
هفت صبح| میگویند 200 نفر از نمایندگان، عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس هستند اما نمیتوانند این فراکسیون حداکثری را تشکیل دهند. میگویند اختلاف نظرها باعث شده که این فراکسیون شکل نگیرد و همین است که حالا مهمترین فراکسیون مجلس بلاتکلیف مانده است و حتی اکنون که همه نیروهای سیاسی و نمایندگان از وحدت سخن میگویند، اصولگرایان در مجلس میان خود نمیتوانند به یکپارچگی برسند. اما چرا؟
به تازگی احد آزادیخواه، عضو این فراکسیون در گفتوگویی درباره این که چرا انتخابات دائم هیئترئیسه فراکسیون برگزار نمیشود، گفته: «چون جریانهای مختلف سیاسی درون فراکسیون فعال و عضو بودند، متأسفانه علیرغم اینکه آقای دکتر قالیباف تلاشهای بسیار زیادی کرد تا فراکسیون به وفاق و وحدترویه برسد و کارش را با تفاهم بالا پیش ببرد، بعضا همین جریانهای داخلی بهخاطر یکسری مسائل اجازه ندادند فراکسیون تشکیل شود».
او میگوید که به توصیه قالیباف فراکسیون جلساتی برگزار کرده اما به دلیل نبودن تعامل میان اعضا توافق شکل نگرفت و فعلا هیئترئیسه موقت فراکسیون را اداره میکند.
مسئله اما به ایام کنونی برنمیگردد و مشکل فراکسیون انقلاب از ابتدای مجلس کنونی خودش را نشان داده است. در ایام ابتدایی تشکیل مجلس دوازدهم در خرداد 1403 بود که حمید رسایی، عضو گروه شریان - گروه انشعابیافته از جبهه پایداری- به صراحت از وجود اختلافات شدید در فراکسیون انقلاب اسلامی سخن گفت.
او مطرح کرد: «تغییرات قابل تأمل این فراکسیون، خوشایند برخی از پدرخواندههای داخل مجلس نیست برای همین در تلاشند تا این فراکسیون شکل نگیرد. مجلس جای مشورت و جمعمحوری است نه شخصمحوری. اساسنامه و آییننامه فراکسیون اکثریت مجلس۱۲ تفاوت عمدهای باقبل دارد مثلا: ۱. اعضای هیئترئیسه فراکسیون نمیتوانند اعضای هیئترئیسه مجلس باشند. ۲. کاندیدای ریاست و نواب رئیس باید ۱۰ دقیقه ارائه بحث و دو مخالف و دو موافقشان صحبت کنند. ۳. اگر یک سوم حاضران سوال طرح کنند باید پاسخ دهند».
سخن رسایی دو وجه داشت؛ نخست آنکه اصولگرایان و نواصولگرایان (نزدیکان قالیباف) از اینکه اعضای هیئترئیسه نمیتوانند عضو اعضای هیئترئیسه فراکسیون باشند ناراضیاند و دوم آنکه برخلاف گذشته نیروهای شریانی یعنی همفکران رسایی، ثابتی و... در فراکسیون وزن قابل توجهی پیدا کرده بودند. به نظر میرسد همان اختلافاتی که در سال 1403 وجود داشت هنوز هم حل نشده است.
البته مسئلهای که امسال تازگی دارد و به آن اشاره شده موضوع تازهای است؛ اینکه میگویند برخی جریانها و افرادِ خارج از مجلس اجازه نمیدهند فراکسیون تشکیل شود و آنها دنبال سهمخواهی هستند. آزادیخواه میگوید قالیباف نمیخواهد رئیس فراکسیون باشد ولی سهمخواهیهای بیرون از مجلس و پیامکهایی که به نمایندگان ارسال شد، اجازه نداد فراکسیون شکل بگیرد. او مدعی میشود، پیامکهایی «از یک جریان مشخص با هدف مشخص و اتاق عملیات مشخص که برای مجلس تعیین تکلیف میکند».
گفتنی است فراکسیون انقلاب اسلامی و دعواهایی که بر سر آن وجود دارد، مربوط به امروز و دیروز هم نیست. علت ریشهدار بودن اختلافات در این فراکسیون این است که همواره ادعای فراکسیون چتری گسترده بر سر همه اصولگرایان مجلس بوده است و همین کارکرد نیز باعث اختلاف میشود زیرا از قضا بیش از یک دهه است که بیشترین اختلافات و بلکه انشقاق و انشعابات در همین جریان اصولگرایی دیده شده است.
فراکسیون انقلاب اسلامی برای نخستینبار در مجلس هشتم و برای حمایت از محمود احمدینژاد تشکیل شد. در آن زمان اصولگرایان شیفته احمدینژاد بودند؛ تا حدی که مصباح یزدی در سال 88 میگفت اطاعت از احمدینژاد، اطاعت از خداست! همین اصولگرایان میخواستند مجلس هشتم به نوعی بازوی تقنینی دولت احمدینژاد باشد و تمایل داشتند شبیه مجلس ششم که با قدرت فراکسیون فراگیر مشارکت در مجلس، از دولت خاتمی حمایت میشد، حالا فراکسیون انقلاب اسلامی از دولت احمدینژاد دفاع و حمایت کند.
اولین رئیس این فراکسیون هم روحالله حسینیان بود، فردی که از حامیان سرسخت احمدینژاد بود و بعدتر که جبهه پایداری تشکیل شد، به عضویت این گروه سیاسی درآمد. همه اینها اما تازه شروع ماجرا بود و هرچه جلو رفت، اصولگرایان احمدینژاد را «جریان انحرافی» دانستند و یک به یک از او اعلام برائت میکردند و نمود نخستین اختلافات فراکسیون فراگیر انقلاب اسلامی در رأی اعتماد ندادن به چند وزیر پیشنهادی دولت دوم احمدینژاد بود.
همین اختلافات و درگیریها باعث شد در مجلس نهم و دهم اصولگرایان با فراکسیون رهروان ولایت حضور داشته باشند؛ چه آنکه در مجلس دهم فراکسیون امید که متشکل از اصلاحطلبان و اعتدالیها بود قدرت قابل توجهی داشت و در این مجلس اصولگرایان قدرت را یکسره در اختیار نداشتند. فراکسیون انقلاب اما بعد از حضور قالیباف در مجلس یعنی در مجلس یازدهم احیا و شروع به فعالیت کرد و خود قالیباف هم در عین حال که رئیس مجلس بود، ریاست این فراکسیون را هم برعهده گرفت و سید محمدرضا میرتاجالدینی، نیروی نزدیک به قالیباف و نصرالله پژمانفر، نیروی نزدیک به جبهه پایداری نواب رئیس شدند.
در دوره کنونی مجلس جبهه پایداری قدرت سابق را نداشت زیرا در میان پایداریها هم اختلاف وجود داشت و بسیاری از نیروهای این گروه سیاسی یک حزب تازه تأسیس کردند به نام «شریان» که ناگفته نماند مهرداد بذرپاش هم در تشکیل این گروه نقش ویژهای داشت. به نوعی شریان جای پایداری را گرفت و اکنون خیلی از نمایندگان تند و تیز مجلس عضو این گروه هستند. برخی هم شریان را شعبه 2 جبهه پایداری میدانند اما این تعبیر چندان دقیق نیست زیرا جبهه پایداری در جریان انتخابات مجلس دوازدهم با قالیباف به ائتلاف رسید اما شریان نه و به نوعی تشکیل شریان مقابله با جریان قالیباف در مجلس بود.
حالا با ذکر این نکات برگردیم به اختلافات امروز در فراکسیون انقلاب اسلامی. میبینیم که همان اختلافات همچنان وجود دارد و رقبای سیاسی قالیباف میخواهند حالا که او ریاست مجلس را در اختیار دارد، اولا ریاست فراکسیون انقلاب اسلامی را در اختیار نداشته باشد و از سوی دیگر حتی اگر رئیس هم نشد، نفوذ در فراکسیون نداشته باشد و هیئت رئیسه فراکسیون در اختیار خودشان باشد زیرا تصور میکنند در این صورت موازنه نسبی قدرت در مجلس به وجود میآید و آنها نیز میتوانند در مهمترین فراکسیون مجلس تعیینکننده باشند.
این فرضیه زمانی بیشتر عینیت مییابد که به سال 1403 برگردیم؛ سال اول مجلس که اولین جلسه فراکسیون انقلاب اسلامی که موسی غضنفرآبادی ریاست موقت این فراکسیون را برعهده داشته باشد و نصرالله پژمانفر، رضا تقیپور، علی خضریان، حمید رسایی، محسن زنگنه، مالک شریعتی، جلیل میرمحمدی، محمدتقی نقدعلی و مجتبی یوسفی هم بهعنوان ۹ نفر هیئت اجرایی موقت فراکسیون انقلاب اسلامی فعالیت کنند. این اعضا به طور موقت انتخاب شدند و بنا بود انتخابات دائم هیئت رئیسه برگزار شود که تا امروز نشد اما با نگاهی به اسامی رئیس و اعضای هیئت اجرایی کاملا مشخص میشود که به نوعی اعطای سهم به طیف قالیباف و مخالفان او شده است و همین ترکیب حمایت از اختلاف بر سر میزان قدرت در فراکسیون انقلاب اسلامی است.
با وجود این شرایط برخی محتمل میدانند که در میان اصولگرایان مجلس اعم از سنتیها، قالیبافیها (نواصولگرایان)، شریانیها و پایداریها در موضوع فراکسیون انشعاب رخ دهد و با ایجاد ائتلافهایی، حتی فراکسیونهایی تازه به وجود آید؛ شاید در همین مجلس یا در مجالس بعدی و اگر فعلا خبری از انشعاب نیست، احتمالا به دلیل صبر و سکوت همه این نیروها به دلیل وضعیت مبهم کشور و وجود سایه جنگ است اما گاه و بیگاه میشنویم که حامیان قالیباف، طیف مقابل خود را متهم میکنند که با ایجاد هیاهو و فشارهای بیرون از مجلس اجازه برگزاری انتخابات دائم هیئترئیسه فراکسیون را نمیدهند زیرا سهم بیشتری میخواهند و رقبای قالیباف در مجلس هم میگویند که او و حامیانش بنا دارند علاوه بر ریاست مجلس، قدرت بالایی در فراکسیون داشته باشند.
پیش از اینها برخی اصولگرایان میگفتند با یکدستشدن حاکمیت وحدت سیاسی بالا میرود اما هرچه پیش رفتیم و با قدرت گرفتن اصولگرایان در دولت سیزدهم و مجلس یازدهم و دوازدهم مشاهده شد که اختلافات اصولگریان اینبار نه با اصلاحطلبان بلکه با خودشان بالا گرفت و به نظر میرسد نمود این شرایط اکنون در مجلس به وضوح دیده میشود و حالا باید دید در این کشمکش سیاسی کدام یک دست بالا را خواهند داشت یا آنکه اگر کشور به وضعیتی نرمال برسد، آیا آنها اختلافات را علنیتر میکنند و حتی دچار انشعاب میشوند یا خیر؟




