درهای نیمه باز باشگاههای مختلط
مسئولان وزارت ورزش با وجود پیگیری خبرنگار هفتصبح درباره مقررات و نظارت بر این مجموعهها حاضر به گفتوگو نشدند
هفت صبح| نور سالن روی آینههای قدی افتاده، صدای موسیقی با برخورد وزنهها درهم میآمیزد و مردها و زنها، هرکدام با لباس ورزشی و هدفی متفاوت، میان دستگاهها رفتوآمد میکنند. مردی مشغول تمرین با وزنه و هالتر است، زنی روی تردمیل قدم میزند و چند نفر میان دستگاهها با یکدیگر گپ میزنند. در ویدیویی دیگر، زنی در باشگاهی مختلط آواز میخواند و مردان همزمان با وزنه و دمبل تمرین میکنند.
این تصاویر شاید برای برخی غیرمنتظره باشد، اما در ماههای اخیر نمونههای زیادی از آنها در فضای مجازی منتشر شده است. از پیادهروی زنان و مردان با لباسهای راحت و باز و بدون حجاب در جادههای سلامت مجموعههای ورزشی گرفته تا ورزش مختلطی مثل تیروکمان و تنیس در زمینهای روباز، کلاسهای گروهی و سالنهای بدنسازی. تصاویری که واکنشهای متفاوتی به همراه داشته است. عدهای آن را مغایر با ضوابط و عرف جامعه میدانند و عدهای دیگر از حق انتخاب افراد برای ورزش و استفاده از امکانات ورزشی دفاع میکنند.
ماجرای مجموعه ورزشی انقلاب در مهرماه نیز نمونهای از پیچیدگی ضوابط و نظارت بر فضاهای ورزشی بود. موضوعی که بحث درباره فعالیت مجموعههای مختلف را دوباره مطرح کرد. اما مسئله فقط به حضور زنان و مردان در کنار یکدیگر محدود نمیشود. تمرینهای مختلط در سالن بدنسازی، شرکت در کلاسهای گروه یا فعالیت در ورزش خصوصی و خانگی اما به نظر میرسد که نسبت به استفاده مشترک از محوطه عمومی مجموعههای ورزشی، پیادهروی در مسیرهای سلامت و یا ورزشهای همگانی در پارکها متفاوت از هم باشند. پرسش اصلی این است که این ضوابط تا چه اندازه روشناند و فعالیت مجموعههایی که ورود به آنها با معرفی و هماهنگی قبلی انجام میشود، بر چه اساسی صورت میگیرد؟
یک اطلاعیه و چند روایت متفاوت
شامگاه ۱۹ مهرماه، انتشار خبر تعطیلی مجموعههای ورزشی انقلاب و شهید کشوری تا اطلاع ثانوی، این دو مجموعه را به صدر اخبار ورزشی آورد. شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی، مسئول بهرهبرداری از این اماکن، اعلام کرد این تصمیم با دستور مدیرعامل و مصوبه هیئتمدیره و با استناد به ضرورت اجرای ضوابط و موازین شرعی، قانونی، عرفی و مقررات فرهنگی گرفته شده است. در این اطلاعیه به مکاتبات قبلی با بهرهبرداران برای نظارت بر رعایت این ضوابط نیز اشاره شده بود.
شرکت توسعه بدون نام بردن صریح از حجاب یا اعلام تخلف مشخص، اطلاعیهای را منتشر کرد و تلویحا انتشار مطالب و ویدیوهایی درباره پوشش مراجعهکنندگان و رعایت حجاب در فضای مجازی، تعطیلی این مجموعهها را به این موارد مرتبط کرد. با این حال، مشخص نشد تخلف ادعایی در کدام بخش و از سوی کدام بهرهبردار رخ داده است. اما تنها چند ساعت پس از انتشار بمب گونه این خبر در رسانهها و فضای مجازی، وزارت ورزش و جوانان اعلام کرد فعالیت دو مجموعه متوقف نشده و طبق روال معمول و با رعایت موازین اسلامی، قانونی و عرفی ادامه دارد.
شرکت توسعه نیز در اطلاعیه دوم، از ممنوعیت بهرهبرداری از فضاهای ناقض ضوابط بهجای تعطیلی کامل مجموعهها خبر داد. مدیرکل روابط عمومی و اطلاعرسانی وزارت ورزش و جوانان، در واکنش به این اتفاق اعلام کرد اطلاعرسانی اولیه شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی درباره تعطیلی دو مجموعه، ناشی از ناهماهنگی بوده و فعالیت آنها طبق روال ادامه خواهد داشت. اما با وجود پایان ماجرای تعطیلی، همچنان جزئیات و ابهامات مهمی در این خصوص بیپاسخ مانده است.
اینکه منظور از فضاهای ناقض ضوابط دقیقا کدام بخشها بود؟ چه مصداقی مبنای تصمیم اولیه قرار گرفت؟ و چه مرجعی مسئول تشخیص تخلف و اعمال محدودیت بود؟ از سوی دیگر، صدور اطلاعیه تعطیلی از سوی شرکت توسعه و اعلام ادامه فعالیت از سوی وزارت ورزش، پرسشهایی درباره هماهنگی و سازوکار تصمیمگیری میان این دو نهاد ایجاد کرد.
باشگاههایی پشت درهای بسته
اما فعالیت باشگاههایی که زنان و مردان در آنها بهطور همزمان ورزش میکنند به این چند ماهه محدود نمیشود بلکه چندین سال است که به یکی از موضوعات بحثبرانگیز حوزه ورزش تبدیل شده و وزارت ورزش نیز در مقاطع مختلف با حواشی مربوط به این مجموعهها روبهرو بوده است. در سالهای گذشته، خبرهایی از برخورد با برخی باشگاههای مختلط در تهران، رباطکریم و مازندران منتشر شده و برگزاری یک مسابقه ماراتن مختلط در پایتخت نیز از جمله اتفاقاتی بوده که واکنشها و بحثهای زیادی به دنبال داشته است.
در این زمینه علی جوادی، مدیرکل اسبق ورزش و جوانان استان تهران، پیشتر درباره فعالیت این باشگاهها گفته بود که در موارد بسیار کمی باشگاههای مختلط دیده شده که بهطور قطع با آنها برخورد قانونی خواهیم کرد. او در عین حال درباره افزایش تعداد باشگاههای خصوصی جدید، از تلاش برای استفاده از تذکر و اصلاح بهجای پلمب سخن گفته بود. به گفته او در همان برهه، تعداد باشگاههای استان تهران در مقایسه با جمعیت و وسعت آن کم است و به همین دلیل باید تا حد امکان از تعطیلی باشگاهها جلوگیری کرد.
همچنین پیشتر جوادی در تیرماه ۱۴۰۱ و در واکنش به حاشیههای یک برنامه ورزشی مختلط در ایرانمال، به فعالیت این ایستگاهها اشاره کرده و گفته بود که هر روز در بیش از ۱۰۰ نقطه تهران ایستگاههای ورزش تندرستی و صبحگاهی با رعایت شیوهنامهها برگزار میشود و هیچ مشکلی ایجاد نمیشود. او در همان اظهارات بر ضرورت رعایت دستورالعملهای ورزشی و تایید صلاحیت مربیان این برنامهها تاکید کرده بود.
چالشی به نام «گیمهوم»ها
اما همه فضاهای ورزشی به بوستانها، مجموعههای عمومی و باشگاههای دارای تابلو و نشانی مشخص محدود نمیشوند. در سالهای اخیر، بخش دیگری از بحثها و حاشیههای مربوط به ورزش مختلط به فضاهای کوچک و خصوصی، موسوم به «گیمهوم» یا باشگاههای خانگی، مربوط بوده است. این مکانها معمولا در خانهها یا واحدهای محدود راهاندازی میشوند و گروهی از افراد برای انجام تمرینهای ورزشی به آنها مراجعه میکنند. با این حال درباره اینکه این باشگاهها دقیقا در کجا فعالیت میکنند، چه تعداد مجموعه از این نوع وجود دارد و چند مورد از آنها مجوز رسمی دارند، اطلاعات روشنی در دست نیست.
در این میان، روایتها و مطالبی در شبکههای اجتماعی منتشر میشود اما نمیتوان همه آنها را تایید کرد یا بر اساس این روایتها درباره وضعیت تمام این فضاها قضاوت کرد. در مجموعههای بزرگ ورزشی، رفتوآمد مراجعهکنندگان و فعالیت بخشهای مختلف تا حدی قابل مشاهده است، اما در فضاهای خصوصی و خانگی، شناسایی محل فعالیت و بررسی چگونگی اداره مجموعه دشوارتر میشود. در چنین شرایطی، علاوه بر ضوابط مربوط به حضور همزمان زنان و مردان، مسئله مجوز فعالیت، نحوه نظارت و مسئولیت افرادی که این مکانها را اداره میکنند نیز اهمیت پیدا میکند.
ایمنی محیط، سلامت و استاندارد تجهیزات و صلاحیت مربیان از جمله موضوعاتی است که در هر باشگاه باید مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، درباره فضاهای ورزشی خصوصی نیز این پرسش مطرح است که چه نهادی بر رعایت این موارد نظارت میکند و در صورت بروز تخلف یا حادثه، مسئولیت آن بر عهده چه کسی خواهد بود؟
باشگاههای خاص با مشتریان خاص
باشگاههای مختلط فقط یک تصویر منتشرشده در فضای مجازی نیستند بلکه با کمی پرس و جو میتوانید ورزشکارانی را پیدا کنید که در این باشگاهها ورزش کرده یا میکنند؟ یاس، ۲۵ ساله، یکی از کسانی است که تجربه حضور در این فضاها را دارد. او در گفتوگو با «هفتصبح» از دو باشگاه در نارمک و محدوده پالادیوم نام میبرد و میگوید ورود به این مکانها برای همه آزاد نیست و افراد معمولا باید از طریق معرف به باشگاه راه پیدا کنند. در این مجموعهها رشتههایی مثل بدنسازی، ژیمناستیک و پیلاتس برگزار میشود و حتی مربیان مرد هم به زنان آموزش میدهند.
البته فعالیت در این باشگاهها هزینه بیشتری نسبت به باشگاههای معمولی دارد. در شرایطی که شهریه باشگاههای عادی این روزها معمولا از حدود سه تا چهار میلیون تومان در ماه شروع میشود و در مجموعههایی که امکانات و تجهیزات بهتری دارند، به پنج تا شش میلیون تومان میرسد، در برخی باشگاههای مختلط این رقم به حدود ۱۸ تا ۲۰ میلیون تومان هم افزایش پیدا میکند. گرچه در شمال تهران، بهویژه مناطقی مثل ولنجک و سعادتآباد، باشگاههایی هم هستند که گرچه بخش زنان و مردان آنها مجزا میباشند اما به خاطر تجهیزات و امکانات پیشرفتهتری که دارند شهریه آنها حدود ۱۰ تا 15میلیون تومان است.
در مقابل، در میان مجموعههای ورزشی شمال تهران، باشگاههای سوپرلوکسی هم فعالیت میکنند که شهریه ماهانه آنها به رقمهای نجومی ۸۰ تا ۱۰۰ میلیون تومان میرسد. در این باشگاهها، خدماتی فراتر از امکانات معمول ورزشی ارائه میشود. از استخر، سونا و جکوزی و ماساژ گرفته تا پذیرایی رایگان با انواع خوراکی و نوشیدنی، کمدهای اختصاصی و تجهیزات ورزشی پیشرفته. برخی از این مجموعهها نیز فضای بسیار بزرگی دارند و از نظر امکانات و خدمات، با باشگاههای معمولی قابل مقایسه نیستند. البته همه این باشگاههای فوقلوکس مختلط نیستند و فقط بعضی از آنها چنین شرایطی دارند.
یاس ولی از یک طرف، ورزش و فعالیت بدنی را برای سلامت جسمی مفید میداند، اما از طرف دیگر درباره شرایط فعالیت این باشگاهها و میزان امنیت و نظارت بر آنها سوالهایی دارد. به گفته او، باید روشن باشد چه نظارتی بر این مجموعهها وجود دارد و آیا محیطی که با عنوان باشگاه ورزشی فعالیت میکند، واقعا از نظر سلامت، امنیت و نحوه رفتار افراد شرایط مناسبی دارد یا نه. وی همچنین درباره احتمال سوءاستفاده و حضور مواد مخدر و مشروبات الکلی در چنین فضاهایی ابراز نگرانی میکند. شاید به همین دلیل باشد که یاس چند وقتی است دوباره برای ورزش به باشگاههای مجزا میرود.
نسل تازه، نگاه تازه
ساحل، ۲۰ ساله از زاویهای متفاوت به موضوع باشگاههای مختلط نگاه میکند. برای او حضور دختران و پسران در یک فضای اجتماعی مشترک، نه اتفاقی عجیب است و نه دلیلی برای نگرانی. او معتقد است نمیتوان به دلیل حضور زنان و مردان در کنار یکدیگر، درباره یک محیط قضاوت منفی کرد یا از ابتدا انتظار بروز آسیب و حاشیه داشت. او در گفتوگو با «هفتصبح» میگوید که ما در سال ۲۰۲۶ زندگی میکنیم و نسل ما حضور دختر و پسر در کنار هم را پذیرفته است. امروز فضاهای اجتماعی مختلفی وجود دارد که دختران و پسران در کنار هم از آنها استفاده میکنند مثل سینما یا کافیشاپها و... چرا وقتی صحبت از یک فضای مختلط میشود، باید حتما تصور کنیم قرار است اتفاق بدی بیفتد یا آسیبی به کسی برسد؟ از نگاه ساحل باید به نوع فعالیت، رفتار افراد و شرایط حاکم بر آن توجه کرد.
مرز مبهم قانون و تخلف
پشت چالش باشگاههای مختلط، فقط نگاههای متفاوت به حضور زنان و مردان در کنار یکدیگر قرار ندارد. پای مجوز، مسئولیت نظارت و فعالیت مجموعههایی هم در میان است که گاهی دور از چشم نهادهای رسمی کار میکنند. با وجود تلاشهای فراوان خبرنگار «هفتصبح» برای دریافت توضیحاتی درباره مقررات و سازوکار نظارت از مسئولان وزارت ورزش اما، کسی در این وزارتخانه حاضر به گفتوگو در این زمینه نشد و موضع این وزارتخانه درباره ضوابط فعالیت این مجموعهها و نحوه نظارت بر آنها همچنان بیپاسخ ماند. بااین وجود حمیدرضا فقیهی، مسئول ورزش بسیج جامعه کارگری ایران، در گفتوگو با «هفتصبح» میگوید در ساختار رسمی صدور مجوز، عنوان مشخصی برای باشگاههای مختلط تعریف نشده است.
وزارت ورزش و جوانان برای باشگاههای ورزشی مجوز صادر میکند، اما فعالیت این مجموعهها بر اساس مجوزهای جداگانه برای زنان و مردان تعریف شده و فعالیت مختلط خارج از چارچوب مجوز، تخلف محسوب میشود. فقیهی در عین حال به تعدد نهادهای درگیر در نظارت بر باشگاهها اشاره میکند. از وزارت ورزش و جوانان و هیئتهای پزشکی ورزشی استانها گرفته تا پلیس اماکن. به اعتقاد او، تعدد این دستگاهها و روشن نبودن دقیق حدود مسئولیت هرکدام، میتواند روند نظارت را با ابهام و تداخل وظایف همراه کند.
او میگوید که آمار دقیق و قابل اتکایی از تعداد این مجموعهها وجود ندارد. در برخی موارد، گزارشهای مردمی زمینه ورود نهادهای نظارتی را فراهم میکند و پس از بررسی، بسته به نوع تخلف، ممکن است به مجموعه تذکر داده شود، از مسئولان آن توضیح بخواهند یا با جریمه، تعطیلی، لغو مجوز و پیگیری قضایی روبهرو شود. او معتقد است نظارت مستمر بر تمام فضاهای خصوصی و خانگی، با توجه به محدودیت امکانات و نیروی انسانی، کار سادهای نیست. از نگاه فقیهی، سختگیری بدون در نظر گرفتن راهکارهای جایگزین ممکن است بخشی از تقاضا برای ورزش در این فضاها را به محیطهای زیرزمینی و غیررسمی سوق دهد. محیطهایی که نظارت بر ایمنی، بهداشت، تجهیزات و صلاحیت مربیان در آنها دشوارتر است.
مرز میان تعامل و آسیب
روی دیگر این سکه آسیبها و پیامدهای اجتماعی و روانی فعالیت این باشگاههای مختلط است. موضوعی که ضرورت بررسی شرایط فعالیت و نظارت بر این مجموعهها را بیشتر میکند.مهرداد امیری، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان، روانشناس و آسیبشناس در گفتوگو با «هفتصبح» میگوید باشگاههای مختلط ممکن است زمینهساز برخی آسیبها و رفتارهای نامناسب باشند، اما نباید همه شکلهای ورزش مشترک زنان و مردان را از یک زاویه دید. ورزشهای همگانی و فعالیتهای گروهی در فضاهای عمومی، شرایط متفاوتی دارند و حضور افراد در این برنامهها میتواند به تقویت روابط اجتماعی، افزایش انگیزه و کاهش احساس تنهایی کمک کند.
او بهویژه درباره سالمندان و بازنشستگان معتقد است حضور در جمع ورزشهای همگانی، پیدا کردن دوستان تازه و داشتن فعالیت مشترک میتواند انگیزه بیشتری برای زندگی روزمره به آنها بدهد. از سوی دیگر، ورزش در کنار دیگران میتواند افراد را به مراقبت بیشتر از سلامت و تناسب اندام تشویق کند و اعتمادبهنفس آنها را افزایش دهد. امیری در عین حال معتقد است جامعه هنوز آمادگی چنین تغییراتی را ندارد و ورود ناگهانی به فضاهایی همانند باشگاههای مختلط، پس از سالها محدودیت، ممکن است هیجان و حواسپرتی ایجاد کند و توجه برخی افراد را از فعالیت ورزشی دور کند و تمرکز آنها را از هدف اصلی، یعنی ورزش، بگیرد و حتی باعث بروز آسیبهای اجتماعی شود.
این آسیبشناس درباره نگرانیهایی که از شکلگیری روابط آسیبزا در باشگاههای مختلط مطرح میشود، میگوید امکان آشنایی و شکلگیری رابطه عاطفی در هر محیط اجتماعی وجود دارد. با این حال، در بررسی فعالیت باشگاههای مختلط و شرایط خاص آنها، نمیتوان احتمال بروز آسیب را بهطور کامل نادیده گرفت.
پایان یک بحث، آغاز یک سوال
در مورد باشگاههای ورزشی وقتی پای حضور زن و مرد در کنار هم به میان میآید، موضوع به چالشی پیچیده و پرحاشیه تبدیل میشود. شاید مسئله به چگونگی مدیریت این فضاها نیز برمیگردد. اینکه چطور میتوان هم به ضوابط و نگرانیهای موجود توجه کرد و هم برای نیازهای اجتماعی نسلهای تازه پاسخ روشنی داشت.