
هفت صبح| تصور کنید، تاریخ به ۱۹ ژوئیه ۲۰۲۶ (یکشنبه 28 تیر)رسیده است. ورزشگاه عظیم متلایف در نیویورک/ نیوجرسی، پر از تماشاگرانی است که فینال بزرگترین تورنمنت ورزشی جهان را تماشا میکنند. سوت پایان نیمه اول به صدا درمیآید. بازیکنان خسته، با پیراهنهایی خیس از عرق، راهی رختکن میشوند تا استراتژیهای نیمه دوم را مرور کنند. تا پیش از این، در تمام ادوار تاریخ جام جهانی، این دقایق به تحلیلهای تلویزیونی، پخش صحنههای آهسته و البته نفس چاق کردن هواداران اختصاص داشت.

اما فیفا برای فینال ۲۰۲۶، خواب دیگری دیده است. قرار است چمن سبز ورزشگاه، در کسری از ثانیه به یکی از باشکوهترین استیجهای موسیقی جهان تبدیل شود. یک اجرای ۱۱ دقیقهای با حضور غولهای موسیقی جهان و در کمال شگفتی، حضور یک هنرمند ایرانی که این روزها در صدر اخبار فرهنگی و ورزشی دست به دست میشود: بیژن مرتضوی.
ماجرا از یک پست اینستاگرامی ساده اما بهشدت جنجالی آغاز شد. فیفا در بیانیههای رسمی خود از یک اجرای موسیقی پر ستاره برای بین دو نیمه فینال جام جهانی خبر داده بود و اسامی بزرگی را ردیف کرد. اما در میان نامهای بینالمللی، ناگهان عکسی در فضای مجازی منتشر شد که توجه ایرانیان سراسر جهان را به خود جلب کرد. بیژن مرتضوی، نوازنده چیرهدست، آهنگساز و خواننده نامآشنای ایرانی در کنار «کریس مارتین» (خواننده گروه کلدپلی) و «گوستاوو دودامل» (رهبر ارکستر فیلارمونیک نیویورک) ایستاده بود.
توضیح کوتاه اما معنادار مرتضوی زیر این عکس، موجی از گمانهزنیها را به راه انداخت: «به اتفاق کریس مارتین و گوستاوو دودامل بعد از اتمام اولین تمرین بسیار عالی و مثمرثمر در کنار ارکستر فیلارمونیک نیویورک». اگرچه فدراسیون جهانی فوتبال تا این لحظه، نام بیژن مرتضوی را در فهرست اصلی هنرمندان فینال به صورت رسمی درج نکرده است اما شواهد و واکنشها خبر از یک اتفاق تاریخی میدهند.
گفته میشود او طی روزهای گذشته در آمریکا، مشغول تمرینات فشرده با گروه تخصصی مدیریت اجرای پرفورمنس فینال بوده است. شنیدهها حاکی از آن است که در این رویداد تاریخی، مرتضوی قرار است با همان ویولن معروفش، یکی از آثار بیکلام خود را به صورت سولو و همچنین در همراهی با ارکستر اجرا کند. بازنشر اخبار این گمانهزنیها در صفحه شخصی این هنرمند بدون تکذیب یا توضیح اضافه، مهر تاییدی خاموش بر این حضور هیجانانگیز است؛ حضوری که برای اولین بار در تاریخ جامهای جهانی پای یک موزیسین ایرانی را به نقطه صفر مرزی فوتبال و هنر باز میکند.
کهکشانی از ستارهها به رهبری کلدپلی
اما بیژن مرتضوی در این شب تاریخی تنها نیست. فیفا و سازمان «گلوبال سیتیزن» تدارک وسیعی دیدهاند تا بزرگترین فستیوال موسیقی پاپ و کلاسیک را در دل یک مسابقه فوتبال جای دهند. کریس مارتین، که خود از نوابغ اجرای زنده در جهان است، مدیریت و کارگردانی هنری این نمایش ۱۱ دقیقهای را بر عهده دارد. در کنار او، نامهایی به چشم میخورند که هر یک به تنهایی برای پر کردن بزرگترین استادیومهای جهان کافی هستند: مدونا، ملکه موسیقی پاپ؛ شکیرا، که نامش با جامهای جهانی گره خورده است؛ جاستین بیبر، ستاره محبوب نسل جوان؛ و گروه کرهای BTS که لشکر هوادارانش در سراسر جهان زبانزد است.
همچنین «برنا بوی»، خواننده آفریقایی که پیشتر قطعه «Dai Dai» را با همکاری شکیرا برای جام جهانی اجرا کرده بود، در این پرفورمنس حضور دارد. حضور گروه کر «PS22 Chorus» در کنار گوستاوو دودامل و ارکستر فیلارمونیک نیویورک، نشان از آن دارد که کریس مارتین به دنبال خلق یک شاهکار موسیقایی است که از مرزهای موسیقی پاپ فراتر رفته و تلفیقی از سبکهای مختلف را به نمایش بگذارد.
یک ماموریت ۱۰۰ میلیون دلاری
فیفا اصرار دارد که این اجرای خیرهکننده، تنها یک شوی سرگرمکننده نیست. نهاد حاکم بر فوتبال جهان، این رویداد را به «صندوق آموزش فیفا – گلوبال سیتیزن» گره زده است؛ صندوقی که با هدف جمعآوری ۱۰۰میلیون دلار برای توسعه آموزش و ایجاد فرصتهای ورزشی برابر برای کودکان محروم سراسر جهان تاسیس شده است.
جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، در دفاع از این ایده نوآورانه میگوید:
«وقتی صحبت از نیازهای جهان به میان میآید، هیچچیز مهمتر از آموزش نیست. آموزش مهمترین سرمایه آینده جهان است و خوشحالیم که هنرمندان مطرح جهان با حضور در این برنامه از گسترش دسترسی کودکان به آموزش باکیفیت حمایت میکنند.» بر اساس اعلام فیفا، تاکنون بیش از ۵۰ میلیون دلار برای این صندوق تامین شده و قرار است از فروش هر بلیت جام جهانی ۲۰۲۶، یک دلار به این طرح اختصاص یابد.
جاستین بیبر نیز با تایید این رویکرد خیریه میگوید: « جام جهانی فوتبال یکی از معدود رویدادهایی است که جهان را به شکلی بینظیر گرد هم میآورد. از اینکه بخشی از این نمایش بین دو نیمه هستم، سپاسگزارم و بیش از آن، خوشحالم که این برنامه از همین حالا به گسترش دسترسی کودکان سراسر جهان به آموزش کمک میکند.» در همین راستا، برای انتقال بهتر پیام حمایت از کودکان، شخصیتهای عروسکی محبوب برنامههای «سسمی استریت» و «ماپتها» نیز در این مراسم حضور خواهند داشت تا این پرفورمنس رنگ و بوی خانوادگیتر و انسانیتری به خود بگیرد.
اینجا مستطیل سبز است، نه سوپربول!
با وجود تمام این نامهای درخشان، اهداف انساندوستانه و هیجان حضور هنرمندان ایرانی، این تصمیم تاریخی فیفا یک روی سکه پر از انتقاد نیز دارد. از لحظه انتشار این خبر، موجی از مخالفتها در میان فوتبالدوستان متعصب، روزنامهنگاران ورزشی و منتقدان شکل گرفته است. حرف حساب آنها یک چیز است: «جام جهانی فوتبال، سوپربول آمریکا نیست!» در فرهنگ فوتبال آمریکایی، اجرای بین دو نیمه فینال (سوپربول)، گاهی از خود مسابقه هم اهمیت بیشتری پیدا میکند و کاملا با ماهیت آن ورزش و فرهنگ سرگرمیمحور آمریکاییها گره خورده است.
اما فوتبال در سراسر جهان هویتی سنتی، پیوسته و مبتنی بر جریان مداوم بازی دارد. منتقدان معتقدند فیفا با این کار، در حال آمریکاییسازی جام جهانی و تبدیل آن به یک «سیرک تجاری» است. آنها میگویند ورود ستارههای پاپ و عروسکهای ماپت به میان حساسترین مسابقه فوتبال جهان، تمرکز رسانهها را از روی قهرمانان واقعی زمین بازی (بازیکنان) برداشته و به سمت سلبریتیهای موسیقی معطوف میکند. اما نگرانکنندهترین بخش این ماجرا برای اهالی فن، شایعه تغییر در قوانین بنیادین زمانبندی بازی است.
برخی رسانههای بینالمللی گزارش دادهاند که برای برپایی این استیج عظیم، نصب تجهیزات پیچیده نوری و صوتی، اجرای ۱۱ دقیقهای و سپس جمعآوری سریع آنها، زمان استراحت بین دو نیمه فینال باید از ۱۵ دقیقه مرسوم و قانونی، به حدود ۳۰ دقیقه افزایش یابد! این موضوع به یک جنجال تبدیل شده است. مربیان و کارشناسان ورزشی هشدار میدهند که وقفه نیمساعته، بدن بازیکنانی که در بالاترین سطح فشار و استرس در حال رقابت هستند را سرد کرده و خطر مصدومیت را میبرد. از سوی دیگر، این وقفه طولانی میتواند ریتم بازی را از بین ببرد و بر بازدهی و تمرکز تاکتیکی تیمها در نیمه مربیان تاثیر جالبی نگذارد.
فینال جام جهانی ۲۰۲۶ بیشک یک نقطه عطف تاریخی خواهد بود. از یک سو، افتخار حضور و طنین صدای ویولن هنرمندی چون بیژن مرتضوی در کنار بزرگترین نامهای موسیقی جهان، برای هر مخاطب ایرانی غرورآفرین و جذاب است و از سوی دیگر، تلاش فیفا برای پیوند زدن این رویداد با اهداف عالیه آموزشی قابل تحسین به نظر میرسد. اما باید منتظر ماند و دید آیا سوت پایان این مسابقه، با رضایت هواداران سنتی فوتبال همراه خواهد بود، یا آنها فیفا را متهم خواهند کرد که روح اصیل مستطیل سبز را در قربانگاه زرق و برقهای هالیوودی و صنعت سرگرمی آمریکا ذبح کرده است؟







