
گروه سیاسی | آمریکا و اسرائیل در پیش بردن پیمان ابراهیم اصرار دارند؛ پیمانی که براساس آن قرار است روابط برخی کشورهای عربی منطقه با اسرئیل عادی شود اما تا اینجای کار به جز امارات هیچ یک از کشورهای عربی به آن نپیوستهاند. در این میان تمرکز آمریکا بیش از همه بر عربستان است و شخص دونالد ترامپ تمایل دارد در دوره ریاستجمهوریاش زمینه عادیسازی روابط عربستان و اسرائیل را فراهم کند اما ماجرا به این سادگیها هم نیست؛ چه آنکه در همین روزهای اخیر عربستان دو شرط مهم را برای عادیکردن روابطش با اسرائیل را مطرح کرده است؛ نخست آغاز فعالیت هستهای صلحآمیز و دوم ایجاد زمینههای تشکیل و به رسمیت شناختن دولت مستقل فلسطینی.
هر دوی شروط عربستان با چالشهایی مواجه است. دو روز گذشته بود که مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد، گفت: «توافق ارائه برنامه هستهای غیرنظامی به عربستان سعودی تا زمانی که این کشور روابط خود را با اسرائیل عادیسازی نکند، به اجرا در نخواهد آمد». از سوی دیگر سابقه نشان داده است اسرائیل به جدیت با تشکیل دولت مستقل فلسطینی مخالف است و در بنگاههای مختلف در قبال این مسئله چالشهایی ایجاد کرده که مانع از تحقق آن شده است.
احمد دستمالچیان، سفیر پیشین ایران در لبنان و اردن، درباره این موضوع به «هفتصبح» گفت: «طرح ابراهیم با آغاز عملیات طوفانالاقصی عملا از دستور کار خارج شد. پس از آن، تحولات مهمی در منطقه رخ داد و سپس جنگ تحمیلی که آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به راه انداختند و همچنین پاسخهای ایران، موجب شد این طرح بهطور کامل از دستور کار خارج شود. از یک سو، رژیم صهیونیستی با کشتار هزاران فلسطینی بیگناه، چهره یک رژیم ددمنش را بیش از گذشته به نمایش گذاشت و موج گستردهای از خشم عمومی را در جهان اسلام برانگیخت. از سوی دیگر، کشورهایی که در این روند مشارکت داشتند، بهویژه امارات، با تحولات جدیدی مواجه شدند. هدف قرار گرفتن پایگاههای آمریکایی در امارات از سوی ایران و همچنین تعطیلی سفارت رژیم صهیونیستی در آن شرایط، نشان داد که مجموعه این تحولات روند اجرای پیمان ابراهیم را متوقف کرده است.»
او ادامه داد: «اکنون عربستان نیز به دلیل خشم افکار عمومی نسبت به رژیم صهیونیستی، امکان پیوستن به این طرح را ندارد. از سوی دیگر، شرط عربستان برای عادیسازی روابط، یعنی تشکیل دولت فلسطینی، بهطور مطلق از سوی اسرائیل پذیرفته نخواهد شد و این شرط عملا پیمان ابراهیم را با شکست مواجه میکند؛ بنابراین، میتوان گفت پیمان ابراهیم عملا بهطور کامل از ریل خود خارج شده است.
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس همچنان تحت نفوذ آمریکا قرار دارند اما هنوز با مشکل اصلی خود، یعنی حضور پایگاههای نظامی آمریکا در خاکشان، روبهرو هستند. تا زمانی که این مسئله حل نشود، بعید است بتوانند به سمت حل مسئله دیگری مانند عادیسازی روابط با اسرائیل حرکت کنند. بهویژه قطر و عمان که اساسا از ابتدا در این روند قرار نداشتند. کویت و بحرین نیز وزن تعیینکنندهای در این معادله ندارند و در حال حاضر بیش از هر چیز درگیر این هستند که چگونه با پیامدهای حضور پایگاههای آمریکایی در کشورهای خود مواجه شوند.»
این سفیر پیشین ایران همچنین بیان کرد: «عربستان امروز برسر یک دوراهی بزرگ قرار گرفته و ناگزیر است در آینده تکلیف خود را با جهان اسلام و منطقه روشن کند. این کشور از یکسو به دنبال توسعه اقتصادی و اجرای برنامههای کلان در حوزه انرژی است و از سوی دیگر، هنوز جایگاه خود را در قبال جهان اسلام مشخص نکرده و وابستگی شدیدی به آمریکا دارد. عربستان تصور میکرد آمریکا میتواند ضامن امنیت آن در منطقه باشد؛ از همین رو هزینههای هنگفتی برای خرید تسلیحات گرانقیمت پرداخت کرد اما امنیت خریدنی نیست و با اتکا به قدرتهای بیگانه و بدون گفتوگو و همکاری با کشورهای منطقه نیز حاصل نمیشود. هنگامی که امنیت وجود نداشته باشد، توسعه و ثبات نیز شکل نخواهد گرفت».
او درباره وضعیت کشورهای منطقه نیز گفت: «دو جنگ اخیر نشان داد که آمریکا نهتنها قادر به تأمین امنیت کشورهای منطقه نیست، بلکه حتی کشورهایی که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا بودند نیز از امنیت کامل برخوردار نبودند. اکنون عربستان برسر این دوراهی قرار دارد که یا سیاست گذشته خود را ادامه دهد یا به سمت همکاری بیشتر با کشورهای منطقه حرکت کند. سیاستهای توسعهای این کشور نیز در نتیجه همراهی با آمریکا دچار تزلزل شد و دیدیم که حتی خود عربستان نیز از حملات ایران در امان نماند.
اگر عربستان به این جمعبندی برسد که در چارچوب یک فرایند همکاری منطقهای میتواند سیاستهای ثباتساز را پیش ببرد، این امر میتواند سرآغاز شکلگیری توسعهای پایدار در منطقه باشد.»
این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی در خصوص موضع ترکیه نیز مطرح کرد: «ترکیه در این میان با وضعیت ویژهای روبهروست. از آنجا که رژیم صهیونیستی سیاستی توسعهطلبانه را دنبال میکند و در پی گسترش نفوذ خود در منطقه است، منافع آن با رژیمی که در سوریه برسر کار آمده و از نگاه ترکیه به آن نزدیک است، در تعارض قرار میگیرد. اینکه اسرائیل تلاش میکند ترکیه را با خود همراه کند، ناشی از آن است که ترکیه مانعی در برابر سیاستهای توسعهطلبانه این رژیم ایجاد کرده است.
دلیل این مسئله نیز آن است که ترکیه در چارچوب ملاحظات امنیت ملی خود، محاسبات مشخصی دارد و میخواهد سیاستی بازدارنده را دنبال کند. البته ترکیه همواره سیاستی دوپهلو در پیش گرفته است؛ زیرا از یک سو عضو ناتو است و روابط نزدیکی با این پیمان دارد و از سوی دیگر نمیتواند در زمره کشورهایی قرار گیرد که بهصورت آشکار در تقابل با رژیم صهیونیستی هستند. تجربه تاریخی نیز نشان داده است که اردوغان بارها سیاستی دوگانه و چندوجهی را دنبال کرده است.»
دستمالچیان در پایان گفت: «سرزمینی که اشغال شده است، حتی اگر بخشی از آن به مردمی که تحت اشغال بودهاند بازگردانده شود و دولتی نیز در آن تشکیل شود، باز هم مسئله اصلی، یعنی اشغال و سیاستهای توسعهطلبانه صهیونیسم، پابرجا خواهد ماند. بنابراین، راهحل صرفا تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی نیست، بلکه راهحل، تشکیل دولتی فراگیر متشکل از همه مردم بومی آن سرزمین است؛ دولتی که مردم آن بتوانند حق تعیین سرنوشت خود را اعمال کنند.
تا زمانی که مردم فلسطین از حق تعیین سرنوشت برخوردار نباشند، تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی با فشار این کشور یا آن کشور، راهبرد درستی نخواهد بود. اشغالگران صهیونیست باید این سرزمین را ترک کنند، زیرا با مردم بومی آن هیچگونه تجانس تاریخی و اجتماعی ندارند. صهیونیستها افرادی بیگانه هستند که مرتکب جنایت شدهاند. اگر قرار باشد همین سیاستهای جنایتکارانه ادامه پیدا کند، چه دولت فلسطینی تشکیل شود و چه تشکیل نشود، تا زمانی که اشغال ادامه دارد، مقاومت نیز ادامه خواهد داشت.»



