هفت صبح، طه حشمتی | صبح‌ها که قصابی‌ها کرکره را بالا می‌کشند، خیلی وقت است دیگر صفی برای خرید گوشت قرمز شکل نمی‌گیرد. نه به این دلیل که مردم سیر شده‌اند، بلکه چون قیمت‌ها از توان بخش بزرگی از جامعه خارج شده است. تازه‌ترین اظهارنظر دبیر انجمن واردکنندگان فرآورده‌های دامی هم مهر تأییدی بر این واقعیت تلخ است: «حداقل قیمت گوشت برای مردم به ۱.۵ میلیون تومان رسیده و دیگر به قیمت‌های قبل برنمی‌گردیم.» جمله‌ای کوتاه‌ اما با اثرات بلندمدت روی سفره میلیون‌ها خانوار.

 

حقوق یک ماه، چند کیلو گوشت؟


اگر معیار را حداقل دستمزد کارگری در نظر بگیریم، تصویر روشن‌تر می‌شود. حداقل حقوق یک کارگر در سال جاری حدود ۹ تا ۱۰ میلیون تومان است. حالا اگر حداقل قیمت گوشت قرمز را همان عدد اعلامی یعنی کیلویی ۱.۵ میلیون تومان در نظر بگیریم، نتیجه ساده است.

 

کل حقوق یک ماه = حدود ۶ تا ۷ کیلو گوشت


اما واقعیت بازار حتی از این هم سخت‌گیرانه‌تر است. بسیاری از اقلام پرمصرف مثل ران، سردست یا ماهیچه، در عمل بالاتر از این کف قیمتی فروخته می‌شوند. یعنی کارگری که بخواهد فقط ‌دو کیلو گوشت در ماه بخرد، باید حدود یک‌سوم حقوقش را کنار بگذارد. آن هم بدون حساب اجاره، نان، برنج، حمل‌ونقل و درمان. این اعداد وقتی معنادارتر می‌شوند که به عقب برگردیم. در اواسط دهه 1390، یک کارگر با حقوق ماهانه‌اش می‌توانست بیش از ۲۰ کیلو گوشت بخرد. حالا همان سبد خرید به کمتر از یک‌سوم رسیده است. گوشت قرمز، آرام و بی‌سروصدا، از «ماده غذایی اصلی» به «کالای مناسبتی» تبدیل شده است.

 

  آن‌سوی مرزها چه خبر است؟


برای مقایسه، کافی است نگاهی به اروپا بیندازیم. در بسیاری از کشورهای اروپایی، حداقل دستمزد ماهانه بین ۱۲۰۰ تا ۲۰۰۰ یورو است. قیمت هر کیلو گوشت قرمز هم به‌طور متوسط ۸ تا ۱۲ یورو. یعنی یک کارگر اروپایی با حقوق یک ماهه‌اش می‌تواند بیش از ۱۰۰ کیلو گوشت بخرد. رقمی که برای کارگر ایرانی به یک رؤیای دور تبدیل شده است. این تفاوت فقط به نرخ ارز برنمی‌گردد. بلکه حاصل ترکیبی از ثبات اقتصادی، بهره‌وری بالاتر تولید، مدیریت منابع و سیاست‌های حمایتی هدفمند است. چیزهایی که در بازار گوشت ایران یا وجود ندارند یا نیمه‌کاره اجرا شده‌اند.

 

خشکسالی متهم اصلی یا فرعی؟


یکی از عوامل کلیدی گرانی گوشت، بحران آب و خشکسالی مزمن است. دامداری بدون آب و علوفه ارزان، عملاً ممکن نیست. کاهش بارندگی، افت سطح آب‌های زیرزمینی و از بین رفتن مراتع باعث شده هزینه نگهداری دام به‌شدت بالا برود. دامدار یا باید دام را زودتر روانه کشتار کند، یا اصلا از چرخه تولید خارج شود.

 

شهرنشینی و تقاضای فشرده


ایران امروز کشوری عمدتا شهری است. افزایش جمعیت شهرنشین، الگوی مصرف را تغییر داده و تقاضا برای پروتئین حیوانی را بالا برده ‌‌اما تولید دام متناسب با این رشد جمعیت جلو نرفته است. نه زمین کافی هست، نه آب، نه سرمایه ارزان. این ناترازی میان عرضه محدود و تقاضای فشرده، بازار گوشت را به نقطه‌ای رسانده که حتی واردات هم فقط نقش مُسکن دارد، نه درمان.
اظهارات دبیر انجمن واردکنندگان هم دقیقا از همین‌جا می‌آید. وقتی قیمت‌ها بر مبنای یورو تعریف می‌شوند، دیگر بازگشتی به نرخ‌های قدیمی وجود ندارد، مگر با یک تغییر جدی در ساختار اقتصاد.

 

  حذف گوشت از سفره؛ پیامدهای پنهان


حذف یا کاهش شدید مصرف گوشت فقط یک مسئله اقتصادی نیست. مسئله سلامت عمومی است. کاهش مصرف پروتئین حیوانی، به‌ویژه در میان کودکان و سالمندان، می‌تواند پیامدهای بلندمدت داشته باشد. سوءتغذیه، ضعف سیستم ایمنی و افزایش هزینه‌های درمان در آینده، بخشی از این عوارض است. به همین دلیل است که کارشناسان می‌گویند گرانی گوشت، فقط مشکل قصابی‌ها و دامداران نیست؛ زنگ خطری برای سیاست‌گذاران اجتماعی و بهداشتی است.

 

راه‌حل‌ سخت اما ممکن


بازگشت به قیمت‌های قدیم شاید ممکن نباشد‌ اما کنترل بحران چرا. اصلاح الگوی مصرف آب، حمایت هدفمند از دامداران، کاهش واسطه‌گری، توسعه دام سبک صنعتی و تمرکز روی پروتئین‌های جایگزین مثل مرغ و آبزیان، بخشی از راه‌حل‌هاست. در کنار آن، سیاست‌های دستمزدی هم باید واقعیت سبد معیشت را ببیند. وقتی گوشت کیلویی ۱.۵ میلیون تومان است، عدد حقوق دیگر فقط یک رقم روی کاغذ نیست، مستقیما با سلامت جامعه گره خورده است.  گوشت قرمز امروز آ‌ینه تمام‌نمای شکاف درآمد و هزینه در ایران است. عدد «۱.۵ میلیون تومان» نشانه‌ای است از مسیری که سفره‌ها در سال‌های اخیر طی کرده‌اند. مسیری که اگر اصلاح نشود، گوشت علاوه بر سفره کارگران، از حافظه غذایی یک نسل حذف خواهد شد.