هفت صبح| در شرایطی که قواعد شناخته‌شده حقوق بین‌الملل بر مصونیت غیرنظامیان، مراکز درمانی و زیرساخت‌های حیاتی تأکید دارد، گزارش‌های میدانی از حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران، تصویری متفاوت و نگران‌کننده ارائه می‌دهد؛ حمله به دبستانی در میناب که به کشته شدن ده‌ها دانش‌آموز انجامید، هدف قرار دادن انستیتو پاستور به‌عنوان یک مرکز حیاتی بهداشتی، تخریب گسترده زیرساخت‌های صنعتی و حتی حمله دو مرحله‌ای به پل بیلقان در کرج که امدادگران را نیز هدف قرار داد، همگی نمونه‌هایی هستند که از منظر بسیاری از ناظران، می‌توانند در چارچوب «جنایت جنگی» مورد بررسی قرار گیرند. این اقدامات در کنار ادبیات تهدیدآمیز مقامات آمریکایی، پرسش‌های جدی درباره سوءاستفاده از قدرت نظامی و بی‌اعتنایی به کنوانسیون‌های بین‌المللی ایجاد کرده است.

 

هدف قرار دادن غیرنظامیان و زیرساخت‌ها


بر اساس داده‌های منتشر شده از سوی هلال احمر ایران، دامنه خسارات وارد شده به مناطق غیرنظامی بسیار گسترده است؛ بیش از ۱۱۷ هزار ساختمان آسیب دیده، صدها مرکز درمانی و آموزشی تخریب شده و هزاران خانواده با پیامدهای مستقیم این حملات مواجه شده‌اند. این آمارها نشان‌دهنده تأثیر عمیق جنگ بر زندگی روزمره مردم عادی است. حمله به دبستان «شجره طیبه» در میناب یکی از تکان‌دهنده‌ترین نمونه‌هاست. در حالی که تنها چند ساعت از آغاز حملات گذشته بود، اصابت موشک به یک محیط آموزشی، موج انتقادات جهانی را در پی داشته است.

 

این‌که چرا و برچه مبنایی اهداف غیرنظامی به‌عنوان نقاط حمله انتخاب شده‌اند. مدارس بر اساس اصول بنیادین حقوق بشردوستانه از جمله اماکنی هستند که باید در هر شرایطی مصون بمانند. در نمونه‌ای دیگر، انستیتو پاستور ایران که نقش حیاتی در تحقیقات پزشکی و بهداشت عمومی دارد، هدف حملات قرار گرفت. تخریب بخش‌هایی مانند بانک‌های زیستی، آزمایشگاه‌های مرجع و مراکز تحقیقاتی، ضربه‌ای بلندمدت به زیرساخت سلامت کشور محسوب می‌شود. طبق اظهارات مسئولان این مرکز، شدت موج انفجارها به حدی بوده که عملاً ادامه فعالیت در برخی بخش‌ها غیرممکن شده است.

 

‌تاکتیک «دوضرب»؛ نشانه‌ای از هدف‌گیری عامدانه؟


یکی از بحث‌برانگیزترین موارد، حمله به پل بیلقان در شمال کرج است. گزارش‌ها حاکی از اجرای تاکتیک «دوضرب» در این عملیات است؛ به این معنا که پس از حمله اولیه، مهاجمان با فاصله زمانی مشخص، حمله دوم را در زمانی انجام داده‌اند که نیروهای امدادی و مردم برای کمک به مجروحان در محل حضور یافته بودند. این نوع حمله در حقوق بین‌الملل بشردوستانه به‌عنوان یکی از مصادیق بارز نقض قوانین جنگ شناخته می‌شود، چرا که به‌طور مستقیم امدادگران و غیرنظامیان را هدف قرار می‌دهد. فاصله زمانی میان دو حمله، به‌گفته تحلیلگران، نشان‌دهنده برنامه‌ریزی قبلی و آگاهی از حضور نیروهای امدادی بوده است.


زیرساخت‌های اقتصادی در تیررس حملات


حملات به صنایع کلیدی ایران به‌ویژه کارخانه‌های فولاد، نشان‌دهنده گسترش دامنه اهداف از حوزه نظامی به حوزه اقتصادی است. فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان به‌عنوان دو قطب مهم صنعتی کشور با آسیب‌های جدی مواجه شده‌اند. توقف تولید در این مراکز، زنجیره‌ای از پیامدها را به همراه دارد. از کاهش صادرات و آسیب به اقتصاد ملی گرفته تا بیکاری هزاران کارگر و پیمانکار، این حملات می‌تواند اثرات اجتماعی گسترده‌ای ایجاد کند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که تنها در فولاد خوزستان، حدود ۱۰ هزار کارگر به‌طور مستقیم درگیر پیامدهای این حملات هستند. علاوه بر این حمله به تأسیسات کشتی‌سازی در خرمشهر و بندر رجایی که هیچ‌گونه فعالیت نظامی نداشتند، پرسش‌های بیشتری درباره معیارهای انتخاب اهداف ایجاد کرده است. تخریب این مراکز که نقش مهمی در تجارت و حمل‌ونقل دریایی دارند، می‌تواند بر اقتصاد منطقه‌ای نیز تأثیر بگذارد.

 

عبور از خطوط قرمز حقوق بین‌الملل


کنوانسیون‌های بین‌المللی به‌ویژه کنوانسیون‌های ژنو، چارچوب مشخصی برای رفتار در زمان جنگ تعیین کرده‌اند. این کنوانسیون‌ها به‌صراحت بر ممنوعیت هدف قرار دادن غیرنظامیان، مراکز درمانی، آموزشی و امدادی تأکید دارند. با این حال، شواهد ارائه‌شده از حملات اخیر، نشان می‌دهد که این اصول در موارد متعددی نقض شده‌اند.حمله به مراکز درمانی مانند انستیتو پاستور، مدارس و زیرساخت‌های غیرنظامی، همگی در تضاد آشکار با تعهدات بین‌المللی کشورها قرار دارند. از منظر حقوقی، چنین اقداماتی می‌تواند در چارچوب «جنایت جنگی» بررسی شود؛ مفهومی که شامل حملات عمدی به غیرنظامیان و اهداف غیرنظامی است. در این میان، نقش نهادهای بین‌المللی برای بررسی و پاسخگویی به این موارد، بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند.

 

نقد ادبیات تهدید؛ از سیاست تا بی‌پروایی


در کنار اقدامات نظامی، ادبیات به‌کاررفته از سوی برخی مقامات آمریکایی نیز واکنش‌های گسترده‌ای به‌دنبال داشته است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا در سخنانی اعلام کرد که ایران را «به عصر حجر بازمی‌گرداند.» چنین اظهاراتی به وضوح نگرش رئیس جمهور آمریکا را به استفاده از قدرت نظامی، بدون در نظر گرفتن پیامدهای انسانی توجیه‌پذیر می‌داند. این ادبیات که قطعا به تشدید تنش‌ها دامن می‌زند، می‌تواند به عادی‌سازی خشونت علیه غیرنظامیان منجر شود. از منظر تحلیلگران، استفاده از چنین تعابیری با اصول دیپلماسی و مسئولیت‌پذیری بین‌المللی در تضاد است. در جهانی که قواعد حقوقی برای محدود کردن خشونت در جنگ تدوین شده‌اند، این نوع گفتار می‌تواند به تضعیف همان قواعد منجر شود.

 

دفاع مشروع؛ روایت ایران از جنگ


در مقابل این حملات، مقامات ایران تأکید دارند که اقدامات این کشور در چارچوب دفاع از خود صورت می‌گیرد. بر اساس حقوق بین‌الملل، کشورها در صورت مورد حمله قرار گرفتن حق دفاع مشروع دارند. این موضوع، یکی از محورهای اصلی در تحلیل وضعیت کنونی است. اینکه چگونه می‌توان میان دفاع مشروع و تشدید درگیری‌ها تعادل برقرار کرد. در حالی که ایران خود را در موقعیت دفاعی می‌داند، منتقدان حملات اخیر بر این باورند که اقدامات آمریکا و اسرائیل فراتر از یک عملیات محدود نظامی بوده و به حوزه‌های غیرنظامی کشیده شده است.

 

ضرورت توجه جامعه جهانی


در چنین شرایطی، نقش جامعه جهانی بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. نهادهای بین‌المللی، سازمان‌های حقوق بشری و دولت‌ها، همگی مسئولیت دارند تا نسبت به این تحولات واکنش نشان دهند. بی‌توجهی به این موارد، می‌تواند به تکرار چنین حوادثی در آینده منجر شود. از این رو، بسیاری از ناظران بر ضرورت انجام تحقیقات مستقل، مستندسازی دقیق وقایع و پاسخگو کردن عاملان این حملات تأکید دارند. تحولات اخیر، تصویری پیچیده از یک بحران در حال گسترش ارائه می‌دهد؛ از حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی گرفته تا ادبیات تهدیدآمیز در سطح سیاسی. آنچه در این میان بیش از همه اهمیت دارد، حفظ و اجرای قواعدی است که برای محدود کردن خشونت در جنگ تدوین شده‌اند.

 

نقض این قواعد، پیامدهای انسانی گسترده‌ای به‌دنبال دارد و می‌تواند به تضعیف نظم بین‌المللی نیز منجر شود. در چنین شرایطی، توجه و اقدام جامعه جهانی، یک ضرورت است. ضرورتی برای جلوگیری از تکرار فجایعی که بیشترین هزینه آن را غیرنظامیان می‌پردازند.رفتار آمریکا و اسرائیل در قبال ایران از منظر بسیاری از تحلیلگران مصداقی از سوءاستفاده از قدرت در نظام بین‌الملل تلقی می‌شود.

 

چون این قدرت‌ها اصول اخلاقی و قانونی جنگ را کنار گذاشته‌اند و جنگ را به وسیله‌ای برای زورگویی، درخواست‌های عجیب و اعمال فشار و پیشبرد اهداف یک‌جانبه خودشان تبدیل کرده‌اند. در چنین چارچوبی، حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی، مراکز درمانی و آموزشی به طول کامل با اصول حقوق بشردوستانه در تضاد است و قواعدی که جامعه بین‌الملل طی سال‌های طولانی تدوین کرده است و حتی خود آمریکا دربرخی از آنها نقش داشته است را نقض می‌کند.