به گزارش هفت صبح، افزایش تنش‌ها در خاورمیانه در روزهای اخیر، نوسانات شدیدی را در بازارهای جهانی نفت ایجاد کرده است. هم‌زمان، محدودیت‌ها در مسیرهای ترانزیتی کلیدی انرژی و کالا، نگرانی‌ها را نسبت به ثبات زنجیره‌های تأمین جهانی افزایش داده است.

در چنین شرایطی، کارشناسان معتقدند که این بی‌ثباتی می‌تواند صنعت خودروسازی جهان را با چالش‌های متعددی مواجه کند. برای بررسی دقیق‌تر این چالش‌ها و تأثیر آن بر قیمت تمام‌شده، فرآیند تولید و بازارهای مصرف، گفت‌وگویی با بابک وفایی، کارشناس صنعت خودرو داشته‌ایم که در ادامه مشروح آن را می‌خوانید.

سوال: در رسانه‌های خارجی گفته می‌شود که جنگ خاورمیانه صنعت خودرو را از مرحله تامین مواد اولیه، تولید، تحویل و قیمت تحت تاثیر قرار خواهد داد. از نظر شما این تاثیرات تا چه حد است؟

در خصوص صنعت خودرو جهانی و اثرات جنگ جاری بر آن در درجه اول باید عوامل تاثیرگذار بر قیمت و تولید خودرو در سطح جهان را بررسی کنیم تا بعد بتوانیم اثرات جنگ بر هر یک از این عوامل را مورد بررسی قرار دهیم.

در این زمینه در نظر بگیرید صنعت خودرو در سطح جهانی به شدت به مواد اولیه وابسته است. خودرو در بازارهای جهانی هر چند به ویژه در سال‌های اخیر به شدت به سمت فناوری رفته است، اما اساس تولید یک خودرو هنوز همان متریالی است که چند دهه در این صنعت مورد استفاده قرار گرفته است. در بخش بدنه، عمده نیاز صنعت خودرو به فولاد است و در درجه کمتر از آلیاژهای آلومینیوم نیز استفاده می‌شود. در زمینه سیستم‌های برقی و سیم‌کشی، نیاز صنعت خودرو شدیدا به مس وابسته است. در زمینه موتورهای درونسوز هم مواد اولیه اصلی شامل فولاد و چدن و آلومینیوم است. در بخش‌های داخلی خودرو، اصلی‌ترین ماده اولیه پلمیرهای صنعتی است. در نهایت تایرها نیز بدون توجه به فناوری تولید، به مشتقات نفتی و کربنی وابسته هستند.

البته در خودروهای امروزی، فناوری‌های جدید از جمله فناوری‌های ایمنی و رانندگی خودران و فناوری‌های مرتبط با خودروهای برقی هم نقش مهمی دارد اما در عمل این فناوری‌ها با وجود تاثیری که در قیمت نهایی خودرو دارند، تاثیر مستقیمی از جنگ نمی‌گیرند و به این ترتیب باعث افزایش قیمت محصول نهایی نمی‌شوند.

جنگ که هم اکنون درگیر آن هستیم و اثرات آن بر منطقه و تنگه هرمز، از یک طرف باعث افزایش قیمت انرژی در سطح جهان شده است و از طرف دیگر مانع از صادرات برخی مواد غیرنفتی از سوی کشور‌های منطقه از طریق تنگه هرمز شده. به همین دلیل و با توجه به عوامل موثر بر قیمت خودرو، به نظرم باید برای بررسی دقیق‌تر، موضوع را به دو بخش تاثیر افزایش قیمت انرژی بر صنعت خودرو و تاثیر محدودیت در ارسال مواد اولیه غیرنفتی از مسیر تنگه هرمز بر این صنعت تقسیم کنیم.

بخش انرژی چیزی است که این روزها در مورد آن زیاد می‌شنویم و در صدر اخبار رسانه‌ها است. تنگه هرمز محل عبور تقریبا 20 درصد از نفت جهان است و بسته شدن آن باعث افزایش قیمت نفت و گاز شده است. در سال‌های اخیر، بسیاری از کشورها تحت تاثیر عوامل ژئوپلیتیک و مسائل زیست محیطی، به سمت استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر رفته‌اند و به همین دلیل کاربرد نفت و گاز به عنوان منبع انرژی کمتر شده است اما همچنان هیدروکربن‌ها نقش مهمی در تامین انرژی جهان دارد. کشورهای پیشرفته امروزه بسیار کمتر از گذشته برای تامین برق خود به نیروگاه‌های کربنی وابسته هستند و خودروها هم کمتر از گذشته نیاز به بنزین و گازوییل دارند اما مشتقات نفتی همچنان موتور محرک بسیاری از خودروهای جهان و همچنین هواپیماها و کشتی‌ها است و گاز نیز نقش مهمی در تامین انرژی گرمایی برای منازل و صنایع دارد.

در متریال‌هایی که در قیمت خودرو نقش دارند، تمامی فلزات برای فرآوری و تولید به انرژی وابسته هستند و البته در بخش استخراج و حمل نیز وابستگی به انرژی به میزان کمتری وجود دارد به این ترتیب با افزایش بهای انرژی شاهد افزایش قیمت فلزات خواهیم بود که می‌تواند بر قیمت خودرو در جهان تاثیر بگذارد. هم اکنون تعدادی از بزرگترین تولیدکنندگان این فلزات از جمله هند و چین و کشورهای غربی، کشورهایی هستند با همه تلاش برای استفاده از انرژی‌های جایگزین، همچنان که برای تامین انرژی به نفت و گاز هم وابسته هستند و به همین دلیل افزایش قیمت حامل‌های انرژی تاثیر مستقیمی بر قیمت محصول نهایی که در اینجا فلزات است آن‌ها خواهد داشت.

غیر از فلزات، محصولات پلیمری هم جزو بخش‌های موثر بر قیمت خودرو است که به طور مستقیم تحت تاثیر افزایش بهای نفت و گاز قرار می‌گیرند. ماده اولیه تمامی محصولات پلاستیک‌ها و لاستیک‌ها، مشتقات نفتی است و طبیعتا با افزایش قیمت نفت و گاز، شاهد افزایش قیمت مواد پلیمری نیز خواهیم بود. این مواد هم به دلیل پایه نفتی و هم به دلیل نیاز به انرژی در فرآیند تولید ماده اولیه، وابستگی مستقیمی به قیمت نفت و گاز و انرژی دارند و افزایش قیمت آن‌ها با شرایط فعلی قطعی است که می‌تواند بر قیمت نهایی خودرو تاثیرگذار باشد.

به این موضوع، باید افزایش هزینه ناشی از حمل و نقل را نیز اضافه کنیم. خودروسازان جهانی مانند بسیای دیگر از صنایع، به زنجیره گسترده‌ای از تامین کنندگان در نقاط مختلف جهان وابسته هستند و محصولات نیز فواصل زیادی را بین کشورهای تولید کننده و بازار مصرف طی می‌کنند. همه این‌ها به معنای شبکه گسترده لجستیکی است تا مواد اولیه به قطعه سازان برسد و قطعات به خودروساز ارسال شود و محصول نهایی به بازار مصرف حمل شود. افزایش بهای نفت به معنای افزایش قیمت سوخت است که بدون توجه به روش حمل که عمدتا دریایی و ریلی و در سطح پایین‌تر جاده‌ای است، بر قیمت حمل تاثیر می‌گذارد و بهای محصول نهایی که در اینجا خودرو است را افزایش خواهد داد. باید توجه داشته باشیم در این زمینه، صنعت خودرو آسیب پذیرتر از برخی صنایع مانند صنایع کالاهای الکترونیکی مصرف است. خودرو کالایی با وزن و حجم زیاد و مواد اولیه نیز نقش مهمی در قیمت نهایی آن دارد. به همین دلیل هزینه حمل سهم بیشتری در قیمت نهایی آن مثلا در مقایسه با محصولی مانند تلفن همراه دارد که عمده قیمت آن حاصل از فناوری است.

سوال: غیر از افزایش قیمت انرژی، به بحث محدودیت در صادرات کالا از کشورهای منطقه نیز اشاره کردید. در اینجا در مورد چه کالا یا موادی صحبت می‌کنیم؟

باید در نظر بگیریم با توجه به صادرات محصولات مرتبط با صنعت خودرو از کشور‌های منطقه، سهم این بخش کمتر از مواردی است که پیش از این گفتیم اما برای بررسی دقیق‌تر باز هم می‌توانیم به عوامل تاثیرگذار بر قیمت خودرو بازگردیم.

در زمینه فلزاتی مورد نیاز در صنعت خودرو، به دلیل قیمت پایین انرژی در کشورهای حوزه خلیج فارس، پتانسیل مناسبی برای تولید فلزاتی مانند فولاد و آلومینیوم و مس وجود دارد. به همین دلیل در سال‌های اخیر بعضی از کشورهای این منطقه در راستای کاهش وابستگی به نفت، با همکاری شرکای بین المللی، کارخانه‌های تولید و فرآوری برخی از این فلزات را تاسیس کرده‌اند که از جمله آن‌ها می‌توان به تولید فولاد در عربستان یا تولید آلومینیوم در بحرین اشاره کرد. در این زمینه ایران علاوه بر مزیت انرژی، از نظر معادن و مواد اولیه مورد نیاز برای تولید این فلزات و سابقه تولید برخی از آن‌ها وضعیت بهتری نیز دارد تا جایی که در برخی زمینه‌ها از جمله فولاد، جز تولیدکنندگان بزرگ جهانی نیز هستیم.

با این وجود، تولیدات کشور‌های حاشیه جنوبی خلیج فارس در مقایسه با حجم تولید غول‌های این صنعت مانند چین و هند حجم محدودی دارند و سهم مهمی در بازارهای جهانی کسب نکرده‌اند و به همین دلیل محدودیت در عرضه آن‌ها مشکل ویژه‌ای در کوتاه مدت ایجاد نمی‌کند. ایران هم هر چند از نظر معادن جزو بزرگترین کشورهای جهان است و حجم تولید بالایی در بعضی فلزات دارد، به دلیل نبود فناوری تولید برخی آلیاژها و همچنین مشکلاتی که در مراودات بین المللی با آن مواجه است و عدم امکان پیوستگی در تامین و محدودیت‌های صادراتی، ارتباط مستقیمی با خودروسازان جهانی یا قطعه‌سازان و تامین کنندگان رده اول بین المللی ندارد و به همین دلیل توقف عرضه محصولات توسط ایران نمی‌تواند اثر چندانی در بعد بین‌المللی داشته باشد.

در زمینه مواد پلیمری نیز وضعیت کم و بیش مشابه است اما به نظرم شدت اثر آن کمی بیشتر خواهد بود. در این زمینه با توجه به آنکه کشورهای منطقه از جمله ایران، از سال‌ها قبل با گسترش صنایع پتروشیمی، جزو تامین کنندگان جهانی بوده‌اند، حذف مواد اولیه تولیدی در این منطقه از زنجیره جهانی می‌تواند اثرگذار باشد. به ویژه که عرضه نفت به عنوان ماده اولیه صنایع پلیمری نیز کاهش یافته و ممکن است در عملکرد دیگر تولیدکنندگان جهانی از جمله چین و کره نیز اختلال ایجاد کند. البته این اثر قطعا فوری نخواهد بود ضمن آنکه با توجه به شرایط، دسترسی کافی برای بررسی آمار تولید توسط کشورهای منطقه نیز وجود ندارد و به همین دلیل نمی‌توان با قطعیت نظر داد اما قطعا سهم این بخش در بازار جهانی بیشتر از فلزات است.

سوال: با توجه به افزایش سهم خودروهای برقی و هیبرید در سبد تولیدات جهانی، وضعیت برای این خودروها را چطور پیش بینی می‌کنید؟

خودروهای برقی در پایه خود به عنوان یک خودرو، مواد اولیه‌ای مانند خودروهای بنزینی نیاز دارند و از این نظر موارد قبلی در مورد آن‌ها هم صادق است اما سطح و سهم فناوری در این خودرو‌ها بسیار بیشتر از خودروهای بنزینی سنتی هستند. غیر از فناوری‌های دیجیتال که طبیعتا تاثیر مستقیمی از افزایش قیمت انرژی یا جنگ در منطقه نخواهند داشت، بخش مهمی از قیمت این خودرو‌ها ناشی از باتری و عمدتا لیتیوم مورد نیاز برای تولید باتری است و در کنار این، وابستگی زیادی به برخی فلزات کمیاب مورد استفاده در موتور‌های الکتریکی دارند.

لیتیوم و فلزات کمیاب در فرآیند استخراج و بعضا خالص‌سازی نیاز به انرژی دارند و افزایش قیمت جهانی انرژی می‌تواند بر قیمت آن‌ها تاثیر بگذارد اما این تاثیر محدود است چون این مواد بیشتر به دلیل دسترسی محدود به منابع یا فناوری بالای خالص‌سازی گران هستند و نقش انرژی در قیمت نهایی آن‌ها محدود است. به علاوه کشورهای منطقه خلیج فارس، نقشی در تامین این فلزات یا تلخیص آن‌ها یا جایگاهی در زنجیره جهانی تولید مجموعه باتری یا موتور‌های برقی ندارند و به همین دلیل محدودیت در تردد در خلیج فارس نمی‌تواند بر قیمت آن‌ها تاثیر بگذارد.

سوال: یعنی از نظر شما افزایش قیمت هست اما چشمگیر نیست؛ همینطور است؟

ترکیب این عوامل می‌تواند تا حدی باعث افزایش قیمت خودرو شود، البته نه به سرعت و در آینده نزدیک. در نظر بگیرید که ما نمی‌دانیم وضعیت جنگی در منطقه خلیج فارس قرار است چقدر طول بکشد اما با توجه به اینکه اکنون اواسط ماه مارس هستیم، احتمالاً اگر این عوامل بخواهند اثر خود را نشان دهند، به نظر من در اواسط یا اواخر سه‌ماهه دوم سال میلادی مشخص خواهد شد.

بازار جهانی از قبل دارای تولیدکنندگانی با ذخایر انرژی است و همچنین تولیداتی انجام شده که در سطح جهان در حال گردش هستند. همه اینها نشان می‌دهد که اگر وضعیت جنگی برای مدتی در منطقه برقرار باشد و تنگه هرمز به شکل فعلی بسته باقی بماند، کل صنعت و اقتصاد جهان مختل نخواهد شد.

البته در سوی دیگر، باید نگاهی هم به وضعیت شکننده صنعت خودرو داشته باشیم چون این صنعت در حال حاضر هم وضعیت ایده‌آلی از نظر سودآوری ندارد و به همین دلیل ممکن است تاثیرات اندک وضعیت فعلی، برای این صنعت در جهان دشواری‌هایی را ایجاد کند. خودروسازان جهانی در سال‌های اخیر همواره تحت فشار بوده‌اند. خودروسازان غیر چینی به ویژه تحت فشار رقبای چینی خود قرار داشته‌اند، زیرا چینی‌ها در جنگ قیمتی، قیمت‌ها را به ویژه در بخش خودروهای برقی که روند رایج این روز‌های بازار است به شدت کاهش داده‌اند. در حال حاضر نیز خودروسازان یا در زیان هستند یا با حاشیه سود بسیار پایین کار می‌کنند. در این سال‌ها بارها خودروسازان سایر کشورها از خطر رقبای چینی سخن گفته‌اند که دلیل آن همین رقابت کاهش‌دهنده قیمت است.

خطر چینی‌ها فقط متوجه دیگران نیست؛ خود چینی‌ها نیز در این جنگ قیمتی، قیمت‌ها را به شدت پایین آورده و حاشیه سود بسیار پایینی دارند تا جایی که پیش بینی‌ها نشان می‌دهد بخشی از آن‌ها طی سال‌های آینده تحت فشار این جنگ قیمتی ناچار به حذف از بازار یا ادغام خواهند شد و دولت چین نیز مدتی قبل در این زمینه هشدار داده بود. به عبارتی، تمام جهان از سوی چین تحت فشار است و خود چین نیز به دلیل رقابت داخلی تحت فشار قرار دارد.

در چنین شرایطی، هر نوسان کوچکی می‌تواند به شرکت‌ها آسیب بزند. در حالت عادی، اگر شرکتی سالانه سود عملیاتی مثلاً ۷ یا ۸ درصد داشته باشد، ممکن است یکی دو درصد از آن کاهش یابد. اما اکنون شرایط متفاوت است و شرکت‌ها تحت فشار شدیدی قرار دارند، زیرا بسیاری از آن‌ها عملاً از فروش خودرو سودی به دست نمی‌آورند و تنها از محل تأمین مالی (فایننس) یا خدمات سود کسب می‌کنند. تقریباً بسیاری از شرکت‌ها در حال حاضر از محل فروش خودرو سودآوری ندارند. البته پیش از این نیز بسیاری از شرکت‌های اروپایی که خودروهای اقتصادی تولید می‌کردند، سود چندانی به دست نمی‌آوردند.

در واقع، شرکت‌های خودروساز حتی در شرایط عادی وضعیت مناسبی نداشته‌اند و هر نوسان کوچکی، از جمله تنش‌های خاورمیانه، می‌تواند فشار مضاعفی بر آن‌ها وارد کند البته اگر این وضعیت طولانی شود.

سوال: تاخیر در تحویل خودروها را پیش‌بینی می‌کنید؟

من باور چندانی به چالش در تحویل خودرو ندارم. به هر حال در بدترین شرایط و در صورت ادامه روند فعلی، ممکن است تولید خودرو گران‌تر شود، اما تولید خواهد شد. طبیعتاً هیچ خریداری دوست ندارد گران بخرد ولی با تداوم شرایط فعلی افزایش قیمت خودرو را شاهد خواهیم بود، اما به هر حال تولید انجام شده و خودرو به دست مشتری می‌رسد.

واقعیت این است که تنها منبع نفت جهان، خاورمیانه نیست. منابع نفتی بسیار زیادی در جهان وجود دارد؛ اروپا نفت دریای شمال را در اختیار دارد، در آمریکای لاتین ونزوئلا را داریم و نفت روسیه هم در غیاب نفت خاورمیانه توانسته راهی بازار شود. از کشورهای مصرف‌کننده بزرگ نفت نیز خودشان منابع هیدروکربنی دارند، هرچند برایشان کافی نیست. مثلاً هند و چین نیز منابعی دارند اما برایشان کم است اما به هر حال منابعی دارند. البته نفت که برای تبدیل شدن به سوخت یا پلیمر مسیر پیچیده‌ای را در پالایشگاه و پتروشیمی طی می‌کند و اساسا روند جایگزینی نفت یک کشور با نفت کشور دیگر به دلیل تفاوت‌های ساختاری نفت مناطق مختلف فرآیند آسانی نیست و به همین دلیل قراردادهای نفتی معمولا بلند مدت بسته می‌شوند اما در نهایت جایگزینی نفت خاورمیانه هرچند دشوار و هزینه‌بر است اما در میان مدت ناممکن نیست.

به هر حال، تنها نقطه جهان که نفت دارد خاورمیانه و تنها نفتی که در جهان جابه‌جا می‌شود از خاورمیانه و تنگه هرمز عبور نمی‌کند و تنگه هرمز هم تنها محل عبور نفت خاورمیانه نیست. می‌خواهم بگویم با توجه به شرایط جنگی کنونی، ما زیاد از اختلال در بازار جهانی نفت می‌شنویم که البته غلط هم نیست، اما الزاماً وضعیت جهان اینقدر فاجعه‌بار نیست.

نوسان قیمت نفت بیشتر به این دلیل است که جهان شوکه شده، چون این وضعیت پیش‌بینی‌نشده بود و جهان آمادگی کافی برای آن نداشته است. اما آنقدرها هم شرایط فاجعه‌بار نیست؛ نفت ۱۰۰ دلاری عدد خیلی عجیبی نیست که بشر تا حالا ندیده باشد و نداند باید چه کند. این رقم آنقدر هم نامأنوس نیست که تاکنون در جهان مشاهده نشده باشد. به عنوان مثال در سال ۲۰۲۲ نیز دیدیم که قیمت نفت در مقطعی به بالای ۱۰۰ دلار رسید. به علاوه سهم انرژی‌های جایگزین در برخی کشورهای اصلی تولید خودرو بالا است و کشورها از گذشته به فکر جایگزینی انرژی‌های دیگر به جای نفت بوده‌اند.

سوال: اگر قرار باشد که جنگ به طول بینجامد چطور؛ سناریویی که به آن اشاره کردید تغییر خواهد کرد؟

البته سناریوهایی که تا الان بیان کردم با این فرض است که جنگ نهایتاً تا دو هفته دیگر تمام شود و کوتاه‌مدت باشد. اما اگر قرار باشد به درازا بینجامد، قطعاً سهم همه پارامترها بیشتر شده و در آن صورت می‌توان گفت صنعت خودرو با چالشی جدی مواجه خواهد شد.

الان که صحبت می‌کنیم، اگر فرض کنیم یک هفته یا ده روز دیگر تمام شود و کل این پروسه در سه هفته تا یک ماه به پایان برسد، واقعاً اتفاق خاصی نمی‌افتد. چون شما یک زنجیره تأمین دارید که داشته کار خودش را می‌کرده، یک سری محموله در راه بوده، یک سری در کارخانه بوده، یک سری تولید شده و در مسیر خودروساز بوده. اینطور نیست که همه جهان یک‌باره دچار فروپاشی شده باشد. اما بحث افزایش هزینه‌ها، وجود دارد و این که خودروسازها تحت فشار قرار می‌گیرند، درست است چون قبلاً هم تحت فشار بوده‌اند.

سوال: ممکن است که در رفتار مشتریان تغییری ایجاد شود؛ مثلا تمایل بیشتر به سمت خودرو برقی؟ 

ممکن است اروپا چنین تغییر رفتاری داشته باشد؛ اروپایی‌ها معمولاً در بحث‌های هزینه‌ای رفتارهای احساسی و ناگهانی زیادی دارند. قبلاً هم وقتی قیمت نفت و بنزین بالا می‌رفته، یک‌باره تقاضا تغییر می‌کرده است. با این شرایط مشروط به اینکه جنگ بخواهد مقداری بیشتر طول بکشد و قیمت بنزین و گازوییل بالا برود، تقاضا برای خودروی برقی در این قاره می‌تواند بالا برود.

اگر چنین رفتاری رخ دهد احتمال دارد که تحویل و تولید این خودروها با تاخیر مواجه شود چرا که زنجیره تامین خودرو برقی که بیشتر هم مبدا آن چین است، برای چنین تغییر رفتاری آماده نبوده است. شما نمی‌توانید تولیدات را یک‌باره زیاد کنید یا نمی‌توانید لجستیک محصول نهایی را سریع کنید. در این صورت افزایش ناگهانی تقاضا می‌تواند باعث بر هم خوردن تعادل بازار شود و در کوتاه مدت کمبود تامین را ایجاد کند هرچند شخصا فکر نمی‌کنم وضعیت فعلی در این حد ادامه پیدا کند.

در مورد واکنش سایر بازارها، آمریکایی‌ها حساسیتشان نسبت به قیمت سوخت تا حدودی کمتر است. یعنی به شدت اروپایی‌ها واکنش نشان نمی‌دهند و همچنان خودروهای بنزینی یک گزینه مهم در این بازار هستند و بعید است تعادل عرضه و تقاضا در کوتاه مدت بر هم بخورد. در چین نیز به هر حال تقاضا برای خودروی برقی به دلیل مشوق‌های دولتی بالاست و همچنان نیز نسبتاً بالا باقی مانده است. چین به عنوان پیشرو این حوزه، عملاً جهت‌دهی می‌کند و تولیدکنندگان خودشان به همان سمت حرکت می‌کنند.

از میان سه بازار بزرگ، به نظر من در اروپا شاید در بدترین سناریو در زمینه خودروی برقی کمی کمبود ایجاد شود. باز هم تأکید می‌کنم، احتمالاً در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ شاهد این موضوع باشیم. اما در آمریکا خیر و فکر نمی‌کنم برای چین نیز مشکلی ایجاد شود.

سوال: اگر جنگ طولانی شود تاثیراتش بر صنعت خودرو به چه شکل خواهد بود؟

اگر جنگ ادامه پیدا کند، به دلیل افزایش هزینه‌های خودروسازان، ممکن است مجبور شوند سیاست‌های قیمت‌گذاری خود را به‌روز کنند؛ یعنی ناچار شوند قیمت‌ها را بالا ببرند. چون همان‌طور که گفته شد، همین الان هم با حاشیه سود بسیار پایین، بعضاً صفر یا حتی منفی، خودرو می‌فروشند و برای تطبیق با شرایط جدید باید خود را تنظیم کنند. اگر هزینه‌ها بالا برود، دیگر نمی‌توانند به همین شکل ادامه دهند و احتمالاً مجبور به افزایش قیمت خواهند شد.

شاید خودروسازان چینی هم با توجه به اینکه دولت چین آنها را تحت فشار گذاشته تا جنگ قیمتی را تمام کنند چون خودشان در حال آسیب دیدن هستند، به این بهانه تا حدودی قیمت‌ها را افزایش دهند. این مسئله می‌تواند باعث شود خودروسازان جهانی که تحت فشار رقبای چینی بودند نیز کمی افزایش قیمت داشته باشند.

در کل می‌خواهم بگویم اگر قرار باشد وضعیت حاکم بر منطقه خیلی طولانی شود، مانند بسیاری از مشکلات دیگر که در این سال‌ها ایجاد شده، تولیدکنندگان جهانی راه خود را پیدا می‌کنند؛ از منابع نفت و انرژی جایگزین تا مسیرهای حمل جایگزین، در نهایت چرخه اقتصاد و صنعت جهانی و از جمله صنعت خودرو قطعا متوقف نمی‌شود.