
هفت صبح| هفت ماه پس از قتل مسلحانه مردی جوان در پارکینگ مجتمع مسکونی محل زندگیاش، عامل جنایت که سالها با مقتول اختلاف مالی و شخصی داشت، در مخفیگاهش شناسایی و بازداشت شد. رسیدگی به این پرونده از چهاردهم آبان سال گذشته و در پی اعلام گزارش تیراندازی مرگبار در یکی از مجتمعهای مسکونی محله خلیج فارس تهران آغاز شد. دقایقی پس از اعلام حادثه، ماموران پلیس و تیم جنایی راهی محل شدند و تحقیقات میدانی را کلید زدند.
در بررسیهای اولیه مشخص شد مرد جوانی در پارکینگ ساختمان هدف چندین گلوله قرار گرفته و جان باخته است. آثار بهجامانده در صحنه نشان میداد عامل جنایت با برنامهریزی قبلی و آگاهی کامل از زمان تردد مقتول، او را هدف قرار داده و پس از اجرای نقشه خود از محل گریخته است. کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ در نخستین گام به بازبینی تصاویر دوربینهای مداربسته مجتمع و خیابانهای اطراف پرداختند. تصاویر بهدستآمده نشان میداد دقایقی پیش از وقوع جنایت، یک دستگاه پژو پارس طوسیرنگ مقابل ساختمان توقف کرده و راننده آن بهصورت مشکوک اطراف محل را زیر نظر داشته است.
بررسی فیلمها نشان میداد مقتول با یک دستگاه وانت نیسان به مقابل ساختمان رسیده، پس از پیاده کردن یک دوچرخه از قسمت بار خودرو، در پارکینگ را باز کرده و وارد ساختمان شده است. در همین زمان مردی مسلح از خودروی پژو پیاده شده و بهدنبال او وارد پارکینگ میشود. لحظاتی بعد صدای شلیکهای پیاپی سکوت ساختمان را میشکند و ضارب پس از شلیک چند گلوله به سمت طعمه خود، به سرعت از محل فرار میکند.
در ادامه تحقیقات، سرنخ مهمی در اختیار تیم جنایی قرار گرفت. بررسیها نشان داد مقتول در واپسین لحظات زندگی خود، هویت عامل تیراندازی را برای افرادی که پس از شنیدن صدای شلیک به محل رسیده بودند، فاش کرده است. کارآگاهان با بهرهگیری از اقدامات اطلاعاتی و تحقیقات گسترده موفق شدند هویت مردی را که نامش از سوی مقتول مطرح شده بود، شناسایی کنند. بررسی سوابق او نشان میداد سالها با مقتول اختلافات عمیق مالی و شخصی داشته و بارها او را تهدید کرده است.
تحقیقات بعدی حکایت از آن داشت که متهم سالها قبل نزد مقتول که در زمینه معاملات ملکی فعالیت میکرد، مشغول به کار بوده اما همکاری آنها به دلیل بروز اختلافات پایان یافته است. همچنین مشخص شد او در یکی از موارد، به محل کسب مقتول مراجعه کرده و با سلاح سرد اقدام به تخریب شیشههای بنگاه کرده بود.
با مشخص شدن هویت مظنون اصلی، عملیات ردیابی و تعقیب او آغاز شد اما متهم پس از جنایت زندگی مخفیانهای را در پیش گرفته بود و تلاش میکرد هیچ ردپایی از خود برجای نگذارد. با این حال کارآگاهان طی ماهها اقدامات اطلاعاتی، رفتوآمدها و ارتباطات او را زیر نظر گرفتند و در نهایت مخفیگاهش را در کرج شناسایی کردند.
پس از هماهنگی با مقام قضایی، تیم عملیاتی پلیس آگاهی راهی محل اختفای متهم شد و او را در یک عملیات غافلگیرانه دستگیر کرد. متهم پس از انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی، در بازجوییها لب به اعتراف گشود و جزئیات نقشه قتل را تشریح کرد.
او گفت: «حدود ۱۵ سال قبل نزد مقتول کار میکردم اما به مرور میان ما اختلافات جدی به وجود آمد و همکاریمان پایان یافت. او به بسیاری از همشهریان خود کمک مالی میکرد اما هر بار که من درخواست کمک داشتم، جواب منفی میشنیدم. همین موضوع باعث شد کینه عمیقی نسبت به او پیدا کنم.» متهم ادامه داد: «بارها از طریق شبکههای اجتماعی او را تهدید کرده بودم. حتی یک بار به محل کارش رفتم و درگیریهایی میان ما شکل گرفت. با گذشت زمان این کینه بیشتر شد تا اینکه تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم.» وی درباره روز حادثه نیز گفت: «مدتی خانه و مسیر رفتوآمدش را زیر نظر داشتم. برای اجرای نقشه دو قبضه سلاح تهیه کردم و روز حادثه مقابل ساختمان محل زندگیاش منتظر ماندم. وقتی وارد پارکینگ شد، فرصت را مناسب دیدم. وارد پارکینگ شدم و چند گلوله به سمتش شلیک کردم. پس از آن نیز از محل فرار کردم.»








