
هفت صبح| پرستاران در شرایط جنگی در خط مقدم امدادرسانی هستند.هر زمان که شرایط اضطرار و خطر از راه میرسد، آنها از جمله مشاغلی هستند که باید دست از جان بشویند و به کمک هموطنان بیایند. هنوز یادمان نرفته که در دوران کرونا برای کمک به افراد مبتلا به آن ویروس، صدها پرستار در سرتاسر کشور به شهدای سلامت پیوستند اما باز هم در صف معالجه و درمان باقی ماندند.
حالا هم در روزهای جنگی که بسیاری از شهروندان تهرانی از شهر خارج شده و به مکانی امن پناه گرفتهاند اما باز هم پرستاران سر کارشان حاضر میشوند تا به بیماران و مجروحان جنگی امدادرسانی کنند. در ادامه این گزارش با پرستار اورژانس بیمارستان آتیه ساعتی به گفتوگو نشستهایم و روایت او را از شرایط کارش در روزهای جنگی میشنویم.
انفجار در پایگاه بسیج کنار بیمارستان
شبهای ابتدای جنگ بود که پایگاه بسیج واقع در نزدیکی بیمارستان آتیه هدف حمله نظامی قرار گرفت.ریحانه درباره آن شب میگوید:«بالاترین تعداد مجروحان در آن شب به بیمارستان ما منتقل شدند.اکثرا به دلیل اصابت آوار سنگین دچار پارگی طحال شده بودند. قرار گرفتن افراد زیر اجسام سنگین آوارها موجب شده بود که برخی دچار شکستگی دست و پا یا سر باشند همچنین برخی نیز به علت ضربه به کبد یا دیگر اعضای داخلی بدن بستری شدند اما متاسفانه دو نفر به علت ضربه به سر فوت کردند.» ریحانه ادامه میدهد:«در بیمارستان دو اتاق عمل و دو بخش آی سیو فعال است اما اگر بیماری با حال وخیم منتقل شود و نیار به متخصص عروق و جراحیهای تخصصی داخلی داشته باشد، مجبور میشویم آنها را به بیمارستانهای دولتی منتقل کنیم.
در واقع اگر مجروحان جنگی به اورژانس منتقل شوند در ابتدا اقدامات اولیه مثل سونو و سیتی اسکن یا بخیه زدن و آتلبندی را انجام میدهیم و اگر نیاز به بستری در بخش داشته باشد در صورتی که امکان لازم درمانی را داشته باشیم او را منتقل میکنیم اما اگر نیاز به جراحی تخصصی وجود داشته باشد مجبور هستیم که به بیمارستان دولتی منتقل کنیم.»
امدادرسانی به بیماران
در کنار مجروحان جنگی طبق روال همیشگی روزگار افرادی بیمار میشوند و نیاز به کمک دارند. حتی شاید خیلی از هموطنان در این شرایط جنگی کشور استرس داشته باشند که در صورت بروز بیماری یا مشکل چه کاری باید انجام بدهند اما ریحانه یاسینی درباره این شرایط توضیح میدهد:«جای هیچ نگرانی وجود ندارد.همکاران ما در بخشهای مختلف بیمارستان مثل اطفال و طب اورژانس و عمومی سرکارشان حاضر هستند و به بیماران خدمات لازم را ارائه میدهند.
در همین روزها چند نفر به دلیل درد قفسه سینه یا مشکل ریه مراجعه کردهاند.» او ادامه میدهد:«در این چند روز چندین زایمان در بیمارستان انجام شده است.امروز صبح خانم بارداری را دیدم که وقت زایمان داشت و به بیمارستان مراجعه کرده بود.شرایط او برای زایمان نرمال بود.فقط به خاطر استرس فشار خونش کمی بالا رفته بود.در حال کار میبینم که روز بعد مادران با در آغوش داشتن نوزاد یک روزه خود از بیمارستان ترخیص میشوند.حتی غربالگری نوزادان نیز در بخش اطفال انجام میشود.»
تختخوابم مثل گهواره
ریحانه یاسینی درباره شرایط زندگی شخصیاش میگوید:«در منطقه محل سکونت من واقع در شرق تهران نیز مثل بقیه نقاط شهر و کشور تا به حال انفجارهایی رخ داده است.چند شب پیش با خستگی خیلی زیاد به خانه رسیدم و به رختخواب رفتم تا روز بعد هم بتوانم سر شیفت کارم حاضر شوم.تازه خوابم برده بود که انفجار مهیبی رخ داد.تختخوابم مثل گهواره در اتاق حرکت میکرد.صدای شکستگی پنجرهها خیلی وحشتناک بود.بیدار شدم و چراغها را روشن کردم.
شیشههای داخل پاگرد راه پلههای آپارتمان خرد شده بود.آن شب از ترس و استرس دیگر تا صبح خوابم نبرد.ساعت 8 صبح هم شیفت کاریام شروع میشد و باید از 6صبح شروع به آماده شدن میکردم.» ریحانه یاسینی در پایان میگوید:«به شهروندان توصیه میکنم اگر مشکلات جسمی حاد دارند از ابتدا به بیمارستانهای دولتی مراجعه کنند.ممکن است بیمار بعد از مراجعه به مراکز خصوصی نیاز به انتقال به بیمارستانهای دولتی پیدا کند و بهتر است از ابتدا به همان مراکز مراجعه کنند.»
ایستادگی در شرایط سخت
ریحانه یاسینی 44 ساله است و 18 سال سابقه کار در بیمارستانهای مختلف خصوصی و دولتی را دارد. او این روزها در صف اول کمک به بیماران و مجروحان جنگی قرار دارد. ریحانه در ابتدای صحبتهایش درباره شرایط فعلی کارش میگوید: « این روزها بسیاری از پزشکان و پرستاران کادر درمان مجبور شدهاند به خاطر شرایط خانوادگیشان تهران را ترک کنند.
شما تصور کنید پزشک فرزند خردسال یا همسر باردار دارد.یا فرضا خود پزشک سالمند است و امکان ماندن در شرایط پر خطر را ندارد؛ بنابراین مجبور میشود شهر را ترک کند یا مثلا پرستاران مجبور شدهاند همراه پدر یا مادر مریض خود شهر را ترک کنند.به همین خاطر نیروهایمان در بیمارستان مقداری کاهش داشته و با توجه به شرایط حجم کار برای نیروهای باقی مانده بیشتر شده است.»
در مقابل از اعضای کادر درمان افرادی نیز هستند که در سختترین شرایط نیز به کار خود ادامه میدهند:«دیروز صبح که سر شیفت کارم حاضر شدم دیدم یکی از پرستاران که از همکاران جوان ما هم هست، در اتاق رست در حال استراحت است.میدانستم که شیفت کارش نیست و از او علت حضورش در بیمارستان را پرسیدم که گفت در اثر موج انفجاری که نزدیکی خانهشان رخ داده بود بخشی از خانهشان تخریب شده و قابل سکونت نیست.خانوادهاش تهران را ترک کرده بودند اما خودش مانده بود تا سر کارش حاضر شود برای همین به بیمارستان آمده و شب را در محل کار گذرانده بود.»
یکی از پزشکان نیز شرایط مشابهی دارد:«یکی از پزشکان نیز در شرایطی مشابه همین همکارانمان قرار دارد و به خاطر تخریب خانهاش چند روزی است که مجبور شده در بیمارستان بماند.او خانوادهاش را راهی شهرستان کرده اما خودش در شهر مانده و میگوید در شرایط جنگی مردم به کمک ما نیاز دارند.» ریحانه یاسینی ساکن شرق تهران است.تردد او تا محل کارش در غرب تهران در شرایط فعلی کار راحتی نیست.او با اینکه میداند ممکن است هر لحظه در طول مسیر با انفجار در نقاط مختلف مواجه شود اما باز هم به حضور در محل کار خود ادامه میدهد.






