پرسشهای بیپاسخ درباره قیمتگذاری و کارشناسی آثار خوشنویسی در حراج تخصصی باران
پشت قیمت هر قطعه خوشنویسی باید مجموعهای از ارزیابیهای تاریخی، فنی و کارشناسی وجود داشته باشد، فرآیندی که شفافیت آن برای اعتبار بازار ضروری است
گروه فرهنگ و هنر| قلم خوشنویس روی کاغذ میلغزد، مرکب در تار و پود آن مینشیند و خطی شکل میگیرد که ممکن است حاصل سالها تمرین، شناخت و وسواس هنرمند باشد. چند دهه یا چند قرن بعد، همان اثر زیر نور سالن حراج قرار میگیرد و سرنوشت مالیاش با بالا رفتن چند شماره و فرود آمدن چکش مشخص میشود. فاصله میان این دو لحظه، فاصله آفرینش هنری تا معامله اقتصادی است؛ مسیری که همیشه به اندازه ظاهر باشکوه حراجها روشن و بیابهام نیست.
پایان پنجمین حراج تخصصی باران، فرصت مناسبی برای طرح پرسشی جدی درباره بازار خوشنویسی ایران فراهم کرده است. اثری که روزگاری با معیارهایی چون ترکیببندی، استحکام قلم، تناسب حروف و تسلط بر قواعد خط ارزیابی میشد، امروز در بازاری عرضه میشود که نام هنرمند، کمیابی اثر، سابقه مالکیت و قدرت خرید مجموعهداران نیز بر قیمت آن اثر میگذارند. مسئله، مخالفت با خریدوفروش هنر نیست؛ پرسش این است که آیا قیمتهای اعلامشده واقعاً بازتاب ارزش هنریاند یا گاهی بازار، اعتبار را مطابق منافع خودش بازتعریف میکند؟
قیمت یک نقطه چقدر است؟
ارزشگذاری خوشنویسی برخلاف تصور عمومی، با اندازه تابلو یا قدمت کاغذ تعیین نمیشود. کارشناسی دقیق باید اصالت اثر، کیفیت اجرای حروف، نسبت کشیدهها، ریتم سطرها، ترکیب فضای سفید و سیاه، سلامت اثر و جایگاه آن در کارنامه خوشنویس را بررسی کند. حتی دو اثر از یک استاد شناختهشده میتوانند از نظر کیفیت هنری فاصله قابلتوجهی داشته باشند. در آثار تاریخی، انتساب معتبر اهمیت بیشتری پیدا میکند. امضا، مهر، سابقه حضور در مجموعههای شناختهشده، اسناد مالکیت و مقایسه شیوه قلم با نمونههای اصیل، بخشی از فرآیند کارشناسی هستند. شهرت نامی که پای اثر نوشته شده، بهخودیخود تضمینکننده اصالت آن نیست.
نقطه حساس ماجرا، شفافیت این ارزیابیهاست. مخاطب باید بداند قیمت پایه چگونه تعیین شده، کارشناسان بر چه شواهدی تکیه کردهاند و چه تفاوتی میان برآورد اولیه و قیمت نهایی فروش وجود دارد. چکش حراج میتواند میزان تمایل خریداران را آشکار کند، ولی قادر نیست بهتنهایی درباره کیفیت هنری حکم صادر کند.بازاری که دلایل قیمتگذاری را توضیح ندهد، بهتدریج از فضای کارشناسی فاصله میگیرد و به قلمرو اعداد چشمگیر و نامهای پرآوازه نزدیک میشود.
چکش که فرود آمد، چه باقی میماند؟
حراج باران پس از وقفهای هفتساله بازگشته و در پنجمین دوره، خوشنویسی را در کنار نگارگری قرار داده است. ارائه بیش از ۸۰ اثر و رونمایی از اثری از محمود فرشچیان، نشان میدهد برگزارکنندگان در پی گسترش دامنه این بازار هستند. این گسترش البته مسئولیت کارشناسی را سنگینتر میکند. بازار آثار تاریخی بدون انتشار اطلاعات کافی درباره اصالت، وضعیت مرمت، سوابق خریدوفروش و شیوه قیمتگذاری، نمیتواند اعتماد پایدار ایجاد کند. همچنین قیمت چکشخورده را نباید با ارزش قطعی و همیشگی اثر یکی دانست؛
رقابت دو خریدار ممکن است رقمی بسازد که در معامله بعدی تکرار نشود. حراج تخصصی زمانی به رشد هنر کمک میکند که گزارش عملکرد آن فراتر از اعلام رکوردهای مالی باشد. انتشار فهرست آثار فروختهشده و فروشنرفته، برآوردهای اولیه و قیمتهای نهایی، امکان ارزیابی واقعی بازار را فراهم میکند. بدون چنین اطلاعاتی، مخاطب بیشتر با نمایش موفقیت اقتصادی روبهرو میشود تا تصویری دقیق از وضعیت خوشنویسی.
خوشنویسی ایران میراثی است که ارزش آن در ظرافت قلم، تاریخ و خلاقیت هنرمندان ریشه دارد. بازار میتواند به حفظ و گردش این میراث کمک کند، مشروط بر اینکه شفافیت را فدای هیجان فروش نکند. چکش حراج قیمت را اعلام میکند، نه حقیقت هنر را. ارزش یک اثر از جایی آغاز میشود که صدای چکش خاموش شده و پرسشهای کارشناسی همچنان باقی ماندهاند.