هفت صبح| شمارش معکوس برای برگزاری چهل‌وچهارمین دوره جشنواره فیلم فجر آغاز شده است؛ رویدادی که باید نقطه تمرکز نگاه‌ها بر تازه‌ترین دستاوردهای سینمای ایران باشد، اما امسال بیش از هر چیز با موجی از ابهام، تردید و تصمیم‌های نیمه‌شفاف شناخته می‌شود. در شرایطی که کمتر از یک ماه به آغاز رسمی جشنواره باقی مانده، هنوز بخش مهمی از ساختار اجرایی آن در هاله‌ای از ابهام قرار دارد؛ از معرفی مدیر روابط عمومی گرفته تا تعیین ترکیب تیم اجرایی و سازوکار دقیق تصمیم‌گیری. این بلاتکلیفی، در کنار خبر احتمال حذف هیئت انتخاب، فضایی نگران‌کننده برای بدنه سینما و رسانه ایجاد کرده است.


طبق آخرین خبرهای شنیده شده، ۱۲۷ فیلم متقاضی حضور در بخش «سودای سیمرغ» شده‌اند، در حالی که ظرفیت نهایی جشنواره برای این بخش حدود ۲۲ اثر است. این فاصله عمیق میان تقاضا و امکان نمایش، اهمیت مرحله گزینش را به نقطه‌ای حساس تبدیل می‌کند. در چنین وضعیتی، تغییر ناگهانی سازوکار انتخاب آثار و تمرکز آن در دایره‌ای محدود، پرسش‌های جدی درباره عدالت، شفافیت و تنوع دیدگاه‌ها به وجود آورده است.

 

حذف هیئت انتخاب؛ تصمیم اداری یا تغییر پارادایم؟


حذف احتمالی هیئت انتخاب، در ظاهر می‌تواند اقدامی برای ساده‌سازی ساختار جشنواره تلقی شود؛ مدلی که مسئولیت نهایی انتخاب آثار را بر عهده دبیر جشنواره و گروهی از مشاوران می‌گذارد. مدافعان این رویکرد، با اشاره به برخی جشنواره‌های معتبر جهانی، چنین الگویی را نشانه حرفه‌ای‌سازی می‌دانند. با این حال، مسئله اصلی در شباهت اسمی خلاصه نمی‌شود؛ تفاوت در بستر مدیریتی، فرهنگی و نهادی، این قیاس را به چالشی جدی می‌کشاند.


در بسیاری از جشنواره‌های طراز اول، دبیر هنری برای سال‌های طولانی در جایگاه خود باقی می‌ماند و صاحب یک خط‌مشی مشخص و قابل پیش‌بینی است. سینماگران می‌دانند با چه سلیقه‌ای مواجه‌اند و رد یا پذیرش آثار، در چارچوبی نسبتا ثابت تحلیل می‌شود. در جشنواره فجر، اما تغییرات مکرر مدیریتی، چنین ثباتی را از میان برده است. با هر جابه‌جایی در ساختار کلان فرهنگی، دبیر جشنواره و تیم همراه او نیز تغییر می‌کنند و این ناپایداری، وزن تصمیم‌های فردمحور را سنگین‌تر می‌سازد.

 

تمرکز تصمیم‌گیری و خطر تک‌صدایی


هیئت انتخاب، با تمام ضعف‌ها و انتقادهایی که همواره به ترکیب و عملکردش وارد بوده، یک کارکرد مهم داشته است: ایجاد نوعی توازن نسبی میان سلیقه‌ها. حضور چند نگاه متفاوت، احتمال حذف یک فیلم صرفا بر اساس گرایش شخصی را کاهش می‌داد و فضای گفت‌وگو را فراهم می‌کرد. حذف این لایه، تصمیم‌گیری را به اتاق‌هایی منتقل می‌کند که سازوکارشان برای افکار عمومی روشن نیست.
در غیاب هیئت انتخاب، معیارهای غربالگری آثار به مسئله‌ای مبهم تبدیل می‌شود.

 

وقتی بیش از صد فیلم باید کنار گذاشته شوند، پاسخ به این پرسش اهمیت حیاتی دارد که چه شاخص‌هایی مبنای این حذف گسترده خواهد بود. تجربه نشان داده است که در ساختارهای متمرکز، محافظه‌کاری به سرعت جای جسارت را می‌گیرد. فیلم‌های مستقل، تجربی یا آثاری که با زبان متفاوتی به مسائل اجتماعی می‌پردازند، معمولا نخستین گزینه‌های حذف هستند؛ نه به دلیل ضعف هنری، که به خاطر ریسک‌پذیری کمتر تصمیم‌گیرندگان.

 

 بلاتکلیفی ساختاری در آستانه جشنواره


نگرانی‌ها زمانی پررنگ‌تر می‌شود که این تصمیم مهم، هم‌زمان با آشفتگی در ساختار اجرایی جشنواره مطرح می‌شود. کمتر از یک ماه مانده به آغاز رویداد، هنوز مشخص نیست چه کسانی مسئولیت بخش‌های کلیدی را بر عهده دارند و تیم اجرایی با چه ترکیبی فعالیت خواهد کرد. نبود مدیر روابط عمومی معرفی‌شده، خلأ اطلاع‌رسانی منسجم را تشدید کرده و شایعات را جایگزین اخبار رسمی ساخته است. جشنواره‌ای با این ابعاد، بدون ساختار شفاف اجرایی، ناخواسته زمینه بی‌اعتمادی را فراهم می‌کند.


در چنین فضایی، حذف هیئت انتخاب بیش از آنکه نشانه اصلاح ساختار باشد، شائبه گریز از پاسخگویی را تقویت می‌کند. وقتی اسامی اعضای هیئت انتخاب اعلام نشود، امکان نقد و پرسش‌گری نیز کاهش می‌یابد و بار مسئولیت، در عمل پاسخ روشنی به افکار عمومی نمی‌دهد.مسئله اصلی جشنواره فیلم فجر فراتر از باقی ماندن یا کنار رفتن یک شورا است. آنچه بیش از هر چیز احساس می‌شود، فقدان یک استراتژی بلندمدت و پایدار برای مهم‌ترین رویداد سینمایی کشور است. تا زمانی که هر دوره جشنواره با منطق کوتاه‌مدت و تصمیم‌های مقطعی اداره شود، این چرخه تردید و حاشیه ادامه خواهد داشت