
هفت صبح، یاسمن طاهریان | هر سال فینال «لیگ ملی فوتبال» یا انافال، لیگ اصلی فوتبال آمریکایی در آمریکا و کانادا که به «سوپربول» معروف است، در اولین یا دومین یکشنبه ماه فوریه برگزار میشود؛ رویدادی که میتوان گفت یکی از مهمترین فینالهای ورزشی در آمریکای شمالی است که در طول برگزاری آن حتی یک نفر هم در خیابانهای آمریکا و کانادا دیده نمیشود. همه یا پای تلویزیون در خانه یا در کافههای ورزشی به تماشای آن مینشینند. این شاید یکی از معدود رویدادهایی است که افراد بسیاری را همزمان گرد هم میآورد. اما آنچه این رخداد را جذابتر میکند، اجرای خوانندهها و هنرمندانی است که بین دو نیمه برگزار میشود. اجرایی که طبق آمارها دستکم 100 میلیون بیننده دارد.
هنرمندی که برای این اجرا انتخاب میشود معمولا براساس محبوبیت، ژانر موسیقی و در کل ارزش عملکردش است. نکته جالب این است که هر هنرمندی که برای این اجرا انتخاب میشود، هیچ دستمزدی بابت آن دریافت نمیکند چراکه بعد از اجرا معمولا فروش آلبوم آن هنرمند جهش قابلتوجهی پیدا میکند. اما اجرای امسال حال و هوای بسیار متفاوتی داشت. انتخاب «بنیتو آنتونیو مارتینز اوکاسیو »که با نام هنری «بدبانی» شناخته میشود، سر و صدای بسیاری ایجاد کرد چراکه این خواننده و رپر اهل پورتوریکو تقریبا تمام ترانههایش را به زبان اسپانیایی اجرا میکند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا پیشتر انتخاب بدبانی را «گزینهای بسیار بد» خواند هرچند ادعا کرد «هرگز نام او را نشنیده است». بعد از اجرا نیز تقریبا اکثر حامیان ماگا (جنبش حامیان ترامپ که مخفف عظمت را دوباره به آمریکا برمیگردانیم) انتقادهای بسیاری از آن کردند. اما چرا اجرای بدبانی خشم عدهای و تحسین بسیاری را برانگیخت؟
بدبانی، رکورددار تاریخ موسیقی
بدبانی یک دهه گذشته را صرف خلق یکی از جذابترین آثار موسیقی پاپ کرده و به یکی از هنرمندانی تبدیل شده که هر بینندهای را میخکوب میکند. همانگونه که کلفا سانه، خبرنگار نیویورکر مینویسد، او با صدایی خونسرد و بهشکل فریبندهای خودمانی میخواند که انگار تقریبا هر ریتمی فقط برای او ساخته شده است. بدبانی در یک سال گذشته و در سه سال از پنج سال قبل از آن، پر مخاطبترین خواننده در اسپاتیفای بوده است. اجرای بدبانی تاکنون 128.2 میلیون بیننده داشته و رکورد بازدیدهای شبکههای اجتماعی را شکسته است؛ بیش از 4 میلیارد نفر بیننده کلیپهای اجرای او را در شبکههای اجتماعی بودهاند.
پیامهای فرهنگی و سیاسی اجرای بدبانی
اما میتوان گفت اجرای بدبانی یکی از بهترین اجراها در تاریخ سوپربول بوده است: اجرایی که سراسر پیامهای فرهنگی و سیاسی داشت. بدبانی اجرای خود را با مزرعه نیشکر آغاز کرد که نمادی است از تاریخ دردناک پورتوریکو در دورانی که مستعمره اسپانیا (و بعدها مستعمره آمریکا) بود. دورانی که در آن زمینهای جوامع بومی دزدیده و آفریقاییها به اجبار در این زمینها برای تولید شکر، قهوه و کاشت میوه بهکار گرفته شدند. بخشی از اجرا روی تیرهای چراغ برق درب و داغانی انجام شد که برای یادآوری و اعتراض به خاموشیهای پیدرپی این جزیره پس از توفان ماریا در سپتامبر 2017 بود. این توفان در پورتوریکو جان نزدیک به 3هزار نفر را گرفت و در همان زمان انتقادهای بسیاری از دونالد ترامپ را در پی داشت که توجهی به بحران این جزیره نکرده است. در این اجرا یک مراسم عروسی برگزار شد؛ عروس و دامادی که در اصل بدبانی را به عروسی خود دعوت کرده بودند اما بدبانی تصمیم گرفت در عوض آنها را به سوپربول دعوت کند.
حتی کودکی که در میانه اجرا روی دو صندلی خوابیده نشاندهنده تصویری آشنا برای بسیاری از جوامع آمریکای لاتین و حتی میتوان گفت ما ایرانیها هم هست: اینکه بچهها در جمعهای بزرگ خانوادگی هرجایی که گیرشان بیاید میخوابند؛ نمادی از خاطرات هزاران نفری که با مهاجرت و کوچکتر شدن خانوادهها از آن روزها دور شدهاند. در این اجرا یک گاری نارگیلفروش هم قرار داشت که روی آن Coco frio نوشته شده بود؛ اشارهای به شعر لوئیس پالس ماتوس، یکی از برجستهترین شاعران پورتوریکویی. ماتوس در این شعر محصولات وارداتی آمریکایی مثل کوکاکولا را با نوشیدنی سنتی آب نارگیل مقایسه میکند که در واقع به بخشی از فرهنگ پورتوریکو اشاره دارد که تاب میآورد، با فرهنگزدایی و نفوذ فرهنگ خارجی دربرابر میراث محلی مقاومت میکند.
بدبانی اجرای خود را با ریتم تندی از «رگهتون» (سبک موسیقی محبوب در پورتوریکو که دارای المانهای هیپهاپ، آمریکای لاتین و موسیقی کارائیب است) آغاز کرد و با صدای پرطنین طبلهای سنتی و با ترانه DtMF، ترانه اصلی جدیدترین آلبومش به نام DeBi TiRar Mas Fotos (باید عکسهای بیشتری میگرفتم) اجرای خود را به پایان رساند. او درست یک هفته قبل از این اجرا سه جایزه گرمی دریافت کرد . همانگونه که نیویوکر مینویسد، همانند بسیاری از بهترین ترانههای پاپ، موسیقی بدبانی همزمان فراگیر و انحصاری بهنظر میرسد. تابستان گذشته، او بهجای آنکه تور جهانی برگزار کند، در پورتوریکو ماند و 31 اجرا رفت که 9 اجرای اول برای مردم محلی و 21 اجرا بعدی برای گردشگران سراسر جهان در نظر گرفته شد. همین اقدام او توانست 400 میلیون دلار برای اقتصاد پورتوریکو درآمدزایی کند.
او با هتلهای گردشگری قرارداد بست تا به گردشگرانی که برای تماشای کنسرتش میآیند، خدمات ارائه کنند و هزینه اقامت و بلیت کنسرتهایش برای شهروندان پورتوریکویی ارزان و مقرونبهصرفه باشد. آنچه اجرای او در سوپربول را بسیار خاطرهانگیز کرد، پیام متفاوتی بود که ارائه میداد. او نشان داد که بهعنوان یک شهروند پورتوریکویی، همچنان یک آمریکایی است، اما نه به همین سادگی: پرچم پورتوریکویی که بر دوش خود گذاشت با رنگ آبی کمرنگ بود که با جنبش استقلال پورتوریکو مرتبط است. دراماتیکترین لحظه این اجرا تقریبا نزدیک به پایان آن بود که تمام پرچمهای کشورهای قاره آمریکا ظاهر شدند. بدبانی گفت: «خدا آمریکا را حفظ کند» اما بعد بهوضوح گفت که منظورش تمام کشورهای قاره آمریکاست: «شیلی، آرژانتین، اروگوئه» و سپس تمام کشورها را بهتربیت موقعیت جغرافیایی خواند و با ایالات متحده و کانادا بهپایان رساند. میتوان گفت فوریه 2027 شاید مهمترین و هیجانانگیزترین و تاریخسازترین ماه زندگی بدبانی است.






