
هفت صبح| یک مداح در شهرری، رئیسجمهور کشورمان را تهدید به قتل کرد. محمدعلی بخشی در سخنانی خطاب به مسعود پزشکیان، رئیسجمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی، گفت: «اگر شروط رهبری محقق نشود، ما میدانیم و تیغ و حلقوم شما.» به نظرم بهتر است به جای پرداختن به شخص گوینده، این مسئله را از زاویه حق مردم بررسی کنیم که زاویهای بزرگتر و مهمتر است. چون هر شهروندی حق دارد با یک توافق سیاسی موافق یا مخالف باشد. همانطور که برخی از ایرانیان از توافق و تفاهم میان ایران و آمریکا استقبال میکنند، گروهی دیگر نیز ممکن است با آن مخالف باشند.
خب این موضوع حق طبیعی همه شهروندان است که نسبت به توافق ایران و آمریکا نقد و اعتراض داشته باشند و حتی استدلال بیاورند و نظر متفاوت خودشان را بیان کنند. اما مخالفت سیاسی مجوز تهدید به قتل میشود؟ کسی که از بالای منبر و در ایام محرم اخلاق عاشورایی را فراموش میکند و به جای استدلال و گفتوگو از «تیغ» و «حلقوم» سخن میگوید، در واقع از مرز مخالفت عبور کرده و وارد قلمرو خشونت و هراسافکنی شده است. منبر حسینی قرار است محل دعوت به اخلاق، عقلانیت، انصاف و گفتوگو باشد، اما متاسفانه میبینیم که برخی از این تریبون برای تهدید و ارعاب استفاده میکنند. اگر قرار باشد هر فرد یا گروهی که از یک تصمیم سیاسی ناراضی است، مسئولان کشور را تهدید کند، دیگر چیزی از نظم اجتماعی و حاکمیت قانون باقی نخواهد ماند. طبیعی است که تهدید کردن به یک رویه عادی تبدیل میشود و دیر یا زود دامن همه را میگیرد، حتی خود کسانی که امروز این ادبیات را ترویج میکنند.
بسیاری از مردم کشورمان، سالهاست با مشکلات اقتصادی، تورم، کاهش قدرت خرید، بیکاری، دشواری تأمین مسکن و فشارهای معیشتی دستوپنجه نرم میکنند. این نارضایتیها و گلایهها نیز بارها در رسانهها، نظرسنجیها و افکار عمومی بازتاب یافته است. بسیاری از مردم انتقادهای جدی به وضعیت موجود دارند و از شرایط زندگی خود ناراضی هستند. آیا به دلیل این نارضایتیها باید مسئولان کشور را تهدید کرد؟ این اصل باید برای همه یکسان باشد و هیچ استثنایی نداشته باشد. طبیعی است که برخی با توافق یا مذاکره موافق نباشند و دیدگاه متفاوتی داشته باشند.
مخالفت حق هر شهروندی است. اما هیچ فرد یا جریانی نباید خود را فراتر از قانون بداند. کسی که تریبون در اختیار دارد، نمیتواند همزمان در جایگاه شاکی، قاضی، دادستان و مجری حکم قرار بگیرد. در یک جامعه قانونمند، اختلافنظرها باید از طریق استدلال و گفتوگو حل میشوند. تصمیم به مذاکره در بالاترین ردههای مدیریتی اتخاذ شده و مردم باید دور از ارعاب و تهدید نظرشان را درباره مسائل مهم کشور ابراز کنند. تصمیم درباره جنگ، صلح، مذاکره یا توافق، موضوعی ملی و دربالاترین رده اهمیت است که باید در چارچوب نهادهای قانونی و با بحث و بررسی کارشناسی انجام شود. اجرای این تصمیم جایی برای خشونت و تهدید ندارد.
کسانی که مخالف مذاکره هستند حق دارند مخالفت کنند. اما مردم عادی بسیار بیشتر از آنها حق دارند. همین مردمی که هرروز صبح با قیمت نان، گوشت، مایحتاج زندگی، اجاره خانه، شهریه دانشگاه، هزینه درمان و هزار دغدغه دیگر از خواب بیدار میشوند و از آینده نگران هستند. مردمی که بهبود وضعیت اقتصادی کشور برایشان اهمیت دارد چون در کیفیت زندگی خودشان تاثیر میگذارد.
نگاه ما باید به مردم نجیب، صبور و شایسته کشورمان باشد که سالهاست بار سنگین مشکلات اقتصادی را بر دوش میکشند. تهدید یک مقام سیاسی کدام گره از زندگی مردم را باز میکند؟ آیا با این ادبیات، سفرهای بزرگتر میشود، شغلی ایجاد میشود یا امیدی به آینده برمیگردد؟ کشورمان در این روزهای سرنوشتساز بیش از هر زمان دیگری به آرامش، عقلانیت و گفتوگو نیاز دارد. وظیفه مسئولان است که در برابر هرگونه تهدید، ارعاب و ترویج خشونت بایستند و اجازه ندهند اختلافنظرهای سیاسی به ادبیات حذف و تهدید تبدیل شود. مردم از مسئولان راهحل میخواهند که زندگیشان بهبود پیدا کند. بهبود زندگی مردم قطعا با ادامه تحریمها میسر نخواهد شد.








