کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۷۱۹۹۵
تاریخ خبر:
چهارمین فیلم بلند بهنام بهزادی با بازی امیر جعفری، الناز شاکردوست و پوریا رحیمی‌سام

ترس در قاب ملال؛ نقد فیلم «من می‌ترسم»،

ترس در قاب ملال؛ نقد فیلم «من می‌ترسم»،

فیلم با قاب‌های سنجیده و بازی کنترل‌شده امیر جعفری امتیازهایی به دست می‌آورد ولی روایت کم‌شتاب و روابط عاطفی کم‌عمق، همراهی مخاطب را دشوار می‌کنند

هفت صبح| ترس همیشه آدم را فراری نمی‌دهد، گاهی چنان در وجودش ریشه می‌دواند که خودش به موجودی ترسناک تبدیل می‌شود. بهنام بهزادی در «من می‌ترسم» سراغ همین دگردیسی رفته است، ماجرای آدم‌هایی که برای نجات زندگی‌شان دست به انتخاب‌هایی می‌زنند که آرام‌آرام شباهتشان را به دشمنان خودشان بیشتر می‌کند.

 

فیلم پس از سال‌ها انتظار به پرده سینما رسیده و فرصتی فراهم کرده تا چهارمین ساخته بلند کارگردان «قاعده تصادف» و «وارونگی» دوباره بررسی شود. بهزادی همچنان دغدغه‌های اجتماعی دارد و علاقه‌مند است زخم‌های پنهان روابط انسانی را زیر نور سرد دوربینش آشکار کند، بااین‌حال، «من می‌ترسم» بیش از آنکه تماشاگر را گرفتار اضطراب شخصیت‌هایش کند، گاهی او را در انتظار اتفاقی نگه می‌دارد که دیرتر از موعد فرا می‌رسد.

 

 انتقام، آدم خوب قصه را هم خراب می‌کند

بهمن، با بازی پوریا رحیمی‌سام، مردی اهل شعر و طراحی است که زندگی‌اش زیر فشار اتفاقاتی ناخوشایند قرار گرفته است. نسیم، با بازی الناز شاکردوست، قصد مهاجرت دارد و رابطه عاطفی آنها نیز در آستانه فروپاشی است، ورود مسعود، مدیر بانفوذی با بازی امیر جعفری، این آشفتگی را به بحرانی جدی‌تر تبدیل می‌کند.

 

قصه از اختلافی شخصی آغاز می‌شود و به مناسبات پیچیده‌تری می‌رسد؛ جایی که نفوذ اقتصادی، روابط عاطفی و میل به تسویه‌حساب به یکدیگر گره می‌خورند. بهزادی می‌خواهد نشان دهد قربانی خشونت نیز ممکن است پس از دستیابی به فرصت انتقام، همان رفتاری را تکرار کند که روزگاری از آن آسیب دیده است.

 

ایده ظرفیت بالایی دارد، ولی تحول بهمن همیشه قانع‌کننده پیش نمی‌رود. شخصیت او در بخش‌هایی چنان شتاب‌زده تغییر رفتار می‌دهد که تماشاگر فرصت نمی‌کند مسیر روانی‌اش را دنبال کند. فیلمساز نتیجه این دگرگونی را خوب می‌شناسد، ولی برای نشان دادن مراحل رسیدن به آن حوصله کافی به خرج نداده است، همین ضعف، ضربه مهمی به باورپذیری درام می‌زند.

 

 سینمای سرد  آدم‌های دور

«من می‌ترسم» از نظر بصری فیلمی بی‌دقت نیست. قاب‌بندی‌های منظم، رنگ‌های سرد و حرکت‌های حساب‌شده دوربین، جهانی ساخته‌اند که انگار گرمای زندگی مدت‌ها پیش از آن کوچ کرده است. خیابان‌ها، خانه‌ها و محیط‌های کاری، با وجود رفت‌وآمد آدم‌ها، فضایی بی‌روح دارند، این انتخاب زیبایی‌شناختی با مضمون اثر هماهنگ است.

 

بااین‌همه، تسلط بر تصویر همیشه به معنای تسلط بر روایت نیست. بهزادی در بخش‌هایی چنان آرام حرکت می‌کند که تعلیق به رخوت تبدیل می‌شود. گفت‌وگوها ادامه پیدا می‌کنند، شخصیت‌ها از نگرانی‌هایشان حرف می‌زنند و دوربین با صبوری نظاره‌گر است، ولی اتفاق دراماتیک تازه‌ای شکل نمی‌گیرد.

 

امیر جعفری از این فضای کنترل‌شده استفاده مناسبی می‌کند. اقتدار شخصیتش را در رفتارهای کوچک و لحن مطمئن او می‌توان دید. الناز شاکردوست نیز بازی نسبتاً مهارشده‌ای دارد، هرچند شخصیت نسیم بیش از آنکه صاحب اراده‌ای مستقل باشد، درگیر تصمیم‌های مردان داستان می‌شود.پوریا رحیمی‌سام وظیفه دشوارتری بر عهده دارد، قرار است تغییر تدریجی یک مرد آسیب‌دیده را نمایش دهد، ولی فیلمنامه با پرش‌های رفتاری، فرصت خلق شخصیتی چندلایه را از او می‌گیرد.

 

 فیلمی که حرفش را زودتر از قصه تمام می‌کند

نقطه ضعف اساسی فیلم، فاصله میان اهمیت مضمون و قدرت روایت است. فیلم درباره فساد، انتقام و مهاجرت حرف می‌زند، ولی این موضوعات همیشه در یک ساختار داستانی منسجم به هم نمی‌رسند. گاهی شخصیت‌ها بیشتر نماینده یک مسئله اجتماعی‌اند تا انسان‌هایی زنده و پیش‌بینی‌ناپذیر.

 

پایان‌بندی نیز به‌جای آنکه حاصل طبیعی تصمیم‌های شخصیت‌ها باشد، تا اندازه‌ای به جمع‌بندی ازپیش‌طراحی‌شده شباهت پیدا می‌کند.باوجود این کاستی‌ها، فیلم ارزش تماشا و بحث دارد. بهزادی همچنان دغدغه‌مند است و از ورود به قلمروهای اخلاقی دشوار پرهیز نمی‌کند. افسوس که این بار میان آنچه می‌خواهد بگوید و آنچه روی پرده جان می‌گیرد، فاصله افتاده است. «من می‌ترسم» تماشاگر را به فکر فرو می‌برد، ولی کمتر موفق می‌شود ترس را زیر پوست او بدواند.


 

کدخبر: ۶۰۱۷۱۹۹۵
تاریخ خبر:
ارسال نظر