
هفت صبح| ابتکار تازه دونالد ترامپ برای تشکیل «هیئت صلح» و نظارت بر بازسازی غزه، بهجای آنکه حلقهای تازه از همکاری جهانی باشد، موجی از تردید و بیاعتمادی در اروپا و جهان ایجاد کرده است. بیشتر کشورهای اروپایی یا دعوت واشنگتن را رد کردهاند یا با عباراتی دیپلماتیک اعلام کردهاند «در حال بررسی» هستند؛ نشانهای روشن از شکاف عمیق نسبت به هدف واقعی این طرح. در داخل اتحادیه اروپا تنها مجارستان و بلغارستان به این دعوت پاسخ مثبت دادهاند؛
وحدتی که نسبت به تجربه شکافانگیز ۲۰۰۳ و جنگ عراق، عملکرد بهتری محسوب میشود اما بسیاری از پایتختهای اروپایی معتقدند «هیئت صلح» ترامپ نهتنها خارج از چارچوب مأموریت سازمان ملل است، بلکه میکوشد نقش این نهاد را کمرنگ کرده و تصمیمگیری درباره غزه را به ساختاری تازه و تحت کنترل مستقیم واشنگتن منتقل کند. فرانسه دعوت را نپذیرفت و هشدار داد که این ابتکار «بسیار فراتر از پرونده غزه» رفته و «اصول و ساختار سازمان ملل» را زیر سؤال میبرد؛ اصولی که بهگفته پاریس «قابل جایگزینی نیستند».
دعوتهای انتخابی، پیامهای سیاسی
ترامپ در اقدامی روشن و گویا، دانمارک، متحد دیرینه آمریکا در ناتو را بهدلیل بحران دیپلماتیک مربوط به ماجرای «تملک گرینلند» از فهرست دعوتشدگان حذف کرد. در عین حال، او روسیه را دعوت کرد؛ کشوری که همچنان درگیر تهاجم تمامعیار به اوکراین است. دعوتی که در اروپا بهمثابه بیاعتنایی مستقیم به منشور سازمان ملل و ممنوعیت «نقض و تغییر مرزها با زور» تعبیر شد. ترامپ، منشور «هیئت صلح» را در اجلاس داووس امضا کرد و آن را «یکی از مهمترین نهادهای تاریخ» خواند.
انگیزههای انتخاباتی یا پروژهای ژئوپلیتیک؟
انجلوس سیریگوس، استاد حقوق بینالملل در آتن میگوید هدف اصلی ترامپ، سیاست داخلی است: «شرایط برای ترامپ خوب پیش نمیرود؛ او به یک پیروزی بزرگ پیش از انتخابات میاندورهای نیاز دارد.» سیریگوس معتقد است ترامپ میخواهد موفقیتهای خارجی قابل عرضه به افکار عمومی آمریکا بسازد؛ از ربودن نیکلاس مادورو گرفته تا جنگ با ایران و ادعای تلاش برای پایان دادن به جنگ اوکراین اما تحلیلگران اروپایی میگویند پشت این طرح، هدفی بلندپروازانهتر پنهان است:
مهار قدرت «میانقدرتها». کاترین فیِسکی، پژوهشگر علوم سیاسی در موسسه دانشگاهی اروپا، میگوید این طرح چنان طراحی شده که «میانقدرتها را بهصورت هدفمند گرد هم جمع کند» تا مانع از تشکیل ائتلافهای مستقل و ابتکارهای چندجانبه تازه شود؛ همان رویکردی که نخستوزیر کانادا، مارک کارنی، در سخنرانی داووس مطرح کرد و باعث خشم ترامپ شد. بهگفته فیسکی، چنین ساختاری برای ترامپ دو کارکرد دارد: اول تضعیف قدرت چانهزنی کشورهای متوسط که میتوانند نظم موجود را به چالش بکشند و دوم اینکه قرار دادن آمریکا در رأس ساختاری که به ظاهر چندجانبه است اما در عمل اختیار کامل آن در دست رئیسجمهور آمریکاست.
از «باشگاه گلف» تا نهاد بازسازی؟
ترامپ برای عضویت در هیئت صلح، از اعضا خواسته است یک میلیارد دلار بپردازند؛ «عضویت مادامالعمر» با مبلغی که تحلیلگران آن را «غیرشفاف» و «بدون توضیح درباره نحوه خرج شدن» توصیف کردهاند. حضور جرد کوشنر داماد ترامپ در هیئت اجرایی نیز پرسشها درباره انگیزههای اقتصادی را دوچندان کرده است. فیسکی با طعنه میگوید: «ترامپ تصور میکند این یک باشگاه گلف است و بنابراین حق عضویت تعیین میکند.»
سازمان ملل؛ نهاد کنار گذاشتهشده
هرچند «هیئت صلح» طبق قطعنامه ۲۸۰۳ شورای امنیت ایجاد شده تا بهصورت موقت بر بازسازی غزه نظارت کند اما منشور امضاشده توسط ترامپ نه اشارهای به غزه دارد و نه به ماهیت موقت آن. در عوض، دامنه مأموریت را به «تمام مناطق درگیر یا در معرض خطر» گسترش میدهد و انحلال آن را مشروط به «صلاحدید رئیس هیئت» میکند. چین به طور صریح دعوت را رد کرد و گفت به «نظم بینالمللی مبتنی بر سازمان ملل» وفادار میماند. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل نیز با لحنی بیسابقه هشدار داد: «هیچ نهادی جز شورای امنیت نمیتواند از همه دولتها بخواهد به تصمیمات مربوط به صلح و امنیت پایبند باشند.»
قدرت نامحدود رئیس هیئت؛ شفافیت حداقلی
ترامپ در ساختار پیشنهادیاش، رئیس مادامالعمر و دارای اختیار «ابطال تمامی تصمیمات» معرفی شده است. او میتواند مدیر اجرایی را انتخاب کند، سازوکار مالی را تغییر دهد و حتی شفافیت مالی را «اختیاری» کند. چنین اختیاراتی که فراتر از اختیارات یک نهاد بینالمللی است، نگرانیهای حقوقی و سیاسی متعددی ایجاد کرده.



