به گزارش هفت صبح به نقل از سلام سینما؛ نشست خبری چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر در حالی برگزار شد که در ابتدا صحبت از همبستگی ملی به میان آمد و قرار بود که طبق روال هر ساله در خصوص مدیریت جشنواره و برنامه‌ریزی‌های جشنواره صحبت شود اما همچنان صحبت‌ها از رویکرد معلقی خبر می‌داد؛ از مشخص نشدن هیئت داوران گرفته تا توجیه عجیب نبود فیلمسازان زن!

خلاصه که خالی از لطف نیست طور دیگری به این نشست بنگریم...

۱. غایبان بزرگ؛ انصراف ندادند یا اصلا فجر را به رسمیت نشناختند؟

منوچهر شاهسواری در بخشی از نشست، با رویکردی تدافعی به سراغ لیست غایبان رفت. او با رد شایعات مربوط به «موج انصرافی‌ها» تلاش کرد توپ را به زمینِ نرسیدنِ نسخه‌های فنی یا عدم تولید فیلم بیندازد.
شاهسواری گفت: «بعضی فیلم‌ها ثبت‌نام کردند اما نسخه ارائه‌شده به دفتر جشنواره نمی‌رسد. فیلمسازی داشتیم که می‌خواست فیلمش باشد اما ساختش به پایان نرسید و من هم نمی‌توانستم ریسک کنم. عمده فیلم‌هایی که ندیدیم به خاطر این بود که ساخته نشدند و دلیل دیگری نداشت.»

 آقای شاهسواری عزیز، مسئله این نیست که فیلمسازان ثبت‌نام کردند و بعد انصراف دادند؛ مسئله دقیقاً این است که بخش بزرگی از سینمای جدی و غیرسفارشی ایران، حتی زحمت پر کردن فرم ثبت‌‌نام را هم به خود نداده‌اند. دبیر جشنواره در حالی روی ساخته نشدن فیلم‌ها مانور می‌دهد که نگاهی به فهرست آثار حاضر نشان می‌دهد جشنواره بیش از هر زمان دیگری به یک دورهمی ارگانی تبدیل شده است. وقتی مرجعیت یک جشنواره نزد اهالی صنف از دست برود، دیگر نیازی به انصراف نیست؛ فیلمساز اصلاً از کنار درِ ورودی جشنواره هم رد نمی‌شود. آیا ندیدنِ این واقعیت، نامش مدیریت است یا نادیده گرفتن صورت‌مسئله؟

 ۲. پارادوکس «آغوش باز» و پستوهای تاریک مدیریت

بخش جنجالی صحبت‌های شاهسواری به آثار توقیفی و سرنوشت فیلم‌های خاصی چون «قاتل و وحشی» و «برمودا» اختصاص داشت. او از سویی از واژه تحریم ابراز بی‌اطلاعی کرد و از سوی دیگر از ناتوانی‌اش در نمایش برخی آثار پرده برداشت.

دبیر جشنواره در بخشی از صحبت هایش اشاره کرد: «تحریم را نمی‌دانم یعنی چه؟ یعنی در خانه را قفل می‌کنم و به خانه برنمی‌گردم؟... من ترجیح می‌دهم در حفظ خانه تلاش کنم. آغوش جشنواره بر کسی بسته نیست.» وی در عین حال افزود: «یکی از تاسف‌های شخصی من این است که سال گذشته نتوانستم فیلم «قاتل و وحشی» حمید عزیز را پخش کنم. فیلم «برمودا»ی محمد کارت عزیز هم. متاسفانه هنوز برای این بیان‌ها هیچ امکانی فراهم نشده است. فیلم نعمت‌الله به‌دلایل خارج از فهم من در پستو مانده است.»

 چطور می‌شود هم از آغوش باز سخن گفت و هم از پستوهایی که فیلم‌های تراز اول سینمای ایران در آن خاک می‌خورند؟ این جداسازی و خط‌کشی میان فیلمسازان «خودی» و «غیرخودی» را چه کسی جز همین مدیران سینمایی کلید زده است؟ آقای شاهسواری از حفظ خانه می‌گوید، اما به نظر می‌رسد جشنواره توان مقابله با کمترین دخالت‌های فرامتنی را هم ندارد.دقیقاً چه انگیزه‌ای برای یک فیلمساز مستقل باقی می‌ماند که آثارش را به این آغوش نیمه‌باز بسپارد؟ این صحبت‌ها بیش از آنکه مقتدرانه باشد، نقض غرضی آشکار است البته این غرض اشکار مصیبت تمام سال های جشنواره بوده است و به دوره شاهسواری و ماقبل او باز نمیگردد.

 ۳. مدیریت «دقیقه نودی»؛ داورانی که هنوز چمدان نبسته‌اند!

در حالی که در جشنواره‌های معتبر جهانی مانند «کن»، ماه‌ها پیش از رویداد، جزئیات دقیق داوران و برنامه‌ها مشخص است، در فجر چهل‌وچهارم، هنوز هویت داوران در هاله‌ای از ابهام است.
شاهسواری گفت: «دو نفر از داوران هنوز حضورشان قطعی نیست. اما ترکیب هفت نفر است. این را هم باید بگویم که نظام داوری امسال یکپارچه است.»

واقعاً شگفت‌ آور است! تنها سه روز مانده به آغاز بزرگترین رویداد سینمایی کشور، دبیر جشنواره هنوز نمی‌داند چه کسانی قرار است روی صندلی داوری بنشینند. این حجم از بلاتکلیفی و مدیریت دقیقه نودی، چطور با ادعای رقابت با استانداردهای جهانی همخوانی دارد؟ جشنواره‌ای که در چیدمان داورانش تا ۷۲ ساعت قبل از افتتاحیه لنگ می‌زند، چگونه می‌خواهد عدالت و نظم ساختاری را به مخاطب و فیلمساز دیکته کند؟ این وضعیت بیش از آنکه «نظام داوری یکپارچه» باشد، شبیه به یک مدیریت «هیئتی» و بی‌برنامه است.

۴. غیبت زنان؛ تقصیر خودشان است که فیلم نساختند!

یکی از تلخ‌ترین بخش‌های این نشست، پاسخ دبیر به غیبت چشمگیر زنان فیلمساز در این دوره بود. شاهسواری با رویکردی که می‌توان آن را «سلب مسئولیت تمام عیار» نامید، این موضوع را به گردن خود زنان انداخت!

شاهسواری در خصوص نبود کارگردانان زن در جشنواره گفت : «فیلمسازان خانم فیلم نساختند و این به جشنواره ربطی ندارد. فیلم کودک و نوجوان با مشخصات درست در جشنواره امسال نداریم.»

انداختن گناه نبودن زنان فیلمساز بیشتر شبیه به فرار رو به جلو است.آقای شاهسواری از خود پرسیده اید که چرا زنان فیلمساز در این اتمسفر ، امکان یا تمایل تولید اثر را نداشتند؟! شاید هم چون از سمت ارگان های سینمایی و دولتی نبوده اند نامشان در این میدان خالی است!

مهلا رنجبران