
به گزارش هفت صبح، سریالهای ماه رمضانی، همیشه جز پربینندهترین آثار ساخته شده در تلویزیون ایران بودند، علت این ماجرا را من در مقاله بهترین سریالهای کمدی ماه رمضان ایران برایتان بازگو کردم، پس احتیاجی به این نیست که در این مطلب نیز راجعبه آن صحبت کنیم. از موضوع بالا که بگذریم، نوبت به معرفی آثاری میرسد که در ادامه اسامی آنها را خواهید دید، لازم به ذکر است پیش از معرفی سریالهای درام ماه رمضان ایران، این موضوع را بدانید که سریالهای معرفی شده در این بخش از بهترین ساختههای تاریخ صدا و سیما هستند که مخاطبهای بسیار زیادی در زمان پخش خود داشتهاند.
او یک فرشته بود

سریال او یک فرشته بود، از بهترین ساختههای صدا و سیما در ژانر درام، رازآلود و ترسناک است. این مجموعهی جذاب با داشتن قصهای بسیار زیبا در زمانی که پخشش آغاز میشد، مخاطبان بسیاری را بعد از افطار بهپای گیرندهها میکشاند. علت این استقبال، بیشتر بهخاطر داستان بسیار زیبای سریال است، کسانی که خاطرشان باشد، میدانند که قضیه در این اثر از جایی شروع خواهد شد که یک زن به اسم فرشته، وارد زندگی فرد متدینی بهنام فرهاد میشود. بعد از اینکه فرشته جای خودش را بهآرامی در زندگی فرهاد محکم میکند، تغییرات بسیار مهمی در زندگی فرهاد ایجاد میشود. باگذشت مدتی از این قضیه، فرهاد متوجه خواهد شد که فرشته یک انسان نیست، بههمین خاطر او خیلی زود بهدنبال راه چارهای میگردد تا این شیطان را از زندگیاش بیرون کند.
اغما

سریال اغما نیز فضایی شبیه به او یک فرشته بود دارد، بههمین خاطر این اثر هم از ساختههای مورد علاقهی من محسوب میشود. قصه در اغما برخلاف او یک فرشته بود در جهان پس از مرگ روایت میشود و اصلاً ارتباطی با دنیای فانی ندارد. داستان ما در سریال اغما از جایی سوار برریتم میشود که دکتر پژوهان (مرحوم امین تارخ) از متخصصان بهنام و کار درست شهر، طی یک حادثهای وارد کما خواهند شد. زمانی که دکتر بعد از کما، پایش به دنیای برزخ و جهان مردگان باز میشود، اتفاقاتی را میبیند که زندگی او را تحت تاثیر خودش قرار میدهد. اصل داستان در سریال اغما حول این محور میچرخد، اگر شما عزیزان چنین نوع سریالهایی را دوست دارید، پیشنهاد من به شما این است، سریال اغما را حتی برای چندمین بار تماشا کنید چون این اثر واقعاً ساختهی باکیفیتی است.
میوه ممنوعه

میوه ممنوعه از بهترین سریالهای درام و عاشقانهی ایران است که در ماه رمضان پخش شده، این اثر همانطور که از نامش مشخص است، راوی داستانی خواهد بود که پر از قصههای جذاب و ممنوعه میباشد. داستان در سریال میوه ممنوعه از جایی آغاز خواهد شد که حاج یونس، دچار اشتباهی میشود که کسی انتظارش را از او ندارد. خطایی که حاج یونس در میوه ممنوعه مرتکب آن میشود، دل بستن به دختری جوان و زیبا است. لازم به ذکر است که بدانید، این قضیه زمانی برای حاج یونس اتفاق خواهد افتاد که او زن دارد و از ازدواجش سالهای سال است که میگذرد. این موضوع تنها قصهای نیست که در میوه ممنوعه روایت میشود، سریال علاوهبر این قضیه، به داستان زندگی پسر حاج یونس و مخالفتهای او نیز بهزیبایی میپردازد.
پنجمین خورشید

سریال پنجمین خورشید، یکی از متفاوتترین ساختههای پخش شده در تلویزیون ایران است، این مجموعهی بسیار جذاب با یک ایدهی متفاوت کار خودش را در ماه رمضان طوری شروع میکند که مخاطب با تماشای همان چند قسمت اول، حسابی جذبش میشود. حتماً با این توضیحات این سوال برایتان پیش خواهد آمد که ایدهی جذاب پنجمین خورشید چه بوده؟ در پاسخ این سوال باید بگویم: موضوع سریال پنجمین خورشید، سفر در زمان است، قصهای که ما در این اثر شاهد او خواهیم بود، همراه شدن در سفرهای پسری بهاسم سامان است. این پسر با استفاده از وسیلهای شبیه بهخورشید، این قدرت را پیدا میکند تا در زمان سفر کند. اصل داستان حول محور این موضوع و اتفاقاتی میچرخد که برای سامان در زمان حال و گذشته رخ میدهد.
ملکوت

فکر کنم از نام سریال مشخص باشد که داستان ما حول محور چه موضوعی میچرخد، پس بههمین خاطر مقدمات را کنار میگذارم و یک راست بهسراغ اصل مطلب میروم. قصهی سریال ملکوت از جایی شروع خواهد شد که حاج فتاح، بهخاطر تصادفی که با ماشین دارد، به کما میرود. زمانی که حاجی در عالم برزخ سرگردان است تا تکلیفش مشخص شود، در این بین فرشتهای مسئول میشود تا به گناهان حاج فتاح رسیدگی کند. قصهی اصلی ما در سریال ملکوت تنها این قضیه نیست، دیگر موضوعی که ما در این اثر شاهد آن هستیم، بالا کشیدن اموال حاج فتاح توسط دامادش است، درست در زمانی که حاجی در عالم ملکوت سرگردان است، دامادش سعی دارد با دوز و کلک ارث و میراث پدرزنش را بالا بکشد.
پنج کیلومتر تا بهشت

داستان سریال پنج کیلومتر تا بهشت، بیشباهت با ملکوت نیست، تنها تفاوت این دو مجموعه انسانهایی هستند که وارد عالم برزخ میشوند و الا همهچیز شبیه بههم است. در پنج کیلومتر تا بهشت، فردی که وارد عالم برزخ میشود، جوانی است که روحش میان زمین و آسمان گیر کرده. علی بعد از اینکه وارد دنیای برزخ خواهد شد، سعی دارد اشتباهات گذشتهی خودش را درست کند اما هیچجوره موفق نمیشود تا زمانی که به دنیای فانی بازمیگردد. اصولاً این سریال و دیگر آثاری که حول محور این موضوع میچرخند، سعی دارند به ما نشان دهند که هرچه هست باید در این دنیا درست شود چون در جهان دیگر، هیچ فرصتی نیست و همهچیز تقریباً تمام شده است.
خداحافظ بچه

گاهی اوقات نداشتن یک چیز مهم، باعث خواهد شد ما انسانها دست به کاری بزنیم که مرتضی و لیلا زدند. زوج جوان قصهی ما برای اینکه زندگی کاملتری داشته باشند، قصد دارند بچهدار شوند اما این اتفاق ممکن نیست. آنها پس از اینکه از درمان قطع امید میکنند، میخواهند کودکی را بهفرزندی قبول کنند ولی سابقهی مرتضی، باعث میشود این قضیه هم عملی نشود. زوج قصهی ما زمانی که متوجه میشوند، هیچ یک از این راه نتیجهای نخواهد داشت، تصمیم میگیرند بچهای را بدزدند، آنها در این امر موفق میشوند اما نامهای که برای پدر بچه میگذارند، همهی نقشههای آنها را خراب میکند. سریال خداحافظ بچه، یکی از بهترین درامهای تلویزیونی ایران است که من آن را تماشا کردم، اگر شما عزیزان بههردلیلی موفق نشدهاید، این اثر را در زمان پخشش تماشا کنید، پیشنهاد میکنم حتماً این سریال را در لیست خود برای مشاهده قرار دهید.
مادرانه

سریال مادرانه از جمله آثاری است که در زمان پخشش، سر و صداهای بسیاری بهپا کرد. قصهی این اثر پرمخاطب، رابطهی پدر و دختری را نشان میدهد که شکاف بزرگی بین آنها ایجاد شده. زمانی که این شکاف بیشتر میشود، مادر رها از راه میرسد تا او را از پدرش که سالهای پیش از او جدا شده بود، پس بگیرد. این تنها ماجرای ما در مادرانه نیست، دختر قصهی ما در این بین بهفردی دلبسته که اصلاً سر و وضع خوبی ندارد، بههمین خاطر پدر رها با ازداوج آنها مخالفت میکند؛ این مخالفت، رها را بیشتر ترقیب میکند تا از پدرش جدا شود و بهسمت مادرش برود. من به شخصِ سریال مادرانه با بازی مهدی سلطانی، عباس غزالی، لعیا زنگنه، هستی مهدویفر و… از ساختههای بسیار جذابی میدانم که در ماه مبارک رمضان پخش شده.
مدینه

پیچیده اما جذاب، این جملهی کوتاه تعریف من از سریال مدینه است، چون واقعاً علاوهبر اینکه داستان بسیار جذابی دارد، پیچیدگیهای بسیاری نیز همراهش است که مخاطب را بیشتر جذب میکند. قصهی ما در این اثر از جایی شروع خواهد شد که همسر مدینه جانش را در دریا از دست میدهد، بعد از این حادثه مدینه و پسرخواندهاش کارخانهای که از همسرش بهارث رسیده را اداره میکنند. همهچیز در ابتدا خوب پیش میرود اما از یک جایی بهبعد، شریک آنها با ایجاد مشکل، تمام کارها را خراب میکند. داستان تنها محدود به این قضیه نمیشود، قضیه از جایی جالبتر خواهد شد که جناب شریک هم میمیرد، بعد از مرگ او مدینه و پسرش برای اینکه کارخانه را حفظ کنند، باید نزولهایی که او گرفته را پرداخت کنند، در غیر این صورت کارخانه از دست خواهد رفت.
دردسرهای عظیم ۲

با پایان ماجراها و قصه در فصل اول دردسرهای عظیم، بهار و لطیف تصمیم میگیرند در این سیزن با هم ازدواج کنند، بههمین خاطر پدر و مادر لطیف از شهرستان به تهران میآیند تا بهار را برای لطیف خواستگاری کنند. قصه تا این مرحله بهخوبی پیش میرود اما از یک جایی بهبعد، ورود یک بچه به زندگی لطیف و بهار همهچیز را بهتعویق میاندازد. این ماجرا تنها قضیهای نیست که در فصل دوم اتفاق میفتد، دیگر مسئلهای که باعث بهتاخیر افتادن ازدواج لطیف و بهار میشود، درگیری خانوادهی بهار و عمویش برسر ارث و میراث است. کلیات فصل دوم دردسرهای عظیم حول محور این دو موضوع میچرخد البته داستانهای دیگری نیز در این سیزن جریان دارند که بهاندازهی این دو قضیه اهمیت ندارند.






