هفت صبح| سال‌هاست که وزارت راه از توسعه حمل‌ونقل ریلی به عنوان راهکاری برای کاهش مصرف سوخت، پایین آوردن هزینه‌های جابه‌جایی و کنترل آلودگی هوا یاد می‌کند. شعارهایی که هر بار با استقبال عمومی روبه‌رو می‌شود، چرا که قطار همواره به عنوان امن‌ترین و ارزان‌ترین وسیله سفر برای طبقه متوسط و ضعیف جامعه شناخته شده است، اما این روزها خبری دیگر از آن وعده‌ها نیست. بوی فرسودگی از ناوگان ریلی به مشام می‌رسد، کیفیت خدمات به پایین‌ترین سطح خود رسیده و حالا قیمت بلیت نیز ۲۵ درصد گران شده، این موضوع تناقض وعده‌های مسئولان با آنچه مسافران روی بلیت می‌بینند، است. 

 

با موافقت شورای عالی هماهنگی ترابری کشور، قیمت بلیت قطارهای مسافری از ابتدای اسفندماه ۱۴۰۴ حدود ۲۵ درصد افزایش یافته است. این تصمیم که به دلیل افزایش هزینه‌های شرکت‌های ریلی و نوسانات نرخ ارز اتخاذ شده، در حالی اجرایی می‌شود که شرکت‌های بهره‌بردار خواهان افزایش ۸۰ درصدی بودند. ابوالقاسم سعیدی،  دبیر انجمن صنفی شرکت‌های حمل‌ونقل ریلی مسافری گفته:« افزایش هزینه اقلامی مانند آب معدنی، ملحفه، قطعات یدکی و دستمزد کارکنان دلیل این گرانی است.

 

سرمایه‌گذاری در این بخش به دلیل بالا رفتن هزینه‌ها صرفه اقتصادی ندارد و همین امر باعث کاهش رغبت سرمایه‌گذاران و کاهش روزافزون تعداد واگن‌های فعال شده است.» اما پرسش اینجاست که چرا هم‌زمان با این گرانی، کیفیت خدمات نه تنها بهبود نیافته، که روزبه‌روز بدتر می‌شود؟ تجربه سفر با قطار ۴ ستاره و قطار ۶ تخته‌ که خیلی تفاوت چندانی ندارد. هر دو کوپه به شدت کثیف و پر از سروصدا است. تمام طول شب علاوه بر صدای قطار باید شاهد جیرجیر و تلق تلوق وسایل مستعمل قطار بود. 

 

ضریب آماده‌به‌کاری لوکوموتیوها ۵۰ درصد است


آمارهای رسمی درباره حمل و نقل ریلی عمق فاجعه را روشن‌تر می‌کنند. وزیر راه و شهرسازی با صراحت اعلام کرده است که ضریب آماده‌به‌کاری لوکوموتیوها در سال گذشته به زیر ۵۰ درصد سقوط کرده که در تاریخ راه‌آهن ایران بی‌سابقه بوده است. این یعنی بیش از نیمی از لوکوموتیوها از چرخه عملیاتی خارج شده‌اند و مردم سختی آن را هر روز در صف‌های طولانی خرید بلیت و کمبود ظرفیت احساس می‌کنند.  

 

سهم حمل‌ونقل ریلی از ترانزیت کشور نیز تنها ۱۲ درصد است، در حالی که برنامه‌های توسعه‌ای بر افزایش این سهم به ۳۰ درصد تاکید دارند. تحقق این هدف نیازمند سرمایه‌گذاری حدود ۱۷ میلیارد دلاری است که با توجه به وضعیت فعلی، رویایی بیش نیست. در بخش مسافری نیز آمارها حکایت از بحران عمیق‌تری دارد. در نوروز ۱۴۰۴، تنها ۱.۵ میلیون بلیت عرضه شد درحالی که تقاضا ده برابر این میزان بود و این یعنی میلیون‌ها نفر نتوانستند بلیت تهیه کنند و به ناچار به سفرهای جاده‌ای روی آوردند که خطرات آن بسیار بیشتر است.

 

مهم‌ترین پیامدهای گرانی بلیت قطار


یکی از مهم‌ترین پیامدهای گرانی بلیت قطار، هدایت مسافران به سمت خودروهای شخصی و اتوبوس‌های بین‌شهری است. این اتفاق در حالی رخ می‌دهد که آمار تلفات جاده‌ای در ایران همچنان یکی از بالاترین نرخ‌های جهانی را دارد. هر چقدر هزینه سفر ریلی گران‌تر شود، تمایل مردم به سفر جاده‌ای بیشتر شده و به تبع آن، آمار تصادفات و تلفات افزایش می‌یابد. این در حالی است که دولت می‌توانست با تخصیص یارانه به بخش انرژی ریلی یا معافیت‌های مالیاتی برای شرکت‌های این حوزه، هزینه‌ها را مدیریت کند تا بار گرانی مستقیماً بر دوش مسافران نیفتد. اما به نظر می‌رسد ساده‌ترین راه، یعنی دست‌کردن در جیب مردم، همیشه در اولویت است.

 

از طرف دیگر دولت در سال‌های اخیر اعلام کرده که ناترازی سوخت داریم اما سیاست‌های آنها مردم را به استفاده بیشتر از خودروهای شخصی سوق می‌دهند که به نوعی باعث می‌شود مصرف سوخت در کشور افزایش یابد در نتیجه دولت باید بودجه بیشتری برای واردات بنزین تخصیص دهد. از طرف دیگر نباید از تبعات مصرف سوخت در خودروهای فرسوده چشم پوشید که منجر به آلودگی بیشتر در هوا می‌شود که اثر آن چیزی جز بیماری و هزینه سلامت نیست. بنابراین دولت هرجا سیاست‌های خود را به سمتی سوق می‌دهد که منافع مردم را نادیده بگیرد و درآمد بیشتری کسب کند عملا در مسیر هزینه‌سازی گام برداشته است.

 

عدم سیاست‌گذاری شفاف در قیمت گذاری بلیت


یکی از مشکلات مزمن در بخش حمل‌ونقل ریلی، نبود یک مرجع واحد و شفاف برای اطلاع‌رسانی درباره سیاست‌های قیمتی است. از یک سو، مدیرکل روابط‌عمومی راه‌آهن اعلام می‌کند که برای قطارهای نوروز ۱۴۰۵ هیچ گونه افزایش قیمتی نداریم. از سوی دیگر، دبیر انجمن صنفی شرکت‌های حمل‌ونقل ریلی مسافری از افزایش ۲۵ درصدی قیمت بلیت خبر می‌دهد که از ابتدای اسفند اعمال شده است. این دوگانگی در اطلاع‌رسانی، اعتماد عمومی را تضعیف می‌کند و زمینه‌ساز شایعه‌سازی و برداشت‌های نادرست می‌شود.

 وقتی مسافر نمی‌داند مبنای واقعی قیمت چیست، نمی‌تواند برای سفر خود برنامه‌ریزی کند و این بلاتکلیفی در نهایت به نارضایتی بیشتر می‌انجامد. در شرایطی که شرکت‌های ریلی از زیان‌دهی مزمن و کاهش رغبت سرمایه‌گذاران شکایت دارند، پرسش اساسی این است که چرا همواره ساده‌ترین راه، یعنی گران کردن برای مصرف‌کننده، انتخاب می‌شود؟

 

چرا شرکت‌ها به جای اصلاح ساختار هزینه‌ای خود، کاهش بروکراسی اداری و افزایش بهره‌وری ناوگان، بلافاصله به دنبال افزایش قیمت بلیت هستند؟ و از همه مهم‌تر، شفاف‌سازی درباره این موضوع که درآمدهای حاصل از گرانی‌های قبلی دقیقاً در کدام بخش توسعه‌ای هزینه شده است، همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. پاسخ روشنی به این پرسش داده نمی‌شود و مسافران هر بار باید هزینه ناکارآمدی‌های مدیریتی را بپردازند.


سال‌هاست که از مزایای حمل‌ونقل ریلی می‌شنویم از جمله کاهش مصرف سوخت، هزینه کمتر، آلودگی پایین‌تر و ایمنی بیشتر اما امروزشاهد این هستیم که دولت هم خودش به این شعارها اعتقادی ندارد، زیرا ناوگان ریلی ایران با بحران فرسودگی، تاخیرهای مکرر، خدمات رفاهی نازل و قیمت‌های روزافزون دست‌وپنجه نرم می‌کند. دولت می‌توانست با تخصیص یارانه سوخت یا معافیت‌های مالیاتی، مانع از اصابت ترکش‌های گرانی به معیشت مردم شود، اما به جای آن، ساده‌ترین راه یعنی دست‌کردن در جیب مسافر برای جبران زیان‌دهی شرکت‌ها انتخاب شده است. تا زمانی که شفافیتی در نحوه هزینه‌کرد درآمدها وجود نداشته باشد و اصلاحات ساختاری جای خود را به افزایش مقطعی قیمت‌ها بدهد، این چرخه معیوب ادامه خواهد یافت و قطار، هر روز بیشتر از ریل توسعه خارج می‌شود.