کاربر گرامی

برای استفاده از محتوای اختصاصی و ویدئو ها باید در وب سایت هفت صبح ثبت نام نمایید

با ثبت نام و خرید اشتراک به نسخه PDF روزنامه، مطالب و ویدئو‌های اختصاصی و تمامی امکانات دسترسی خواهید داشت.

کدخبر: ۶۰۱۷۴۴۰۳
تاریخ خبر:
بدرود با حمید علیدوستی، فوتبالیستی از تبار کتاب و اندیشه

حمید علیدوستی؛ مردی که با کلمات هم گل می‌زد

حمید علیدوستی؛ مردی که با کلمات هم گل می‌زد

ستاره پیشین فوتبال ایران، بیرون از مستطیل سبز زندگی دیگری داشت؛ میان رمان‌های بزرگ، موسیقی، سینما و کتابی که به یادگار گذاشت

هفت صبح| سوت پایان برای حمید علیدوستی به صدا درآمد، ولی قصه مردی که سال‌ها میان مستطیل سبز و صفحات کتاب زندگی کرد، با خاموش شدن ضربان قلبش تمام نمی‌شود. فوتبال ایران مهاجمی خوش‌تکنیک را بدرقه می‌کند و فرهنگ، خواننده‌ای مشتاق را که جهان را از دریچه رمان، موسیقی و سینما می‌دید. علیدوستی از آن چهره‌های کمیاب بود که شهرت ورزشی، تمام هویتشان را اشغال نکرد. می‌شد درباره گل‌هایش حرف زد و چند دقیقه بعد، پای گفت‌وگویی درباره داستایوفسکی، برگمان یا موسیقی باخ نشست. انگار زندگی برای او دو نیمه داشت؛ یکی روی چمن و دیگری میان کلمات. نیمه دوم، برخلاف قواعد فوتبال، هیچ‌گاه با سوت داور پایان نمی‌یافت. 

 

کتابخانه‌ای پشت پیراهن شماره‌دار

حمید علیدوستی متعلق به نسلی بود که تصویر عمومی فوتبالیست‌ها معمولاً در گل‌ها، مسابقات و حاشیه ورزش خلاصه می‌شد. او این قاب محدود را شکست. کتاب برایش وسیله‌ای تزئینی یا ژستی روشنفکرانه نبود؛ عادتی دیرپا بود که از کودکی آغاز شد و در سال‌های بازیگری و مربیگری ادامه یافت. خودش از مطالعه در هواپیما، رختکن و فرصت‌های کوتاه میان مشغله‌های روزانه سخن گفته بود.

 

سلیقه ادبی‌اش نیز مسیری پرماجرا داشت؛ از هرمان هسه و رمان‌های کلاسیک تولستوی و داستایوفسکی گرفته تا جهان پیچیده کافکا، پروست و کامو. سینما برایش سرگرمی گذرا محسوب نمی‌شد، آثار برگمان، برسون و فلینی را با دقت دنبال می‌کرد و درباره موسیقی فیلم، با همان شور یک منتقد جدی سخن می‌گفت. این دلبستگی فرهنگی، تصویری متفاوت از مفهوم قهرمان می‌ساخت. قهرمانی که می‌دانست استعداد جسمانی روزی فرسوده می‌شود، ولی ذهن کنجکاو می‌تواند تا واپسین سال‌های زندگی همچنان کشف کند، بیاموزد و شگفت‌زده شود. شاید همین ویژگی است که فقدان او را برای دوستداران فرهنگ نیز معنادار می‌کند.

 

آخرین یادگار، رقص دست‌ها بر کاغذ

انتشار کتاب «باله دست‌ها» در اردیبهشت ۱۴۰۵، فصل دیگری از شخصیت فرهنگی علیدوستی را آشکار کرد. مجموعه‌ای از یادداشت‌های پراکنده که نشان می‌داد سال‌ها معاشرت با ادبیات، سرانجام به تجربه نوشتن رسیده است. مراسم رونمایی کتاب در کتابسرای راوی، متعلق به مجتبی جباری، اتفاقی نمادین بود؛ دو فوتبالیست اهل مطالعه که این بار کتاب، دلیل گردهمایی‌شان شده بود. 

 

اهمیت «باله دست‌ها» را باید فراتر از انتشار کتابی به قلم یک چهره مشهور جست‌وجو کرد. ارزش فرهنگی این اتفاق در شکستن مرزهای قراردادی میان ورزش و اندیشه بود. علیدوستی یادآوری می‌کرد که انسان می‌تواند در چند جهان زندگی کند، بی‌آنکه یکی دیگری را از اعتبار بیندازد.مستند «سمفونی حمید» ساخته جعفر صادقی نیز پیش‌تر کوشیده بود همین وجوه متفاوت شخصیت او را ثبت کند؛ مردی که در زندگی‌اش فوتبال، ادبیات، موسیقی و سینما به گفت‌وگویی مداوم رسیده بودند.

 

حالا از حمید علیدوستی خاطره گل‌ها، تصویرهای قدیمی و کتابی باقی مانده که نام شاعرانه‌اش معنایی تازه پیدا کرده است. پاهایی که روزگاری روی چمن می‌دویدند، ایستاده‌اند؛ دست‌هایی که ورق می‌زدند و می‌نوشتند نیز آرام گرفته‌اند. ولی کلمات، برخلاف مسابقات، به دقیقه نود وفادار نیستند. زندگی‌شان پس از پایان بازی ادامه پیدا می‌کند.

 

کدخبر: ۶۰۱۷۴۴۰۳
تاریخ خبر:
ارسال نظر