
هفت صبح| امروز سوم خرداد، سالروز آزادی خرمشهر است. در چنین روزی بخشی از غرور و عزت ملی ایرانیان دوباره زنده شد. داستان آزادسازی خرمشهر آنچنان جذاب و شنیدنی است که هنوز بعد از دههها در حافظه جمعی مردم ایران ادامه دارد. در سرمقاله امروز میخواهیم از دو زاویه به این ماجرا نگاه کنیم؛ نخست اینکه چرا خرمشهر هنوز تمام نشده است و دوم اینکه چرا آزادسازی خرمشهر را میتوان «پیروزی اجماع ملی» نامید.
از زاویه اول شروع کنیم. خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱ با عملیاتی بزرگ و سرنوشتساز به دست رزمندگان ایرانی آزاد شد، اما داستان خرمشهر هیچوقت به پایان نرسید. نام خرمشهر و خاطره آن آزادی قهرمانانه، برای همیشه در ذهن و حافظه ایرانیان باقی مانده است. حتی نسلهایی که جنگ را ندیدهاند، میدانند روزگاری در این سرزمین مردمانی بودند که با کمترین امکانات و با همه وجود در برابر دشمن ایستادند و شهرشان را پس گرفتند.
برای رزمندگان آن روزها، خرمشهر خاکِ اشغالشدهای بود که باید پس گرفته میشد. بخشی از خاک وطن بود که باید دوباره به آغوش ایران بازمیگشت. مسئله اصلی مردم در آن روزها، دفاع از سرزمین و حفظ عزت ملی بود. برای حاکمیت نیز خرمشهر به نماد مقاومت، ایستادگی و مشروعیت تبدیل شد. در حافظه بسیاری از خانوادهها، اما خرمشهر با داغ، فقدان و جوانیهای از دسترفته گره خورده است. برای نسلهای جدید هم خرمشهر نامی است که بارها شنیده میشود و هنوز درباره آن حرف زده میشود. به همین دلیل است که خرمشهر هیچوقت تمام نمیشود. چون مسئله مهم درباره معنایی است که آن واقعه یعنی آزادی خرمشهر در ذهن یک ملت ساخته است.
ملتها زمانی به گذشته برمیگردند که بخواهند برای امروز خود معنایی پیدا کنند. خرمشهر از این زاویه، علاوه بر اینکه یادآور یک پیروزی بزرگ نظامی است؛ یادآور لحظهای تاریخی نیز هست که جامعه ایران توانست بر ترس، آشفتگی، اختلاف و احساس شکست غلبه کند و کاری را انجام دهد که تا پیش از آن «غیرممکن» به نظر میرسید. خرمشهر، خاطره لحظهای است که ایرانیان توانستند «نمیشود» را با دستهای خالی و مقابل تعداد بیشمار دشمن به «میشود» تبدیل کنند.
واقعیت این است که خرمشهر به نماد یک حماسه بزرگ، شاهکار نظامی، همبستگی ملی، آیین پایداری و عزم ایرانیان تبدیل شده است. خرمشهر بخشی از حافظه تاریخی این مُلک و دیار و یادگار روزگاری است که مردمان این آبوخاک برای حفظ شرف، خاک و هویت خود ایستادند. برای بسیاری، خرمشهر، خاکی مقدس و نشانهای از آن تصویر آرمانی و باشکوهی است که ایرانیان از خود در تاریخ بر جای گذاشتهاند. از این زاویه داستان خرمشهر هیچگاه پایان نمییابد. چون ماجرا مربوط به یک واقعه بزرگ تاریخی است که در دفتر روزگار ثبت شده و همچنان زنده مانده است.
اما زاویه نگاه دوم این است که چرا جامعه ایرانی هنوز به خرمشهر بازمیگردد و چرا این پیروزی، یک «اجماع ملی» به شمار میرود؟ همانطور که گفته شد، خرمشهر، نماد لحظهای بود که مردم ایران با همه تفاوتها و اختلافها، کنار یکدیگر ایستادند و توانستند کاری بزرگ را ممکن کنند. خرمشهر یعنی پیروزی از دل همبستگی، همدلی و یکی شدن یک ملت.از این زاویه داستان خرمشهر همچنان ظرفیت گفتن و شنیدن دارد. زیرا هر زمان که خطری بزرگ، بحرانی جدی یا احساس بنبست بر جامعه سایه میاندازد، حافظه جمعی ایرانیان میتواند به خرمشهر رجوع کند و به یاد روزی بیفتد که مردم این سرزمین توانستند برای خاک، هویت و عزت خود کنار هم بایستند و مقاومت کنند.
در واقع قدرت آزادسازی خرمشهر در همین توانایی نهفته است، یعنی در بازتولید امید برای جامعه ایران. آزادسازی خرمشهر به یک سرمایه معنوی و تاریخی تبدیل شده که هر بار جامعه ایرانی احساس کند در برابر مشکلات و بحرانها به نقطهای دشوار رسیده، دوباره نام خرمشهر را بهعنوان نماد عبور از «غیرممکنها» در حافظه جمعی زنده میکند. البته یک خطر هم وجود دارد. اینکه خرمشهر به یک شعار تبدیل شود. چون هیچ خاطره تاریخی با تکرار کلیشهها پایدار نمیماند. خرمشهر زمانی زنده میماند که بتواند برای نسل امروز نیز معنا تولید کند.
این معنا از طریق تجربه همبستگی، فداکاری، عبور از فروپاشی و شنیدن خواستههای مردم امکانپذیر است. بنابر این نام خرمشهر یعنی امید مشترک بین همه ایرانیان. از این منظر سوم خرداد تاکیدی بر این است که جامعه ایران با همه تفاوتها و شکافها و خستگیهایش به یک «اراده مشترک» تبدیل شد. توجه داشته باشیم که خرمشهر فقط با عبور از کارون آزاد نشد. با عبور از تفرقه آزاد شد.
اما مهمترین راز فتح خرمشهر، همان نکتهای است که کمتر به آن پرداخته شده، یعنی «اجماع ملی» و کنار هم قرار گرفتن مردم ایران. خرمشهر زمانی آزاد شد که جامعه ایران، با همه تفاوتها و سلیقهها بر سر دفاع از خاک و عزت این سرزمین به یک نقطه مشترک رسید. مردمی با باورها، سبک زندگی و نگاههای متفاوت کنار هم ایستادند و فارغ از دین و مذهب، نوع پوشش، گرایش سیاسی، اختلافهای فکری و شکافهای اجتماعی به دنبال حفظ ایران بودند. همین حس مشترک، نیرویی ساخت که توانست معادلات جنگ را تغییر دهد.
مهمترین درس خرمشهر همین است که در لحظههای سرنوشتساز، جامعه ایران زمانی قدرتمند میشود که بتواند فراتر از اختلافها کنار هم بایستد. یعنی فراتر از دعواهای سیاسی، اختلاف بر سر حجاب، شکافهای نسلی، سبک زندگی، اعتراضهای اجتماعی، بحرانهای اقتصادی، مهاجرت گسترده جوانان، نارضایتیهای معیشتی و حتی دوگانههایی که هر روز در فضای عمومی و شبکههای اجتماعی بازتولید میشوند، همه پای کشورشان بایستند.




