۳۴ روز از مقاومت بیامان مدافعان خرمشهر گذشته است و اکنون نیروهای بعثی عراق به ۳۰ متری مسجد جامع خرمشهر رسیدهاند. در این شرایط است که فرمان تخلیه خرمشهر صادر شد و عملا این شهر سقوط کرد.
چهارم آبان ماه سال ۵۹، سیوچهارمین روز حمله سراسری عراق در حالی آغاز شد که نیروهای دشمن بر خرمشهر تسلط یافتند.
نیروهای دشمن فلکه فرمانداری و ساختمان فرمانداری را اشغال کردند و بر تنها راه ارتباطی خونینشهر با خارج، یعنی پل خرمشهر، تسلط یافتند و امکان هرگونه تردد به شهر خرمشهر را قطع کردند. با ملاحظه این وضعیت از سوی فرمانده عملیات خرمشهر به رزمندگان، دستور تخلیه شهر داده شد.
با بررسی اسناد و مدارک موجود، میتوان کمبود امکانات و تجهیزات نظامی و نبود پشتیبانی مؤثر از نیروهای ارتش، سپاه و داوطلب (مدافعان خرمشهر) مستقر در شهر را از دلایل اصلی سقوط شهر خرمشهر بعد از ۳۴ روز مقاومت دلیرانه دانست.
روز بیست و هشتم مهرماه ۱۳۵۹، در ساعت ۱۰ صبح بار دیگر نیروهای عراقی با تهاجم گسترده، خود را به پل خرمشهر رساندند. دشمن با کمک ستون پنجم مسجد جامع، آخرین مرکز مهم نظامی پشیبانی و نقطه تجمع رزمندگان و تکاوران دریایی را در روز عید قربان به شدت زیر آتش گرفت و تعدادی از تکاوران و مدافعان شهید شدند و اوضاع پشتیبانی مدافعان نیز بحرانیتر شد. در این روز یک گروهان از منطقه دوم دریایی بوشهر و یک گروهان از تهران به بندر امام (ره) اعزام شدند و تحت فرماندهی گردان تکاوران مستقر در خرمشهر قرار گرفتند.
نیروهای عراقی طی سه روز، یعنی روزهای بیست و نهم و سیام مهرماه و یکم آبان ماه سال ۱۳۵۹، آتش سنگین و مداومی روی خرمشهر فرو ریختند تا دیگر هیچ موجود زندهای در آن باقی نماند. در این اوضاع عراقیها با پیشروی در خیابان چهل متری به اطراف مسجد امام صادق (ع) رسیدند. در حالی که جنگ خانه به خانه ادامه داشت، رزمندگان در مسیرهای اصلی که از جاده کمربندی به میدان فرمانداری (خیابان آرش و عشایر) منتهی میشد، مستقر شده بودند تا از نفوذ بیشتر دشمن و تسلط او بر پل جلوگیری کنند.
در مقابل، دشمن که از جاده کمربندی و ۴۰ متری پیشروی کرده بود، در حوالی فرمانداری مستقر شده بود. منطقه سوم دریایی خرمشهر در تاریخ اول آبان ۱۳۵۹، وضعیت را چنین گزارش کرد: «در خرمشهر هنوز جنگ خانه به خانه به شدت در جریان است. دشمن مواضع تانک خود را در جاده کمربندی ایجاد کرده و به پل خرمشهر نزدیکتر شده است. پایگاه نیروی دریایی نیز به طور دائم زیر آتش سنگین توپخانه و خمپاره قرار دارد».
روز دوم آبان ماه ۱۳۵۰، دشمن موفق شد، ساختمان فرمانداری را اشغال کند و با استقرار در ضلع شمالی پل، نیروهای مدافع را که در سمت غربی پل تا مسجد جامع حضور داشتند، به محاصره درآورد. اما تلاش رزمندگان برای ضربه زدن به دشمن به منظور آزادسازی پل همچنان ادامه داشت تا اینکه در اوایل شب موفق شدند عراقیها را عقب برانند و ساختمان فرمانداری را آزاد کنند.
در روز سوم آبان ماه ۱۳۵۹، عراقیها با استقرار در ساختمان فرمانداری و دیگر ساختمانهای مجاور، نه فقط هر جنبندهای روی پل را زیر آتش خمپارهاندازها و تیربارهای خود گرفتند از تردد قایق در رودخانه کارون نیز جلوگیری کردند. همچنین تعدادی از واحدهای عراقی به ۳۰ متری مسجد جامعه رسیدند.
پس از مدتی درگیری، با فرا رسیدن شب، مدافعان دستور عقبنشینی و ترک شهر را دریافت کردند. (فصلنامه مطالعات تخصصی و تاریخ شفاهی دفاع مقدس، شماره اول: نیروی دریایی در خرمشهر، صص۸۴-۸۶:سازمان حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس ارتش)
در همین زمینه ناخدا یکم «هوشنگ صمدی» از فرماندهان شجاع نیروی دریای ارتش جمهوری اسلامی ایران و فرمانده تکاوران نیروی دریایی در خرمشهر در کتاب خاطراتش روایت میکند: «… بعد از ظهر روز سوم آبان سرهنگ حسنی سعدی با بی سیم به من دستور داد خرمشهر را تخلیه کنم و به آبادان عقب بنشینم. عین سخنان ایشان این بود:«جناب ناخدا صمدی! آماده باشید که عقبنشینی! »فرمان شفاهی و از طریق بی سیم به من ابلاغ شد. هیچ فرمان کتبی در کار نبود. دو سه روزی بود ارتباط ما با آبادان قطع شده و دیگر هیچ رفت و آمدی از طریق پل خرمشهر به آبادان صورت نمیگرفت. از سرهنگ حسنی سعدی پرسیدم: «برای چه عقبنشینی کنیم؟ » فرمودند:«دستور این است! »، ادامه دادم: «با چه وسیلهای و چطور عقبنشینی کنیم؟ » گفتند:«برایتان قایق میفرستم! »
…جناب سرهنگ حسنی سعدی هم به قولشان وفا کردند و حدود ساعت حدود ۹ یا ۱۰ شب، ۱۰ فروند قایق هشت نفره برای تخلیه نیروهای مقاومت و مردم عادی به ساحل خرمشهر فرستادند. تخلیه از حدود ۱۱ شب شروع شد. کار تخلیه مردم عادی خیلی وقتگیر بود. اول مردم عادی و سربازهای سرگردان را ۱۰ نفر ۱۰ نفر سوار قایق کردیم و از رودخانه کارون عبور دادیم. نیروهای بومی گریه میکردند. از «گردان ۲۷۰» نفره ناخدا «داریوش ضرغامی» فقط ۱۷ نفر باقی مانده بودند که با خود ایشان که به شدت گریه میکرد، تخلیه شدند.
نمیتوانم آمار دقیق و حتی تخمینی درباره تعداد کسانی که شهر را تخلیه کردند، بدهم، اما فکر میکنم در مجموع حدود ۵۰۰ نفری را تخلیه کردیم. برخی از تکاوران با شنا و گریان، از کارون عبور کردند و به آن طرف رودخانه رفتند. من و فرماندهان گروهان و دستهها و پرسنل، کنار اسکله ایستاده بودیم و به مردمی که شهر را ترک میکردند، کمک میکردیم. تخلیه نیروها تا حدود صبح ادامه پیدا کرد. »



