
هفت صبح| در برگی از تاریخ امروزمان باز هم خاطرهبازی میکنیم و سری به جراید دهه 50 و خاصه اطلاعات هفتگی اسفند سال 1352 میزنیم. ببینیم دوستان همکار در آن سالها چه اخبار و مطالبی را برای مخاطبان در نظر گرفته بودند.

اصرار جان کندی کوچک برای مبارزه با کلی
داستان دوم به قهرمان افسانهای بوکس اختصاص دارد. محمدعلی کلی قهرمان معروف آمریکایی طرفداران زیادی در آمریکا و سایر نقاط جهان دارد ولی از همه طرفداران «جان اف کندی» بیشتر او را دوست دارد. جان کندی کوچک اخیرا در نیویورک اقامت کرد.

او دو هفته قبل از مسابقه کلی و فریزر با هواپیما برای دیدار مادر خود ژاکلین به یونان رفته بود، ولی وقتی خبر شروع مسابقات را شنید، به مادر خود اصرار زیاد کرد که میخواهد کلی را قبل از انجام مسابقه ببیند و با اصرار زیادی که او کرد، جان کوچک را با هواپیما از یونان به آمریکا فرستادند. وی شب قبل از مسابقه وارد نیویورک شد و هر چقدر تلاش کرد نتوانست با کلی ملاقات کند و به همين جهت تصمیم گرفت او را قبل از انجام مسابقه در محل مسابقه یعنی «مدیسون اسكوار» نيویورک ببیند.

جان به محل مسابقه رفت و کلی پس از اطلاع از اینکه جان اصرار دارد او را حتما قبل از مسابقه ببیند، وی را در اتاق رختکن پذیرفت و با او ملاقات کرد. در آنجا جان ضربهای با مشت به بینی کلی نواخت و به او گفت با این ضربه تو پیروز خواهی شد. چند دقیقه پس از این ضربه محمدعلی کلی وارد رینگ شد و در آنجا در راند دوازدهم برفریزر پیروز شد! جان کندی کوچک که در مسابقه مرتب کلی را تشويق میکرد، به خبرنگاران میگفت همان مشت من کار خودش را کرد و محمدعلی را در مسابقه پیروز کرد.







