هفت صبح| بسیاری تصور می‌کنند که در جریان اختلال در حرکت نفتکش‌ها در تنگه هرمز، طی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، چین بزرگ‌ترین متضرر اقتصادی به شمار می‌آید؛ زیرا این تنگه بیشتر از آنکه نیازهای کشورهای اروپایی را تأمین کند، گذرگاهی برای تأمین مایحتاج کشورهای آسیایی از جمله هند و چین است؛ اما مجیدرضا حریری رئیس اتاق ایران و چین بر این باور است که از این خبرها هم نیست و تأمین‌کننده اصلی نفت خام موردنیاز چین، لوله‌های زمینی است که مسیر روسیه تا چین را طی می‌کنند.

 

از سوی دیگر بخشی از وابستگی روزانه پنج تا ۶ میلیون‌بشکه‌ای چین به آبراهه تنگه هرمز، از مسیر نفت‌های سرگردان ایران بر روی آب و عبور نفتکش‌های ایرانی از تنگه هرمز تأمین می‌شود؛ بنابراین مناقشه این روزهای خاورمیانه، بیشتر به تقویت اقتصاد سیاسی چین در این منطقه منتهی خواهد شد و آن‌طور که بقیه تصور می‌کنند، اژدهای زرد بازنده میدان جنگ خاورمیانه نیست.

 

 خاورمیانه روزهای خوبی را پشت سر نمی‌گذارد. حمله اسرائیل و آمریکا به ایران، آبراهه‌ای که تولیدات نفتی خلیج‌فارس را به سرزمین‌های دور هدایت می‌کرد، اکنون به وضعیت نیمه‌تعطیل درآمده و هیچ نفتکشی جرات ندارد بدون مجوز ایران، از تنگه هرمز عبور کند. تحرکات در آبراهه‌ای که ۲۰ درصد از نفت موردنیاز جهان از آن عبور می‌کند، اقتصاد دنیا و کشورهای عرب حاشیه خلیج‌فارس را تحت‌تأثیر قرار داده و بسیاری بر این باورند که چین، یکی از بازندگان میدان ایجاد اختلال در تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز است. اما مجیدرضا حریری رئیس اتاق ایران و چین در گفت‌وگو با هفت صبح، نظر دیگری دارد.

 

 روسیه، مهم‌ترین تأمین‌کننده نفت چین


 رئیس اتاق ایران و چین بر خلاف نظر عامه تأکید می‌کند که چین متضرر اصلی مناقشه خلیج‌فارس نیست زیرا ۵۰ درصد انرژی موردنیازش را خودش تامین می‌کند و این کشور یکی از تولیدکنندگان نفت خام است. از سوی دیگر بخش عمده نیازهای این کشور از مسیر لوله‌های زمینی بین چین و روسیه تامین می‌شود و در واقع روسیه بزرگ‌ترین تامین کننده نفت و گاز برای چین است. این قدرت اقتصادی دنیا شاید روزی پنج تا ۶ میلیون بشکه نفت از مسیر تنگه هرمز دریافت می‌کرده که اکنون روزانه حدود دو میلیون بشکه‌اش را ایران از محل نفت‌های سرگردان روی آب یا نفتکش‌هایی که از میادین کشورمان بارگیری می‌شوند، تامین می‌کند؛

 

در نتیجه وابستگی چین به نفت عبوری تنگه هرمز، به‌اندازه هند نیست. ضمن آنکه این کشور ذخیره ۶ماهه احتیاطی در اختیار دارد که خیالش را از مناقشات تنگه هرمز آسوده می‌کند.  حریری درباره انگیزه چین از توقف صادرات محصولات نفتی به دیگر کشورها هم بر این باور است که اقدامات احتیاطی باعث چنین تصمیمی شده است، ضمن آنکه وقتی بخش عرضه دچار اختلال می‌شود، چین می‌تواند در سمت تقاضا، محصولاتش را گران‌تر بفروشد.

 

گسترش احتیاط در سایر بازارها


 رئیس اتاق ایران و چین یادآوری می‌کند که این روزها احتیاط در کاهش عرضه فقط مختص نفت و گاز نیست؛ بلکه در سایر بازارها هم شاهد چنین احتیاط‌هایی خواهیم بود؛ زیرا مثلاً وقتی ماده اولیه‌ای مثل سنگ‌آهن در اختیار چین قرار گیرد؛ اما این کشور نتواند سوخت لازم برای تبدیل این ماده اولیه به فولاد را تامین کند، در نتیجه اقدامات احتیاطی در بخش فولاد هم آغاز می‌شود و بازارهای این محصول نیز به هم می‌ریزد. یا در حوزه محصولی مثل اوره که در کشاورزی مورداستفاده قرار می‌گیرد، شاهد تأثیراتی خواهیم بود.

 

 البته حریری معتقد نیست که چین به‌صورت کامل از مناقشه ایجاد شده برای ایران سود می‌برد؛ بلکه بر این باور است که یک جایی، کشورها حاضر می‌شوند زیان اقتصادی را بپذیرند؛ زیرا رقیبشان زیان بیشتری را تحمل می‌کند و این موضوع می‌تواند در استراتژی کلی چین هم وجود داشته باشد؛ بنابراین در شرایط فعلی، بر عکس اینکه عده‌ای می‌گویند روسیه برنده این جنگ است، اگر در تصویر بزرگ نگاه کنیم، چین هم جزء کشورهایی است که در درازمدت از این مناقشه نفع می‌برد.

 

 نزدیک‌شدن به‌روز صفر


به گفته حریری، هرچقدر آمریکا تضعیف شود، به مفهوم آن است که آن روز صفری که چین می‌خواهد، زودتر فرامی‌رسد. در آن روز صفر چین قصد دارد خود را به‌عنوان ابرقدرت اقتصادی و نظامی در دنیا مطرح کند. اکنون با مناقشه ایران تهدیداتی که برای چین از طرف آمریکا در منطقه آسیا پاسفیک وجود داشت، به‌شدت تضعیف شده است.  البته او چین را در گروه برندگان بزرگ جنگ ایران و آمریکا و شرکایش معرفی نمی‌کند؛ اما بر این باور است که قطعاً چین جزء متضرران بزرگ این میدان هم نیست.

 

 در چنین شرایطی آیا نمی‌توان انتظار داشت که چین به‌عنوان میانجی برای اتمام جنگ وارد عمل شود؟ رئیس اتاق ایران و چین می‌گوید که این کشور از جنبه بشردوستانه و سیاسی، تلاش‌هایی را انجام می‌دهد؛ اما این کشور در هیچ یک از مناقشات بین‌المللی نقش فعال نداشته و در این جنگ هم شاهد فعالیت چشمگیر چین نخواهیم بود. این کشور در جنگ اوکراین هم که همه دنیا درگیر آن شدند، یک‌قدم عقب‌تر ایستاد؛ زیرا مدل حضورش در مناقشات بین‌المللی متفاوت است؛ مگر جایی که مستقیم منافع چین تهدید شود؛ ولی در جاهای دیگر سعی می‌کند که در مقابل ضررهایی که به این کشور وارد می‌شود، منفعت هم برای خود بسازد.

 

 به گفته حریری، در این چندروزه شاهد بوده‌ایم که وزیر امور خارجه چین مدام با کشورهای منطقه مشغول مذاکره است. در این مناقشه یک دوگانگی برای چین ایجاد شده است؛ زیرا این کشور سال‌هاست که روی کشورهای خلیج‌فارس به‌عنوان شرکای اقتصادی کارکرده است تا در بلندمدت با آنها همکاری کند. اکنون نفوذ آمریکا در حاشیه جنوب خلیج‌فارس کم شده است؛ زیرا از منظر روانی کشورهای خلیج‌فارس احساس بی‌پناهی می‌کنند و آن‌طور که فکر می‌کردند، آمریکا آن کشوری نبوده که سبب شود کسی به آنها چپ نگاه نکند. از این منظر چین در حال فعالیت است و امکان دارد در لحظه‌ای که لازم بداند، مداخله کرده و احساس پشتوانه جدیدی برای کشورهای حاشیه خلیج‌فارس از خود بروز دهد.

 

 چین جایگزین آمریکا در خاورمیانه؟


 رئیس اتاق ایران و چین معتقد است که احتمال دارد چین جایگزین آمریکا در منطقه خاورمیانه شود؛ ولی این جایگزینی مشابه رویه‌ای که آمریکا در این منطقه پیگیری می‌کرد، نخواهد بود. آمریکا در هر کشوری به‌ویژه خاورمیانه و حوزه خلیج‌فارس حضور نظامی دارد؛ اما چینی‌ها از منظر اقتصادی در کشورها حضور می‌یابند. این کشور برای اینکه نشان دهد مداخلات نظامی نمی‌تواند یک‌رویه پایدار باشد، وارد عمل شده و در چنین شرایطی، می‌تواند تئوری خود را راحت‌تر تفهیم کند.  

 

به گفته حریری، تا اینجای کار به نظر می‌آید که در پایان مناقشه بین ایران، آمریکا و اسرائیل نفوذ اقتصاد سیاسی چین در خاورمیانه افزایش می‌یابد؛ زیرا این کشور نشان داده که نظامی‌گری آمریکا نتوانسته امنیت اقتصادی را برای کشورهای کوچک حوزه خلیج‌فارس به ارمغان بیاورد.  رئیس اتاق ایران و چین بر این باور است که برای درک بهتر رفتارهای چین باید به دو اصل اساسی درباره این کشور توجه کرد.

 

اصل اول اینکه چین می‌گوید در روابط دوجانبه بین این کشور و سایر کشورهای جهان، نباید اقدامی علیه کشور ثالث انجام شود و طی چهارتا پنج دهه گذشته این رویه را پیگیری کرده است؛ به همین خاطر در تمام مناقشاتی که در دنیا رخ می‌دهد، پای چین درگیر نیست و دیگر آنکه چین می‌گوید که با هیچ کشوری پیمان نظامی نداریم و در حال حاضر هم با هیچ کشوری هم پیمان نظامی نیست. وقتی این مسائل را بدانیم، توقعاتمان از کشور چین معقول‌تر می‌شود.