میخواست به همسرم لگد بزند به او حمله کردم
جمشید ناگهان با من هم پرخاشگری کرد.ابتدا شوکه شدم؛ چون شب قبل شوخی میکرد، سرحال بود و...
هفت صبح| مدتی قبل، رسیدگی به پرونده قتل مردی ۵۰ ساله به نام جمشید، پس از اعلام مأموران اورژانس، در دستور کار تیم جنایی و کارآگاهان پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. مأموران اورژانس در تماس با مرکز فوریتهای پلیسی اعلام کردند که در پی تماس برادر جمشید برای نجات جان او، به محل اعزام شدهاند؛ اما زمانی که به خانه رسیدند، جمشید جان باخته بود. با توجه به اینکه به نظر میرسید علت مرگ، وارد شدن ضربه به سر او باشد، موضوع را مشکوک تشخیص دادند و به پلیس اطلاع دادند.
بلافاصله تیم جنایی به همراه کارآگاهان پلیس آگاهی در محل حاضر شدند و تحقیقات خود را برای روشن شدن علت مرگ آغاز کردند. برادر جمشید که خود با اورژانس تماس گرفته و درخواست کمک کرده بود، در جریان تحقیقات اولیه اعتراف کرد که با برادرش درگیر شده و ضربهای به سر او وارد کرده است؛ ضربهای که به مرگ جمشید منجر شد. پس از اعتراف متهم، دستور بازداشت او صادر شد و تحقیقات برای روشن شدن ابعاد مختلف ماجرا ادامه یافت.
اعتراف اولیه
جمال، برادر جمشید، در تشریح ماجرا در برابر بازپرس جنایی گفت: «من و برادرم هر دو در خانه پدریمان زندگی میکردیم. شب قبل از حادثه، او بهشدت مست کرده بود و تا صبح روز بعد نیز حال مساعدی نداشت. در همان وضعیت، به من و همسرم حمله کرد. وقتی دیدم میخواهد به همسرم لگد بزند، برای دفاع از او با برادرم درگیر شدم و در جریان این درگیری، ضربهای به سرش زدم. قصد کشتن او را نداشتم.»
پس از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه هشتم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد و متهم برای دفاع از خود پای میز محاکمه رفت.با این حال، پیش از برگزاری جلسه محاکمه، دو پسر جمشید از حق قصاص خود گذشت کردند. در پی این گذشت، جمال در دادگاه از خود در برابر اتهام مطرحشده از جنبه عمومی جرم دفاع کرد.
جمال در دادگاه، در دفاع از خود، به تشریح جزئیات ماجرا پرداخت و گفت: «من و همسرم از سالها قبل زندگی مشترکمان را در خانه پدریام آغاز کرده بودیم. چند سال قبل، پدرم فوت کرد و پس از آن، برادر بزرگترم به نام جمشید از همسرش جدا شد و به همراه یکی از پسرانش برای ادامه زندگی به خانه پدری بازگشت. او در واحد کناری ما ساکن شد.برادرم به مصرف مشروبات الکلی اعتیاد داشت و مدت زیادی بود که هر روز مشروب میخورد.
متهم ادامه داد: شب قبل از حادثه، جمشید در جشن تولد یکی از دوستانش مقدار زیادی مشروب مصرف کرده بود. صبح روز حادثه نیز وقتی از خواب بیدار شد، هنوز حال مساعدی نداشت. برای سر زدن به او به واحد مسکونیاش رفتم و دیدم که با وجود مصرف مشروب در شب قبل، در حالت ناشتا نیز مشغول نوشیدن است. به او تذکر دادم و گفتم نباید پس از مصرف مقدار زیادی الکل در شب گذشته، صبح ناشتا هم مشروب بخورد. اما او پاسخ داد: نگران نباش، حواسم به همهچیز هست.
وقتی دیدم به حرفهایم توجهی نمیکند، به خانه خودمان برگشتم. همان موقع صدای او را شنیدم که پشت تلفن به کسی ناسزا میگفت. با دقت گوش دادم و متوجه شدم با خواهرم صحبت میکند. بلافاصله با خواهرم تماس گرفتم و به او گفتم با جمشید جر و بحث نکند؛ چون او شب قبل و صبح همان روز مقدار زیادی مشروب مصرف کرده و به دلیل مستی در وضعیت عادی نیست.
جمال در ادامه گفت: روز حادثه، مادرم به دلیل بیماری در بیمارستان بستری بود و خواهرم همراه او بود. وقتی موضوع را با خواهرم در میان گذاشتم، گفت که اصلاً با جمشید صحبتی ندارد و او از خواهرم خواسته است نشانی بیمارستان را بدهد، چون میخواهد برای ملاقات بیاید.من فقط به خواهرم گفتم که ساعت ملاقات نیست و هر بیمار نیز فقط میتواند یک همراه داشته باشد. ناگهان خواهرم شروع به داد و فریاد و فحاشی به من کرد. در حالی که سعی میکردم او را آرام کنم، جمشید وارد واحد مسکونی من شد.»
جمال در ادامه اظهاراتش گفت: «به جمشید گفتم چرا با خواهرمان بحث میکنی؟ فعلاً از رفتن به بیمارستان صرفنظر کن تا فردا با هم به ملاقات مادرمان برویم. اما جمشید ناگهان با من هم پرخاشگری کرد.ابتدا شوکه شدم؛ چون شب قبل شوخی میکرد، سرحال بود و حال مساعدی داشت، اما آن روز رفتارش تغییر کرده بود. به او گفتم باید به حرفم گوش میکردی و صبح و ظهر مشروب نمیخوردی، چون همین موضوع باعث شده بود حالت بدتر شود.
ناگهان، در حالی که به سمت اتاق خواب میرفتم، به من حمله کرد. او را هل دادم و روی زمین افتاد، اما یکدفعه دیدم به سمت همسرم چرخید و در حالی که پاهایش را در هوا تکان میداد، به طرف او میرفت تا به او نیز لگد بزند. عصبانی شدم و جمشید را گرفتم و کشیدم. وقتی روی زمین افتاد، چند ضربه به سرش زدم، اما قصد کشتن برادرم را نداشتم.» متهم در ادامه دفاعیات خود گفت: «از اینکه برادرم جانش را از دست داده، بسیار ناراحتم. در دوران بازداشت روزهای سختی را گذراندم و به خاطر مرگ برادرم عذاب وجدان دارم و غمگینم. نمیخواستم چنین اتفاقی رخ دهد و از دادگاه تقاضای بخشش و تخفیف مجازات دارم.»
قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم برای صدور رای وارد شور شدند.