کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۷۴۱۹۹
تاریخ خبر:
دغدغه‌های محمدمتین اوجانی، کارگردان «بامبولک ۲» درباره وضعیت امروز سینمای کودک ایران

سینمای کودک را تبدیل به مغازه نکنید!

سینمای کودک را تبدیل به مغازه نکنید!

این فیلمساز از رقابت نابرابر با انیمیشن‌های روز جهان بازگشت عروسک‌ها به پرده نقره‌ای، آسیب‌های نگاه مهندسی و بازاری به هنر و جادوی خاموش‌نشدنی سالن‌های تاریک سینما می‌گوید

هفت صبح| روزگاری نه چندان دور، سینمای کودک و نوجوان ایران یکی از طلایی‌ترین دوران‌های خود را سپری می‌کرد. سال‌هایی که در آن عروسک‌ها فقط تکه پارچه‌هایی بی‌جان نبودند، قهرمانانی بودند که به قلب خانه‌ها نفوذ می‌کردند و با «شهر موش‌ها» و «کلاه‌قرمزی»، خاطرات یک نسل را می‌ساختند. در آن دوران، بزرگان سینما افتخار می‌کردند که برای بچه‌ها فیلم بسازند و صف‌های طولانی مقابل گیشه‌ها، گواه پیوند عمیق کودکان با پرده نقره‌ای بود. اما زمانه تغییر کرد.

بامبولک

ظهور پلتفرم‌های جهانی، انیمیشن‌های سه‌بعدی خیره‌کننده و تبلت‌هایی که در دستان کودکان جا خوش کردند، معادلات را به هم زد و سینمای کودک ایران را به حاشیه‌ای کم‌رمق راند؛ سینمایی که گاه در چنبره نگاه‌های صرفا اقتصادی و فرمول‌های تکراری گرفتار شد. حالا «محمدمتین اوجانی» کارگردانی که این روزها فیلم «بامبولک ۲» را بر پرده سینماها دارد و هم‌زمان درگیر تمرین و اجرای دو پروژه تئاتری است. او با دغدغه‌مندی خاصی از روزگار فعلی سینمای کودک می‌گوید، از ریسک بازگرداندن عروسک به فیلمی که در نسخه قبلی‌اش جایی نداشت، از گلایه‌هایش نسبت به نگاه بازاری و چرتکه‌اندازی‌های رایج در تولید آثار کودک و البته از امیدی که هنوز به جادوی سالن تاریک سینما دارد. 

بامبولک 3

بچه‌ها با عروسک مثل یک موجود زنده ارتباط برقرار می‌کنند

قصه «بامبولک ۲» و مواجهه‌اش با مخاطبان، برای محمدمتین اوجانی از جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان کلید خورد؛ جایی که عیار واقعی ارتباط بچه‌ها با یک اثر سنجیده می‌شود. جالب اینجاست که مشغله‌های پیاپی تئاتری هنوز به خود او اجازه نداده تا در اکران عمومی، بی‌واسطه در میان خانواده‌ها بنشیند، اما خاطره اصفهان همچنان برایش زنده و الهام‌بخش است. او درباره اولین مواجهه کودکان با فیلمش می‌گوید: «از زمانی که فیلم به اکران عمومی رسیده، به دلیل اینکه هم‌زمان درگیر دو کار تئاتر هستم، هنوز فرصت نکرده‌ام به دور از فضای رسمی جشنواره، به سالن‌های سینما بروم و در کنار مردم و بچه‌ها بنشینم و فیلم را ببینم.

 

اما تجربه‌ای که از حضور در سینماهای اصفهان در دوران جشنواره داشتم، فوق‌العاده بود. من در تمام سانس‌ها و اکران‌های جشنواره حضور داشتم و کنار بچه‌ها می‌نشستم. تجربه بسیار خوب و شیرینی برایم رقم خورد، چرا که می‌دیدم بچه‌ها به شکل عجیبی با فیلم ارتباط برقرار کرده‌اند و لحظه‌به‌لحظه با آن همراه می‌شوند.» در زمانه‌ای که کودکان با جلوه‌های ویژه پیچیده و بازی‌های ویدیویی خو گرفته‌اند، این پرسش مطرح است که آیا هنوز هم یک شخصیت عروسکی می‌تواند دل آنها را به دست بیاورد؟

 

اوجانی پاسخی قاطع دارد و همه‌چیز را به جادوی فیلمنامه گره می‌زند: «بله، صد درصد بچه‌های امروز هم مثل نسل‌های قبل با شخصیت‌های عروسکی ارتباط برقرار می‌کنند، اما یک شرط بزرگ وجود دارد؛ این ارتباط، پیوندی مستقیم با قصه‌پردازی فیلم دارد. اگر داستان و فیلمنامه درست نوشته شده باشد و منطق روایی جذابی داشته باشد، حضور عروسک به شدت به ارتباط عاطفی بچه‌ها کمک می‌کند. اما خدا نکند که قصه و فیلمنامه ضعیف باشد؛ در آن صورت هیچ ترفندی جواب نمی‌دهد.»

 

او به نکته جالبی در سیر تکامل این پروژه اشاره می‌کند؛ تصمیمی که مسیر فیلم را تغییر داد: «ببینید، فیلم «بامبولک ۲» در واقع سومین ورژنی است که از این مجموعه ساخته می‌شود. نسخه‌های قبلی با مدل و رویکرد دیگری تولید و پخش شده بودند. در ورژن قبلی، عروسک از قصه حذف شده بود، اما وقتی برای ساخت این نسخه صحبت کردیم، با تغییراتی که در فیلمنامه دادیم تصمیم گرفتیم دوباره عروسک را به داستان برگردانیم. نتیجه‌اش در سینما شگفت‌انگیز بود. ارتباطی که بچه‌ها در سالن با این شخصیت گرفتند بسیار عالی و کاملا رئال و واقعی بود؛ انگار با یک موجود زنده و دوست‌داشتنی طرف بودند.»

 

سینمای کودک را نباید کوچک شمرد

ساختن فیلم کودک در شرایط فعلی، شبیه راه رفتن روی لبه تیغ است. کودک امروز با آثار پرزرق‌وبرق دیزنی و پیکسار و شخصیت‌های بزرگ جهانی قد می‌کشد. چه ویژگی‌ای در این قصه وجود داشت که اوجانی را مجاب کرد در چنین میدان نابرابری، سکان هدایت ورژن جدید بامبولک را به دست بگیرد؟

او با واقع‌بینی به شرایط تولید در ایران اشاره می‌کند و می‌گوید: «اول از همه باید بگویم که این قصه و فیلمنامه از طرف تهیه‌کننده به من پیشنهاد شد. به دفتر رفتیم، فیلمنامه را خواندیم، چندین جلسه فشرده گذاشتیم و اصلاحات متعددی روی متن انجام دادیم تا به نسخه نهایی برسیم. اما درباره مقایسه با آثار جهانی باید واقع‌بین باشیم؛ ما در شرایط جغرافیایی و امکانات کشور خودمان زندگی و کار می‌کنیم. در هیچ زمینه‌ای نمی‌توانیم امکانات فنی و صنعتی خودمان را با خارج از ایران مقایسه کنیم؛ چه در فوتبال، چه در صنعت خودرو و چه در تکنولوژی سینما، قاعدتا آنها بسیار پیشرفته‌تر از ما عمل می‌کنند. اما ما یک سرمایه و ویژگی منحصر‌به‌فرد داریم که آن‌ها ندارند و آن هم قصه‌هایی است که به قول معروف از دل بیرون می‌آید.»

 

اوجانی معتقد است بازگشت به ریشه‌های سنتی و اصیل سینمای کودک ایران، کلید نفوذ به قلب کودکان امروز است: «ما قصه‌های سنتی و بومی‌ای داریم که به دل می‌نشیند. تمام تلاش ما در «بامبولک ۲» این بود که به همان حال و هوای اصیل فیلم‌های عروسکی قدیم برگردیم؛ آثاری که هم عروسک در آنها حضور داشت، هم موسیقی و رقص و آوازهای شاد کودکانه، و هم بازیگران بزرگسال شناخته‌شده و حرفه‌ای. متأسفانه در یک دوره‌ای، سینمای کودک ما به بیراهه رفت؛ به این سمت رفتند که فقط تعدادی بچه را در یک لوکیشن جمع کنند، یک آهنگ و موزیک پخش کنند و اسمش را بگذارند فیلم کودک! در حالی که اگر به فیلم‌های درخشان قدیمی نگاه کنید، می‌بینید که تمام بازیگران بزرگ سینمای ما با افتخار در فیلم‌های کودک نقش‌آفرینی می‌کردند و حتی کارگردانان تراز اول و بزرگ ما فیلم کودک می‌ساختند.»

 

این کارگردان هشدار می‌دهد که جذب کودک امروز ظرافت می‌طلبد: «کودکی که امروز مدام با انیمیشن‌های روز جهان سروکار دارد، شاید دلش بخواهد دوباره آن فضای گرم و صمیمی و قدیمی خودمان را تجربه کند. اما شرطش این است که درست و باکیفیت به آن فضا برگردیم. باید یک فیلم خوب و استاندارد به او بدهیم تا زده نشود و دوباره به سمت همان انیمیشن‌های خارجی فرار نکند. حوزه کودک واقعا کار بسیار سختی است؛ نباید کوچک نگاهش کرد. مسئولین باید تمام تلاششان را بکنند، بودجه، امکانات و سوبسیدهای واقعی بدهند تا هم فیلم‌های بیشتری ساخته شود و هم در بحث تبلیغات دیده شوند.»

 

نباید پای چرتکه و ریاضی به فیلمنامه باز شود

یکی از حسرت‌های همیشگی اهالی فرهنگ، توقف چرخه شخصیت‌سازی در سینمای کودک ایران است. سینمایی که روزی شخصیت‌هایش دهه‌ها در ذهن مردم می‌ماندند، امروز در خلق قهرمانان ماندگار با بحران روبه‌روست، در حالی که هم پیشینه درخشانی دارد و هم گنجینه‌ای از قصه‌ها. مشکل کجاست؟

محمدمتین اوجانی که حالا با پوست و گوشت خود چالش‌های این ژانر را لمس کرده، ریشه بحران را در تغییر انگیزه‌ها و غلبه نگاه تجاری می‌بیند: «من یک فیلم در حوزه کودک ساخته‌ام، اما تجربه‌ای که در همین مسیر به من اضافه شد، حقیقت تلخی را نشانم داد. متاسفانه دلیل اصلی این افول این است که دیگر آن همت، انگیزه، عشق و علاقه‌ای که در قدیم برای تولید یک اثر ـ چه در ژانر کودک و چه بزرگسال ـ وجود داشت، امروز کمرنگ شده و جای خودش را به بحث‌های اقتصادی داده است. امروز طرف می‌نشیند و به صورت مهندسی‌وار حساب‌وکتاب می‌کند که چطور دویست میلیون بگذارم و چهارصد میلیون سود ببرم!»

 

او با انتقاد از این فرمول‌سازی‌های مالی ادامه می‌دهد: «وقتی نگاه ریاضی‌وار وارد هنر می‌شود، شیمی قصه و آن حس و حال درونی و صمیمی داستان خراب می‌شود. همه‌اش به این فکر می‌کنند که از بازیگران کمتری استفاده کنند تا دستمزد کمتری بدهند، از سر و ته هزینه‌های تولید بزنند تا در نهایت از فروش بلیت سینما دو برابر و سه برابر سود ببرند. این اتفاقات دست به دست هم می‌دهد تا اثر روح نداشته باشد. به نظر من بزرگ‌ترین مشکل ما اول ضعف فیلمنامه و قصه است و دوم همین نگاه ریاضی و مهندسی‌شده اقتصادی.»

 

با این حال، اوجانی حساب تهیه‌کننده فیلم خودش را از این جریان جدا می‌کند و از او به عنوان یک استثنا یاد می‌کند: «البته باید تاکید کنم که جناب آقای مفید، تهیه‌کننده «بامبولک ۲» که افتخار همکاری را داشتم، چنین نگاهی نداشتند و از قدیمی‌های این عرصه هستند که سال‌هاست در حوزه کودک فعالیت می‌کنند و نه اینکه بخواهم تعارف کنم، واقعا در تمام طول مسیر تولید دیدم که اصل کار کودک برایشان ارزشمند و محترم است و نگاهشان کاسب‌کارانه نیست.»

 

حتی تلویزیون ۷۵ اینچی هم جای پرده نقره‌ای را نمی‌گیرد

در دنیایی که موبایل‌ها، بازی‌های ویدیویی و تلویزیون‌های غول‌پیکر خانگی همه جا را تسخیر کرده‌اند، چه چیزی هنوز یک کودک را ترغیب می‌کند که از خانه بیرون بیاید و روی صندلی سینما بنشیند؟ اوجانی معتقد است که هیچ تکنولوژی خانگی‌ای نمی‌تواند جایگزین آیین سینما رفتن شود، به شرطی که خانواده‌ها پیشقدم شوند.

او این تجربه را این‌گونه توصیف می‌کند: «احساس می‌کنم هر مدیومی جایگاه و حس و حال خاص خودش را دارد. البته نقش خانواده‌ها در اینجا حیاتی است. گاهی می‌بینید یک خانواده آن‌قدر از فضای فرهنگی دور است که بچه نمی‌داند تئاتر و سینما چیست و تصور می‌کند تمام دنیای تصویر در همان موبایل یا تلویزیون خلاصه شده است. اما اگر خانواده‌ها فرهنگ‌سازی کنند، خودِ آیین سینما رفتن برای کودک جادویی است. اینکه بچه لباس بپوشد، به سمت سینما حرکت کند، بلیت بگیرد، در صف انتظار بکشد و بعد وارد آن سالن تاریک شود و تصویر را روی پرده عریض ببیند، حسی دارد که هیچ‌وقت در موبایل یا تبلت قابل تجربه نیست.»

 

کارگردان «بامبولک ۲» با شوق از فضای سالن سینما می‌گوید: «حتی اگر در خانه تلویزیون ۶۵ یا ۷۵ اینچی داشته باشید، باز هم نمی‌توانید آن حس را بازسازی کنید. وقتی می‌گویند سینما و پرده نقره‌ای جادو می‌کند، واقعاً حقیقت دارد. به محض اینکه چراغ‌های سالن خاموش می‌شود، از همان تیزر و تبلیغ اول، تماشاگر غرق در فضا و اتمسفر سالن می‌شود. این خانواده‌ها هستند که باید بچه‌ها را حرکت بدهند و به این فضا علاقه‌مند کنند.»

 

حرف آخر؛ دلمان برای خاطره‌سازی تنگ شده است

محمدمتین اوجانی در پایان این گفت‌وگو، باز هم به نقطه آغازین دغدغه‌هایش برمی‌گردد؛ به ترس از نادیده گرفته شدن کودکانی که فردای ایران را می‌سازند. او با نگاهی امیدوار اما مطالبه‌گر می‌گوید: «خواهش من و باز هم خواهش من از مسئولین و تمام دوستانی که می‌خواهند در این عرصه فعالیت کنند این است که به هیچ عنوان فیلم کودک را کوچک نگاه نکنند. برایش وقت بگذارند، بودجه‌های خوب اختصاص بدهند و در قصه‌پردازی و تولید وسواس به خرج بدهند.

 

فراموش نکنیم که این آثار به شدت در آینده مملکت و کشورمان تاثیرگذار است. خود ما هنوز هم بعد از دهه‌ها، صحنه‌ها و اتفاقات فیلم‌های دوران کودکی‌مان مثل «کلاه‌قرمزی» و «شهر موش‌ها» در ذهنمان زنده است. دلم می‌خواهد دوباره آن اتفاقات خوب تکرار شود. در این میان صداوسیما و تلویزیون هم باید پای کار بیایند و در تبلیغ فیلم‌های کودک کمک کنند. واقعا حیف است؛ اگر تیزرهای جذابی از تلویزیون پخش شود، خانواده‌ها بسیار بیشتر ترغیب می‌شوند که بچه‌ها را به سینما ببرند تا فیلم‌های خودمان را ببینند. زندگی و سینمای کودک ادامه دارد، به شرطی که قدرش را بدانیم.»


تو را به خدا این حوزه را تبدیل به «مال» نکنید!

وقتی بحث به سودآوری و اقتصاد سینما می‌کشد، این سوال پیش می‌آید که آیا اصولا ساخت فیلم کودک در ایران از نظر اقتصادی توجیه و منطق دارد؟ پاسخ اوجانی مثبت است، اما او خط قرمزی جدی میان «سودآوری سالم» و «کاسبی با روح و روان بچه‌ها» می‌کشد. او با لحنی دغدغه‌مندانه می‌گوید: «بله، ساخت فیلم کودک در ایران منطق اقتصادی دارد و یکی از بازارهایی است که برای تهیه‌کنندگان سودده محسوب می‌شود.

 

اما حرفی که من بارها در مصاحبه‌های زمان جشنواره هم تکرار کردم این است که: تو را به خدا این حوزه را تبدیل به یک مغازه، یک فروشگاه یا یک «مال» نکنید! فیلم ساختن برای بچه‌ها شوخی‌بردار نیست، چون مستقیما روی روح و روان آن‌ها و مسیری که برای بزرگ شدن طی می‌کنند تاثیر می‌گذارد. ما باید به شدت از این حوزه حراست و نگهبانی کنیم؛ هم از نظر کیفیت قصه‌پردازی و هم از نظر مفاهیمی که به خورد ذهن این بچه‌ها می‌دهیم. کودکی که امروز در محاصره انیمیشن‌های خارجی است، اگر پای فیلم ایرانی می‌نشیند، امانتی در دست ماست و خیلی حیف است که این فرصت حساس را با نگاه فروشگاهی خراب کنیم.»

 

کدخبر: ۶۰۱۷۴۱۹۹
تاریخ خبر:
ارسال نظر