل نخست، بار دیگر مخاطبان را به دنیایی پسا آخرالزمانی میبرد که در آن سیاست، قدرت و بقا به شکلی پیچیده درهمتنیده شدهاند. این مجموعه که در سال ۲۰۲۵ با استقبال منتقدان روبهرو شد و حتی نامزدیهای مهمی در جوایز امی به دست آورد، حالا در فصل دوم تلاش میکند دامنه روایت خود را گستردهتر کند و به پرسشهای بیپاسخ فصل قبل عمق بیشتری ببخشد. سریال Paradise از آن دسته آثاری است که صرفاً به نمایش فروپاشی جهان بسنده نمیکند، بلکه تمرکز اصلیاش بر فروپاشی اعتماد، ساختارهای سیاسی و روابط انسانی در شرایط بحرانی است. فضای بسته و خفقانآور پناهگاه زیرزمینی، بستر مناسبی برای شکلگیری تنشهایی فراهم میکند که بیش از آنکه بیرونی باشند، از دل شخصیتها و جاهطلبیهایشان سرچشمه میگیرند.
عوامل سازنده: خالق سریال دن فوگلمن است، نویسنده و تهیهکنندهای که پیشتر نیز توانایی خود را در خلق روایتهای شخصیتمحور و چندلایه نشان داده بود. در سریال Paradise او سراغ ترکیبی از هیجان سیاسی و درام پسا آخرالزمانی رفته و کوشیده میان تعلیق داستانی و پرداخت احساسی تعادل برقرار کند.
داستان و بازیگران: داستان سریال Paradise سه سال پس از یک رویداد آخرالزمانی جریان دارد، زمانی که بازماندگان در شهری زیرزمینی به وسعت یک کلانشهر زندگی میکنند. در فصل اول، قتل رئیسجمهور ایالات متحده جرقه اصلی روایت بود و خاویر کالینز با بازی استرلینگ کی براون در تلاش برای کشف حقیقت، خود به یکی از مظنونان اصلی تبدیل شد. فصل دوم از همان نقطه تنش آغاز میشود و پیامدهای افشاگریها و خیانتها را پی میگیرد.
خاویر حالا بیش از گذشته در موقعیتی متزلزل قرار دارد؛ او نهتنها از سوی ساختار قدرت زیر سؤال رفته، بلکه در روابط شخصیاش نیز دچار بحران شده است. جولیان نیکلسون در نقش شخصیتی بانفوذ و پیچیده، نماینده بخشی از سیستم سیاسی پناهگاه است که میان حفظ نظم و پنهانکاری اخلاقی گرفتار شده است. جیمز مارسدن نیز با بازیای کنترلشده، لایههای تازهای به شخصیت خود میافزاید و تضاد میان آرمانگرایی و واقعگرایی سیاسی را پررنگتر میکند. فصل دوم تلاش میکند علاوه بر پیشبرد معمای سیاسی، به ابعاد اجتماعی زندگی در یک جامعه ایزوله بپردازد، جامعهای که در آن کمبود منابع، ترس از تهدید بیرونی و رقابت برای قدرت، هر لحظه میتواند به انفجار منجر شود.
آیا سریال ارزش دیدن دارد؟ فصل دوم سریال Paradise در بسیاری از جنبهها موفق میشود استانداردهای فصل نخست را حفظ کند. بازیهای قدرتمند، بهویژه از سوی استرلینگ کی براون، همچنان نقطه قوت اصلی اثر است و فیلمنامه در پرداخت روابط قدرت و بیاعتمادی، هوشمندانه عمل میکند. با این حال، ریتم روایت در برخی قسمتها کُند میشود و پیچیدگیهای سیاسی گاه بیش از حد توضیح داده میشوند. همچنین خطر تکرار برخی الگوهای تعلیقی فصل اول در این فصل احساس میشود.
در مجموع، اگر به آثار مهیج سیاسی با پسزمینه پسا آخرالزمانی علاقهمندید و از روایتهای شخصیتمحور لذت میبرید، فصل دوم سریال Paradise همچنان اثری قابلتوجه و ارزشمند است. اما برای مخاطبانی که انتظار تحول زیاد یا هیجان مداوم دارند، ممکن است برخی بخشها بیش از اندازه گفتوگومحور و آهسته به نظر برسد.






