حمید بعیدی نژاد سفیر جمهوری اسلامی ایران در بریتانیا در صفحه تلگرام خود مطلبی را تحت عنوان "اپوزیسیون ایرانی؛ و نقش رضا پهلوی در توهم ایفای نقش پدر خوانده" منتشر کرد.

به گزارش مهر، در بخشی از این مطلب آمده است: "رضا پهلوی خود در حد اداره ی امور خانواده ی خود فرومانده است و با چنان اتهامات سنگینی مواجه است که نتوانسته حتی حامیان پروپا قرص طرفدار سلطنت پهلوی را هم آرام کند. خودکشی خواهرش لیلا در هتلی در لندن در سال ۱۳۸۰ و در حالیکه هنوز خانواده از شوک آن حادثه بیرون نیامده بود، خودکشی تنها برادرش علیرضا در سال ۱۳۸۹ در شهر بوستون آمریکا سوالات و ابهامات بسیاری را در علل و دلایل این خودکشی ها مطرح نمودند که همه بی پاسخ مانده اند. سوال این بود که این دو شاهزاده که در سنین کودکی از ایران خارج شده بودند و با میلیونها دلار ثروت بادآورده در زندگی های فرااشرافی در اروپا و آمریکا زندگی می کردند تحت چه فشارهای سنگینی قرار داشته اند که میبایست دست به خودکشی بزنند.

بر اساس اطلاع مقامات نزدیک به این خانواده سلطنتی سابق کلید معمای خودکشی این دو نفر بویژه علیرضا که حداقل بر اساس نظریه پلیس آمریکا احتمال قتل او بسیار جدیست، در دست رضا پهلوی است. اخباری که از فسادهای مالی و دخالتهای مکرر وی در زندگی شخصی اعضای خانواده و بی اخلاقیهای مکرر وی وجود دارند چنان شرایط سختی را برای اعضای خانواده ایجاد نموده است که بدلیل آنکه برخی نمیتوانند برون رفتی برای تخلیه احساسات خود داشته باشند به ناچار در عزلت و تنهایی سرنوشتی بهتر از این پیدا نمی کنند که بدن بی جان آنها توسط همسایگان کشف و به پلیس اطلاع داده شود.

شگفت آور این است که با وجود آنکه لیلا و علیرضا پهلوی که اولی در ۳۲ سالگی و دومی در ۴۴ سالگی جسد بیجان آنها کشف شد هر دو روابط گسترده ای با افراد جامعه ی خود داشتند، هیچیک فعالیتهای عمومی همچون عضویت در شبکه های اجتماعی که امروز از ابزارهای عادی زندگی اجتماعی هستند، نداشتند. اعضای نزدیک به خانواده پهلوی برای توجیه خودکشی لیلا پهلوی گفته اند که او بر اثر ناراحتیها و فشارهای روحی به اعتیاد روی آورده بود ولی هیچوقت شواهدی بر این امر ارائه نگردید، چرا که ابهام مربوط به توجیه وجود این ناراحتیهای روحی نیز خود قابل توضیح نبود. بویژه علیرضا پهلوی که به اقرار دوستانش بسیار فردی اجتماعی بوده است و در حوزه ی تاریخ باستانی ایران مطالعه و تحقیق می کرده است در مدت زندگی خود هیچگاه نتوانست بروز و ظهوری از علائق خود به جامعه معرفی و عرضه نماید. دوستانش اعلام کرده اند که بواسطه موضوع مورد علاقه ی خود که تاریخ کهن ایران بود بسیار علاقمند بود به ایران برود ولی به او گفته شده بود چنین چیزی خلاف مسلم سیاستهای خانواده سلطنتی میباشد و او نمی تواند زندگی شخصی خود را از زیر سایه مقام شاهزادگی جدا سازد. ولی به گزارش پلیس و اعتراف همسایگان او، علیرضا پهلوی هیچگاه در کسوت شاهزادگی زندگی نمی کرد و همسایگان او در شهر بوستون به پلیس اعلام کرده بودند که اکثرا او را در شلوار جین با پیراهن و لباسی آبی رنگ مشاهده میکردند. ولی او فردی محجوب بود و ظاهرا هیچگاه نخواست با اظهار نظراتش مقام و شئونات برادرش را تضعیف سازد ولی با او همفکر نبود. عجیب هم نبود که او با آنکه از معشوقه اش که با او ازدواج رسمی نکرده بود فرزند دختری داشت، مجبورش کرده بودند و او هم به اجبار پذیرفته بود که باید این موضوع را مخفی نگهدارد. تنها فرح پهلوی شش ماه پس از مرگ علیرضا بود که بدنبال کشف موضوع توسط برخی رسانه ها این موضوع را رسما طی بیانیه ای تایید کرد و گفت دختر علیرضا را که ایریانا نام دارد نزد خود نگه می دارد.

رضا پهلوی فقط با تهدید، فشارهای زیاد جسمی و روحی بر اعضای خانواده و مخفی کاری است که تا بحال توانسته است جایگاه ساختگی خود در این خانواده را تحمیل نماید. نقش او را بیشتر میتوان در قالب پدرخوانده ۲ تصویر کرد.

رضا پهلوی بیش از آنکه بخواهد به فعالیتهای سیاسی خود نظمی بدهد باید اصطلاحا به امورات خانه ی خود سامان بدهد و حداقل باید تکلیف پرداختها و حسابهای مالی خود را که بودجه ای از اموال عمومی میباشد روشن کند و به شبهات و نگرانیهای اطرافیانش از علت قتل یا خودکشی برادر و خواهرش پاسخ دهد. اما اگر نتواند این مباحث را روشن کند که با این تفکر حاکم حتما نخواهد توانست، باید بپذیرد که در چنین فضایی نمیتواند توهم ایفای نقش اپوزیسیون را در خیال بپروراند

سایر اخبارسیاسیرا از اینجا دنبال کنید.