
هفت صبح| مهریه جنجالی انگیزهای شد تا مرد جوان که بدهی زیادی به خاطر مهریه پرداخت کرده بود، از زنان و دختران کینه به دل بگیرد و دست به کلاهبرداری میلیاردی بزند. چند روز قبل، مهراوه در فضای مجازی با مرد جوانی آشنا شد که خود را دکتر دندانپزشک معرفی کرد.
رابطه مهراوه با آقای دکتر آغاز شد و بعد از مدتی او به مهراوه پیشنهاد ازدواج داد.
جایگاه اجتماعی و وضعیت مالی آقای دکتر باعث شد که دختر جوان پاسخ مثبت به او بدهد و آقای دکتر تحت این عنوان که خانوادهاش خارج از کشور به سر میبرند، به خواستگاری مهراوه رفت. با قبول پیشنهاد بابک، تکاپوها برای گرفتن تالار و رزرو سالن آرایش شروع شد و در این میان بابک خانهای را به مهراوه نشان داد و مدعی شد که قصد خرید ملک به نام دختر جوان را دارد اما از بد روزگار دو میلیارد تومانش کم است و ملک را هم زیر قیمت بازار به فروش میرسانند و اگر تعلل کنند، ملک را از دست خواهند داد.
مهراوه که بابک را شریک زندگی خود میدانست، زمانی که با پیشنهاد بابک در رابطه با فروش طلاهایش برای پرداخت دو میلیارد مواجه شد، قبول کرد. اما زمانی که طلاها را همراه خود برد تا آنها را به بابک بدهد، حسی به او گفت که احتمالاً کلاهبرداری در کار است. بابک که متوجه پشیمانی مهراوه شده بود، اسلحهای که در اختیار داشت را به سمت دختر جوان گرفت و با سرقت طلاهایش او را تهدید کرد که اگر در این رابطه حرفی به پلیس بزند، عکسهای خصوصی او را منتشر خواهد کرد.
اما تهدیدهای بابک کارساز نبود و دختر جوان گزارش سرقت دو میلیاردی طلاهایش را اعلام کرد و کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی پایتخت وارد عمل شدند. با کمک مهراوه، تصاویر بابک در اختیار کارآگاهان مبارزه با جرایم جنایی قرار گرفت و مشخص شد که بابک متهمی سابقهدار است و با هویتی جعلی خود را معرفی کرده است. بدین ترتیب، متهم جوان بازداشت شد و در تحقیقات به کلاهبرداری از زنان و دختران با ترفند ازدواج اعتراف کرد.
بابک در تحقیقات گفت: عاشق ملیکا همسرم شدم و مهریهاش را سال تولدش گذاشتم. آن زمان به قدری برایم رسیدن به ملیکا آرزو بود که هر خواسته دیگری هم داشت، قبول میکردم. اما یک سال نشده با ملیکا به اختلاف خوردم و مهریهاش را به اجرا گذاشت. من لیسانس حسابداری دارم و آن زمان وضع مالیام خوب بود، اما هر چه داشتم را به ازای مهریه دادم و حتی به خاطر مهریه به زندان افتادم.
او ادامه داد: در زندان با خلافکارها آشنا شدم و آموزشهای لازم سرقت و کلاهبرداری را دیدم. بعد از آزادی از زندان چند باری سرقت داخل منزل انجام دادیم اما دستگیر شدم و بعد از آن با شگرد کلاهبرداری و با این ترفند که سرهنگ یا دکتر هستم، به سراغ دختران جوان میرفتم و با ترفندهای مختلف از آنها پول میگرفتم.
پولها را به حساب کارتهایی که از معتادان خریداری کرده بودم واریز میکردم. مالباختگان را تهدید میکردم اگر شکایت کنند، عکسهایشان را در فضای مجازی منتشر خواهم کرد. بیشتر آنها نیز میترسیدند و شکایت نمیکردند. با اعتراف متهم جوان، چندین مالباخته او شناسایی شده و تحقیقات برای شناسایی سایر مالباختگان احتمالی ادامه دارد.




