فقر را بهنام صرفهجویی ثبت نکنید
پشت آمار کاهش مصرف سوخت، روایت سفرهای حذفشده و خودروهای خاموش در پارکینگ خانهها قرار دارد
هفت صبح| دولت اعلام کرده است که اجرای طرح ساماندهی کارتهای سوخت آزاد، موجب کاهش روزانه حدود ۶ میلیون لیتر در مصرف بنزین کشور شده است. این عدد در ظاهر بزرگ و قابل توجه به نظر میرسد و میتواند به عنوان دستاوردی برای سیاستگذاران تلقی شود اما پرسش اصلی این است که آیا این کاهش، ناشی از اثرگذاری مستقیم این طرح است یا عوامل دیگری در پس آن قرار دارند؟
تحلیل دقیقتر نشان میدهد که تغییر پنجهزار تومانی قیمت بنزین، با حذف کارت سوخت جایگاهها به تنهایی نمیتواند این کاهش را توجیه کند. در یک سال اخیر، نرخ تورم از ۱۰۰درصد فراتر رفته و هزینه زندگی در تمام بخشها به شدت افزایش یافته است. در چنین شرایطی، استفاده از خودروی شخصی برای ترددهایی که حملونقل عمومی برای آنها وجود ندارد، همچنان مقرونبهصرفهتر از استفاده از تاکسیهای اینترنتی مانند اسنپ است. بنابراین، کاهش مصرف بنزین را باید در بستر بزرگتری از تغییرات اقتصادی و معیشتی مردم جستجو کرد.
هزینه سفر، ترمزی که مردم را خانهنشین کرد
شاید مهمترین بخشی که بر کاهش تردد خودرویی در سال جاری تأثیرگذار بوده، هزینههای بالای سفر باشد. در گذشته، هزینه سفر زمینی نسبت به تورم، معقول و قابل تحمل بود و خانوادهها میتوانستند برای تعطیلات و سفرهای جادهای برنامهریزی کنند. اما امروز، این معادله کاملاً تغییر کرده است. هزینه اقامت، غذا، عوارض جادهای و سوخت، همگی با شیب تندی افزایش یافتهاند و دیگر سفر زمینی، گزینهای ارزان و در دسترس محسوب نمیشود.
در کنار این موضوع، مردم دیگر پساندازی برای برنامهریزی سفر ندارند. تورم ۱۰۰درصدی، توان مالی خانوارها را تحلیل برده و اولویتهای زندگی را به سمت تأمین نیازهای اساسی مانند غذا، مسکن و دارو سوق داده است. در چنین شرایطی، سفر نه یک انتخاب، که یک آرزوی دور از دسترس شده است. کاهش تردد خودرویی در جادهها، بیش از آنکه محصول سیاستهای سوختی باشد، نتیجه فروپاشی توان مالی خانوادهها برای سفر است.
نکته دوم و بسیار مهم دیگر افزایش قیمت خودرو است، بسیاری از مردم بودجه تعویض خودروی فرسوده خود با پرداخت هزینه بالای تعمیرات و سرویس خودرو را ندارند. هزینه قطعات یدکی، روغن موتور، لاستیک و دستمزد تعمیرکاران، در یک سال اخیر با شیب تندی افزایش یافته و به سطحی رسیده که بسیاری از خانوادهها را از استفاده روزمره از خودروی شخصی منصرف کرده است.
مردم ترجیح میدهند خودروی خود را در پارکینگ نگه دارند و از آن استفاده نکنند تا هزینههای سنگین تعمیرات و استهلاک را به جان نخرند. این پدیده، به ویژه برای خودروهای فرسوده و قدیمی که سهم قابل توجهی از ناوگان خودرویی کشور را تشکیل میدهند، بیشتر صدق میکند. صاحبان این خودروها با هر بار روشن کردن خودرو، با ریسک خرابی و هزینههای سنگین تعمیر مواجه هستند.
از این رو استفاده از خودرو به حداقل میرسد و این خود، به کاهش مصرف بنزین کمک میکند، اما نه به دلیل سیاستهای دولتی، بلکه به دلیل فشار اقتصادی بر جیب مردم. درواقع خود دولت هم مدعی است که بنزین در ایران ارزان است به ویژه با دلار ۲۷۰ هزار تومانی بنزین ۱۰ هزار تومانی عامل کاهش مصرف نیست.
هدف دولت از دستاوردسازی چیست؟
به نظر میرسد که دولت برای افزایش مجدد قیمت بنزین به دستاورد در سیاستگذاری حوزه سوخت نیاز دارد و حالا با این تحلیل که کاهش مصرف بنزین محقق شده بر تغییر پنج هزار تومانی قیمت این حامل انرژی تأکید میکند. به همین دلیل احتمالا به زودی قیمت بنزین 10هزار تومان خواهد شد.
دولت متوجه شده که در اقتصادی که تورم ۱۰۰درصدی، هزینه تمام کالاها و خدمات را چند برابر کرده، تغییر پنج هزار تومانی قیمت بنزین، در مقایسه با سایر هزینههای زندگی، تأثیر قابل توجهی بر رفتار مردم ندارد. هرچند نباید فراموش کرد خانوادهای که برای تأمین غذا و مسکن با چالش جدی مواجه است؛ تغییر قیمت بنزینی که به واسطه حملونقل روی قیمت همه کالاها اثر دارد و حساسیتهای خاص خود را دارد، میتواند باعث مشکلات معیشتی شود همانطور که در آمریکا افزایش قیمت سوخت منجر به تغییر حزب حاکم بر سیاست آمریکا شد.
همچنین نباید نادیده گرفت که در بسیاری از شهرها و مناطق کشور، حملونقل عمومی کارآمد و در دسترس وجود ندارد. مردم برای رفتن به محل کار، بیمارستان یا مدرسه، ناچار به استفاده از خودروی شخصی هستند. در چنین شرایطی، قیمت بنزین نباید مانع از استفاده از خودرو شود به همین دلیل دولت باید وعده توسعه حملونقل عمومی با افزایش درآمد بنزین را بدهد.
بنابراین کاهش ۶ میلیون لیتری مصرف بنزین، بیش از آنکه محصول سیاستهای دولتی باشد، نتیجه طبیعی بحران اقتصادی و فشار تورمی بر زندگی مردم است. عواملی مانند کاهش سفرهای جادهای به دلیل هزینههای بالا، عدم توان مالی برای برنامهریزی سفر، افزایش هزینه تعمیرات و سرویس خودرو و کاهش استفاده از خودروهای شخصی به دلیل فشار اقتصادی، همگی در کاهش مصرف بنزین نقش داشتهاند.
دولت در ظاهر میتواند این کاهش را به عنوان دستاورد خود ثبت کند، اما واقعیت این است که مردم، هزینه این کاهش را با کاهش کیفیت زندگی، محدودیت در تردد و محرومیت از سفر و تفریح پرداختهاند. کاهش مصرف بنزین، در چنین شرایطی، نشانهای از فروپاشی توان مالی خانوارها و گسترش فقر است.
اگر دولت به دنبال تحلیل درست از رفتار مصرفی مردم است، باید به جای تمرکز بر اعداد و آمارهای سطحی، به ریشههای اقتصادی و معیشتی این تغییرات توجه کند. مردم خودروی خود را از ترس هزینههای تعمیرات و به دلیل نبود پول برای سفر، در پارکینگ نگه داشتهاند حالا همین بهانه نباید منجر به اجرای طرحی هزینهساز در بدترین زمان ممکن شود.