
هفت صبح| روزهایی که آسمان ایران رنگ و بوی جنگ به خود گرفته است و اخبار، لحظه به لحظه از درگیری با آمریکا و رژیم صهیونیسم مخابره میشود. در این میان، فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی نیز دستخوش توفانی از واکنشها، سکوتها، خیانتها و البته وطنپرستیهاست. در این روزهای تاریخی و سرنوشتساز که از آن به عنوان حساسترین نقطه تاریخ معاصر ایران یاد میشود، به سراغ یکی از چهرههای نامآشنای موسیقی پاپ خارج از کشور رفتیم؛ «قیصر».
هنرمندی که در روزهای اخیر با مواضع قاطع، بیپرده و به شدت وطنپرستانهاش، خط خود را از بسیاری از همکاران و چهرههای اپوزیسیون خارجنشین جدا کرده است. او که روزگاری با آهنگ «بچه ناف ونک» در ایران به شهرت رسید، امروز از ویرانی خیابانهای همان محله بغض میکند، بر سر همکاران سکوتکردهاش فریاد میکشد و صراحتا در برابر ماشین جنگی غرب و رسانههای فارسیزبان بیگانه میایستد. آنچه در ادامه میخوانید، گفتوگوی صریح و بیتعارف این خواننده است. مصاحبهای که نیازمند هیچگونه تفسیر سیاسی نیست، چرا که کلمات مصاحبهشونده، خود گویای همه چیز است.
فرض کنید در همین استودیویی که الان نشستهایم، شما یک سمت میز هستید و در سمت دیگر، چهرهای مانند رضا پهلوی نشسته است و قرار است یک مناظره رودررو داشته باشید. واکنش شما چیست؟ آیا اصلا حاضر به چنین گفتوگویی هستید؟
من اصلاً با کسی نمیتوانم مناظره کنم که طرفدار کسی است که میرود پیش نتانیاهو مینشیند! اینها یک مشت آدمهای قاتل و جانی هستند. شما با یک آدم قاتل که نمیتوانی مناظره کنی! من اصلاً حاضر نیستم روبهروی چنین شخصی بنشینم و با او حرف بزنم. اولاً که نتانیاهو یک جنایتکار جنگی است. حالا شاید خیلیها در ایران ندانند، اما در اروپا ایشان در دادگاه لاهه به عنوان جنایتکار جنگی محکوم شده است و هر کجای اروپا پایش را بگذارد، دستگیر میشود.
حالا این آقایان همکار او هستند دیگر! دستشان با هم در یک کاسه است. یعنی در کاری که آن شخص کرده، مشارکت دارند. من چرا باید بروم با کسی بحث کنم که با یک جانی که جنگ راه انداخته و ۷۰هزار نفر را در غزه کشته و هر شب دارد بمب میاندازد روی سر بچهمحلهای خود من، مناظره کنم. من حرفی با اینها ندارم. حتی حرف زدن درباره این موضوع باعث میشود من یک ذره تند شوم و ممکن است کار به جاهای باریک بکشد! البته اینها آدمهایی نیستند که اصلاً شکل این صحبتها باشند.
ختم کلام؛ اصلاً در مورد او زیاد صحبت نکنیم چرا که مدتهاست تمام شده است. اگر یادتان باشد، قبل از این جریاناتی که پیش بیاید به اسرائیل رفتند، در یک پروژه اسرائیلی صهیونیستی نشستند و در موردش تصمیم گرفتند که دعوتش کنند به اسرائیل. رفتند آنجا، یک مبلغی پول به او دادند و بعد آمد جلوتر فقط سوار موج شد.
گفتوگوی ویدیویی با قیصررا اینجا ببینید
ما که در تهران زندگی میکنیم، روزها با صدای بمبارانهای بسیار شدید و مهیب از خواب بیدار شدیم. شما که تجربه دوران دفاع مقدس را دارید، این حجم از خشونت و بمباران کور را چگونه میبینید؟
من در زمان جنگ تحمیلی ۸ ساله با صدام، در تهران بودم و آن روزها را به خوبی به یاد دارم. من برای این کارها خیلی متأسفم. اما باید بدانید که اینها از روی استیصالشان است که مسلسلوار این کارها را میکنند. من یادم است صدام حسین هم به یک جایی از جنگ رسیده بود که دیگر در میدان نبرد نمیتوانست کاری از پیش ببرد، در نتیجه شروع کرد به زدن خانههای مردم بیگناه. الان هم دقیقاً همان سناریو است. امروز ترامپ هم صحبت کرده و گفته: «آقا ما نه اورانیوم میخواهیم، نه میخواهیم رژیم را عوض کنیم، ما فقط میخواهیم از اینجا بیاییم بیرون.»
اخیراً یک ویدیوی بسیار پربازدید از شما منتشر شد که واکنشهای زیادی به همراه داشت. از شما پرسیده بودند که نگران نیستی با این مواضع تندت، دیگر نگذارند به دبی برگردی یا در امارات فعالیت کنی؟ شما واکنش تندی نشان دادید. الان هم که میدانیم روابط ایران و امارات اصلاً خوب نیست.
نه، اصلاً نگران نیستم. یک آقایی آنجا یک حرفی زد، من هم جوابش را دادم. من زندگیام اصلاً اینجوری نیست که دنبال منافع شخصی باشم. من صبح بیدار میشوم، یک صبحانه میخورم و از زندگی چیز زیادی نمیخواهم. اصلاً وسط این بحران، من بخواهم به خاطر رفتن به دبی مواضعم را عوض کنم؟ ای کاش روزی برسد که مملکت ما طوری شود که همه ما بتوانیم بیاییم داخل ایران خودمان بخوانیم.دبی چیست؟ یک بیابان را برداشتهاند ساختهاند. اصلاً کل دبی به اندازه محله ستارخان تهران قدمت و اصالت ندارد! من خودم بچه ستارخان هستم، پدرم و خانوادهام بچههای سرچشمه بودند. دبی چیزی نیست که بخواهم غصهاش را بخورم. حکایت دبی، حکایت همان مگسی است که روی درخت نشسته بود؛ وقت رفتن به درخت گفت من دارم بلند میشوم، درخت گفت من اصلاً نفهمیدم کی اومدی که حالا بخواهی بری! آمدهاند آنجا در این مدت لانه کردهاند. ایران در تمام این مدت در برابر آنها خیلی خیلی نجیب بود.
برای مخاطبان داخل ایران بسیار جذاب است بدانند نگاه مردم و افکار عمومی خارج از کشور نسبت به ایران، پس از گذشت بیش از یک ماه از این جنگ، چه تغییری کرده است؟
اینها در ابتدا خیلی فکر میکردند جنگ در عرض ۲ یا ۳ روز تمام میشود. اما من به همه آنها میگفتم که چنین اتفاقی نمیافتد. دوستان صمیمیام میگفتند: «این دفعه پای آمریکا وسط است!» اما من در جوابشان میگفتم: «آقا، شما این بچههای شیعه و حزباللهی را نمیشناسید، بچه شیعه فرق دارد.»الان نگاهها کاملاً عوض شده است. شما باید ببینید بچههای عراقی، بچههای افغانستانی و کلاً مسلمانان منطقه وقتی مرا میبینند و میفهمند ایرانی هستم، چطور مرا بغل میکنند. در این ۳۰ و چند روز، همگی طرفدار ایران شدهاند. ما در حال حاضر در حساسترین نقطه تاریخ ایران قرار گرفتهایم. شاید کسانی که الان نشستهاند بیرون گود، متوجه نشوند، اما کشوری که ۴۷ سال تحت شدیدترین تحریمها بوده و ماکسیمم فشار را رویش گذاشتهاند - تا جایی که حتی نگذاشتند دارو به مریضهایش برسد - حالا اینطور محکم ایستاده و دارد از خودش دفاع میکند. این برای دنیا یک تصویر خیرهکننده است.
شما خودتان صاحب دو نوه هستید و میدانیم که چقدر روی کودکان حساسید. بمباران مدرسهای در میناب و کشته شدن دانشآموزان با سه موشک، حادثه فوقالعاده تلخی بود که شما به آن واکنش تندی نشان دادید. اما آنچه شما را بیشتر خشمگین کرد، سکوت عجیب برخی همکاران و چهرههای شناختهشده بود. چرا؟
بچههای میناب... آن فاجعه تلخ، اتفاقی نبود که فقط در ایران بیفتد و ما بخواهیم در موردش بحث سیاسی کنیم. در هر کجای دنیا این اتفاق میافتاد که در یک لحظه، ۱۸۰ بچه بیگناه را در یک مدرسه با ۳ موشک تکهتکه کنند، فاجعه جهانی بود. ما حتی در غزه شاهد کشته شدن ۱۸۰ کودک در یک واقعه نبودیم. حالا شما ایرانی باشی، این اتفاق در خاک خودت بیفتد، بعد هنوز بیایی در مورد جریانهای دیماه صحبت کنی؟
این خیلی اتفاق عجیبی است.من نمیگویم جریان دیماه خوب بود، من آن را هم محکوم کردم. بچههای ایران در ادوار مختلف کشته شدند؛ در ۱۷ شهریور کشته شدند، در ۷ تیر ۱۳۳۰ زمان مصدق به رگبار بسته شدند، در به توپ بستن مجلس و انقلاب مشروطیت باقرخان کشته شدند... همه اینها بچههای ایران بودند. اما اینکه الان چرا برای برخیها فقط وقایع ۱۸ و ۱۹ دی مهم است را من نمیفهمم. این بمباران، امضای اسرائیل است؛ این سبک کشتهسازی، سیگنچر اسرائیل است. در جنگ جهانی دوم ۶۰ میلیون آدم کشته شد، ۸ تا ۹ میلیون یهودی کشته شدند، اما ۱۱ میلیون ایرانی بر اثر قحطی و تبعات جنگ از بین رفتند! روسها بیشترین کشته را دادند. چرا فقط آن جریان کشتار یهودیها برای دنیا مهم است؟ من نمیگویم آن جنایت را نگویید، اما چرا بقیه را نادیده میگیرید؟ دلیلش این است که میخواهند از خونها بهرهبرداری سیاسی کنند.
اجازه بدهید به واکنشهای همکاران شما در عرصه هنر بپردازیم. محسن چاوشی، از خوانندگان داخل کشور، پس از انتشار یک قطعه موسیقی، متن قشنگی نوشت با این مضمون که: «من وسطباز نیستم، این قصه خاک و وطنم است، مادرم است، من در دفاع از مادرم وسطبازی نمیکنم.» نگاه شما به این دست واکنشها چیست؟
دم محسن چاوشی گرم. حرف حساب زده است. آخه مگر وقتی پای دفاع از خاک در میان است، آدم میتواند وسطبازی کند؟ وقتی حرف از مادر شما میشود، شما میتوانی بیتفاوت باشی؟ وطن مادر ماست. الان من و شما که همزبانیم، به چه زبانی صحبت میکنیم؟ به زبانی که مادرانمان به ما یاد دادهاند. ما هموطنیم، ما در یک کشوریم. کشور ما، کشور تنهایی بود که متأسفانه در وسط یک منطقه پرآشوب به وجود آمده، اما الان دیگر تنها نیستیم؛ کل کشورهای منطقه کنارمان ایستادهاند. ایران خودش کار را درمیآورد.
وطنپرستان واقعی ایران چه کسانی هستند؟
وطنپرستان واقعی در تاریخ ما امثال رئیسعلی دلواری در خلیج فارس بودهاند. در دوران ما هم، کسانی که در خط مقدم این روزها شهید میشوند مانند آقای تنگسیری، باعث افتخار مملکتند. یادتان هست چند سال پیش من گفتم اگر ما جنگ را در سوریه نبریم و آنجا نجنگیم، فردا باید در کف خیابانهای تهران بجنگیم؟ دقیقاً همان شد. آن بچههایی که رفتند در سوریه جنگیدند، بچههای ایران بودند که برای حفظ وطن رفتند. میخواستند کار به همچین روزی نکشد و جنگ از مرزهای ما دور بماند. همانطور که ناپلئون میگوید: «هیچوقت در اتاق خوابت نجنگ.» آنها امنیت و آرامش را برای ما خریده بودند. اینها وطنپرستند، نه آن کسانی که در رسانههایشان دروغ میبافتند که مثلاً «آقای لاریجانی فرار کرده رفته روسیه!» خب چه شد؟ که همهشان ایستادند و شهید شدند.
بسیاری از سلبریتیها از ترس ریزش فالوئر در اینستاگرام سکوت کامل کردهاند. شما نگران این موضوع نیستید؟
الان فالوئر داشتن و تیک آبی گرفتن چه مفهومی دارد؟ مملکت ما در حال جنگ است، دارد با دو تا از گردنکلفتترین کشورهای دنیا میجنگد. در این شرایط من بیایم نگران اینستاگرام باشم؟ تنها کاری که ما در خارج از کشور باید بکنیم این است که حداقل روحیه مردم داخل را خراب نکنیم. جالب است بدانید تمام آن اپوزیسیونی که تا دیروز بر طبل جنگ میکوبیدند، الان که جنگ واقعی شده، خفهخون گرفتهاند! کجا هستند؟ حالا تکوتوک یواشیواش دارند پیدایشان میشود و عکس بچههای زیر بمباران را میگذارند! من نمیدانم ۴۰سال بعد در تاریخ میخواهند چه جوابی برای این تناقضها بدهند؟ ۲۷۰ تا ۲۸۰ مدرسه در مملکت ما خراب شده، بیمارستانهای ما آسیب دیده، زیرساختها را زدهاند. آدم باید یک جو شرف داشته باشد.






