
هفت صبح، حدیث ملاحسینی| جنگ چیزی جز خسارت و ویرانی نیست و همه ابعاد زندگی انسانها را نشانه میگیرد. اما برخی خسارتها و ویرانیها جبرانشان دشوارتر و زمانبرتر است؛ چرا که تبحر، ظرافت و هنر خاصی را میطلبد. در این میان، ایران زمین با تمدن کهن و پرباری که دارد، هزاران بنا و اثر تاریخی را در دل خود جای داده که طی جنگ چهل روزه، تعداد قابل توجهی از آنها در اثر بمبارانهای آمریکا و اسرائیل آسیب جدی دیدهاند. براساس آخرین آماری که سیدرضا صالحیامیری وزیر میراث فرهنگی عنوان کرده، ۱۴۹ اثر تاریخی کشور در جریان حملات دچار آسیبدیدگی شدهاند و برآوردها نشان میدهد که حدود ۷.۵ همت خسارت به آنها وارد شده است.
کاخ گلستان و بخشهایی از چهل ستون اصفهان از جمله مهمترین آثاری هستند که در دوره جنگ زخم عمیقی بر پیکرشان وارد شده و از قضا هر دو اثر، جزو آثاری هستند که به ثبت جهانی رسیدهاند. واضح است که آسیب به این بناها صرفا آسیب به در و دیوار و پنجره آنان نیست؛ بلکه نشانه گرفتن هویت و تاریخ یک سرزمین به شمار میرود که براساس حقوق بینالملل، هرگونه خسارت به ابنیه تاریخی و اماکن فرهنگی مصداق جنایت جنگیست و مسئولیت آن متوجه عاملان است. در این راستا، ایران مکاتباتی با یونسکو و سازمانهای بینالمللی انجام داده تا از تکرار این حملات جلوگیری شود. همچنین یونسکو قول داده که در اولین فرصت هیئتی را جهت ارزیابی آثار به تهران اعزام کند.
آتشی که بر جسم کاخ گلستان افتاد
ساعت ۹ شب دهم اسفند ماه، در روز دوم حمله آمریکا و اسرائیل بود که موج انفجار کاخ گلستان، این بنای باشکوه ۴۴۰ ساله را دچار آسیب کرد. براساس اطلاعات منتشر شده، میزان خسارتهای وارده قابل توجه است؛ به شکلی که ۸۰ درصد ارسیهای بیهمتا و منحصر به فرد این کاخ از بین رفتهاند و۶۰ درصد درها و پنجرهها شکستهاند و نیاز به مرمت دارند. علاوه بر این، دو خاتمکاری از دوره زندیه خسارت دیدهاند. در این میان، یکی از مهمترین بخشهایی که در این کاخ آسیب زیادی دید ایوان مرمر است. این ایوان محل قرارگیری تخت مرمر تاریخی است و تاجگذاری شاهان قاجار و رضاشاه پهلوی در آن انجام شده. این ایوان اهمیت تاریخی بسیار زیادی دارد. چرا که نماد پیوند دوره زندیه و قاجاریه است و همچنین آقامحمدخان قاجار در همین مکان پایتختی تهران را اعلام کرده است. چنین مسئلهای حاکی از این است که تخریب یک بنای تاریخی، به معنای لطمه به بخشی از حافظه تاریخی و هویت یک ملت است که مرمت اصولی و به موقع آن به معنای نجات قلب تپنده حافظه تاریخی ایرانیان است.
از تهران تا نصف جهان زخمی
کاخ سعدآباد یکی دیگر از آثار شاخص کشور است که به دلیل دو حمله با بمبهای سنگرشکن در حریمش با آسیبهای گسترده روبهرو شد. در حمله ۲۶ اسفندماه ۱۴۰۴، ۱۵ کاخموزه متحمل خسارت شدند که بیشترین میزان تخریب در سه سازه کاخ سبز، عمارت والی و موزه برادران امیدوار رخ داد؛ بناهایی که تا دو ماه بعد از حمله، متولیان آن در مرحله آواربرداری بودند. علاوه بر این، اصفهان هم که مقر بناها و آثار تاریخی ارزشمند و کم نظیر کشورمان است هم دچار خسارتهای جدی شده است. در این رابطه، محمدعلی ایزدخواستی مدیرعامل سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری اصفهان اعلام کرده بود که لرزهها و ارتعاشات امواج انفجار، باعث شد تقریباً هیچ بنای تاریخی در اصفهان از اثر این لرزشها مصون نماند.
از میان بناهای آسیبدیده به شکل مستقیمتر، مجموعه دولتخانه صفوی به دلیل قرار داشتن در معرض انفجارهای ساختمان استانداری اصفهان و اصابت ترکشها بیشترین آسیب را دریافت کرد. همچنین عمارت چهلستون، تالار اشرف، رکیبخانه، موزه هنرهای معاصر و تالار تیموری به ترتیب در شمار بناهای پرتکرارِ آسیبدیده قرار گرفتند. و اما نکته مهمی که وجود دارد، این است که بناهای آسیب دیده صرفا به بناهای شاخصی همچون کاخ گلستان، کاخ سعدآباد، چهل ستون و... ختم نمیشود. بلکه بناهای تاریخی گمنامی هم هستند که در جایجای این سرزمین قرار دارند و نیازمند توجه ویژه و رسیدگی فوری هستند. این بناها به هیچ وجه ارزش و اهمیتشان کمتر از بناهای شاخصی که آسیب به آنها بازتاب خبری بیشتری داشت نیست. به همین جهت، مرمت به موقع و اصولی میتواند این از تخریب بیشتر این آثار ارزشمند جلوگیری کند.
مرمت آثار تاریخی زمانبرند
برخی فعالان حوزه میراث فرهنگی به وضعیت فعلی بناهای تاریخی آسیب دیده نقد دارند. آنها بر این باورند که کشور بودجه کافی برای مرمت این بناها ندارد و تاکنون عملا قدمی برای بازسازی آنان برداشته نشده است. از سوی دیگر، کارشناسانی هستند که در باب مراحل مرمت ابنیه تاریخی و فرهنگی اطلاعاتی برای ارائه دارند. در این رابطه، غلامرضا رحمانی عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و مدرس دانشگاه به این موضوع اشاره میکند که کارشناسان میراث فرهنگی هماکنون در مرحله مستندنگاری و طراحی برای اقدامات سریع و اضطراری برای بناها هستند.
آنها با مطالعه بسیار جامع این کار را پیش میبرند تا این اقدامات خود منجر به آسیب دوباره به بناها نشوند. او در این باره به «هفتصبح» میگوید: «ما بازدید میدانی و یک مستندنگاری دقیق از بناها داشتیم. همچنین ساماندهی اولیه هم در آن مکانها صورت گرفته است؛ بدین شکل که یک پاکسازی انجام شده و ما تقریبا میدانیم که شرایط بنا و تزئیناتمان به چه شکل است. مستندنگاریها هم با دو هدف صورت گرفته. یک مستندنگاری برای دعویهای حقوقی است تا اگر بعدا خواستیم خسارتی بگیریم این مدارک در دستمان باشد. دیگری مستندنگاری فنی است که به منظور آسیبشناسی بناها صورت میگیرد».
این مدرس دانشگاه در ادامه عنوان میکند که کارشناسان پس از مرحله مستندنگاری و مطالعات اولیه، بایستی بلافاصله وارد مرحله ساماندهی و مرمتهای اضطراری و فوری بشوند: «برای انجام این اقدامات فوری و اضطراری ما باز هم نیاز به مطالعه دقیق داریم تا ببینیم باید از چه مواد و مصالحی استفاده کنیم که با اصل بنا همخوانی و هماهنگی داشته باشند. بنابراین، این مسئله بسیار مهمی است که طراحی مرمتها و اقدامات اضطراری به گونهای انجام شود که منظره و نمای اثر را مخدوش نکند و به بافت اصلی آن آسیبی نزند. علاوه بر این، مرمتهای اضطراری نیز با این هدف صورت میگیرند که از ورود گرد و غبارها و آلایندهها به داخل مجموعه جلوگیری شود».
رحمانی درباره زمانبر بودن مرمت بناهای تاریخی این مسئله را مطرح میکند که خانهها و بناهای عادی که قدمت ندارند و دچار خسارت شدهاند، ظرف مدت کوتاهی عملیات آواربرداری آنها انجام شده و سپس بدون هیچ مشکلی تعمیر و بازسازی میشوند. اما چنین رویهای برای بناهای تاریخی و فرهنگی امکانپذیر نیست و ما نمیتوانیم یک در و پنجره تاریخی را برداریم و با یک در و پنجره جدید جایگزین کنیم. بلکه باید نهایت تلاشمان را بکنیم اصالت آن اثر را حفظ و آن را ساماندهی و احیا کنیم. درواقع مرمتکار باید نسبت به بنا، خالق آن و مخاطبان تعهد اخلاقی داشته باشد و از دخل و تصرف بدون مطالعه پرهیز کند و تاریخسازی انجام ندهد. همه این ملاحظات روند کار را کند میکند و این به دلیل ذات و ماهیت بنا است: «برخی پنجرهها حالت ارسی دارند و بعضی درها هم خاتمکاری شدهاند. طبیعتا مرمت اینها کار دشوارتری است. این مسئله درحال حاضر در کاخ گلستان، ایوان مرمر و برخی آثاری که در کردستان هستند به وفور دیده میشود. اما خوشبختانه درها و پنجرههای بسیاری از بناهای ما از جنس چوب است. چوب هم بهخاطر ماهیتی که دارد موج انفجار را میتواند رد کند و مثل فلز نیست که دفرمه شود».
زمان شروع مرمت نامشخص است
همانطور که پیشتر گفته شد، رقم خسارات وارد شده به بناهای تاریخی در دوره جنگ حدود ۷.۵ همت برآورد شده است. اما مسئله مهمی که در این رابطه وجود دارد، این است که بین میزان خسارات و بودجه واقعی اختصاص داده شده برای انجام اقدامات حفاظتی و مرمتی تفاوت وجود دارد. به عبارت دیگر، نباید این طور تعبیر شود که در حال حاضر رقم ۷.۵ همت برای جبران خسارات در دسترس است. رحمانی در این رابطه به خبرنگار «هفتصبح» توضیح میدهد: «مقداری بودجه برای بحرانها از قبل در نظر گرفته شده. اما به دنبال این هستیم که بخش عمدهای از بودجه را از خیریهها، کمکهای مردمی و کمکهای بینالمللی تامین کنیم.
ما حتی یادداشتهایی را از طریق وزارت امور خارجه با همه محدودیتهایی که وجود داشت به خارج از کشور ارسال کردیم». این عضو هیئت علمی درنهایت درباره زمان قطعی شروع مرمت بناها میگوید: « فرایند حفاظت و مرمت آثار تاریخی نیازمند طی کردن مراحل قانونیِ ابلاغ و تخصیص قطعی اعتبار است که در مرحله ارزیابی قرار دارد. در حال حاضر هنوز زمان مشخصی برای آغاز کامل مرمت اعلام نشده. به دلیل این که انجام هرگونه اقدام اجرایی، پس از طی مراحل رسمی تأمین بودجه، اولویتبندی، انجام مطالعات و بررسیهای میدانی انجام خواهد شد.
در خصوص زمانبندی انجام مراحل مرمت، اولویت تیمهای کارشناسی در حال حاضر ارزیابی دقیق، مستندسازی و ایمنسازی اضطراری است. در عین حال انجام اقدامات حفاظتی و مرمتی منوط به تصویب و تخصیص اعتبارات لازم و تکمیل بررسیهای کارشناسی خواهد بود.» رحمانی در نهایت به نقاط قوت و ضعف در زمینه رسیدگی به بناهای تاریخی آسیب دیده نیز اینگونه اشاره میکند: «ما کارشناسان بسیار خوب و خبرهای در این زمینه داریم که در تهران و شهرستانها با جان و دل کار میکنند و واقعا هم متخصص هستند. اما واقعیت این است که در زمینه ارتباطات و هماهنگی بین نهادهای مختلف ضعف داریم. برای پیشبرد کارها ضعف داریم.»








