
هفت صبح| بوی تعفنی که یک ماه از خانهای قدیمی در جنوب تهران به مشام میرسید، سرانجام مأموران پلیس را به کشف جسد زنی رساند که ماهها قبل خانوادهاش ناپدید شدن او را گزارش کرده بودند. بررسیهای جنایی خیلی زود مردی را که آخرین بار با این زن در ارتباط بود، در مظان اتهام قرار داد. او پس از دستگیری، پرده از قتلی برداشت که به گفته خودش، پس از ماهها تهدید و فشار روانی رقم خورده بود.
ماجرا از اوایل آذر سال گذشته آغاز شد. خانواده زن ۳۹ سالهای به نام سمیرا با مراجعه به پلیس اعلام کردند دخترشان از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است. آنها به مأموران گفتند سمیرا به دلیل بیماری روحی سابقه بستری در مراکز درمانی را داشته و مدتی نیز با مردی به نام عباس در ارتباط بوده است. با این حال، نشانی دقیقی از محل زندگی این مرد در اختیار نداشتند.با تشکیل پرونده، جستوجو برای یافتن زن جوان آغاز شد. پلیس مراکز درمانی و بیمارستانهای مرتبط را بررسی کرد؛ اما هیچ نشانی از سمیرا به دست نیامد. تحقیقات همچنان ادامه داشت تا اینکه حدود یک ماه بعد، تماس مردی با پلیس مسیر پرونده را تغییر داد.
این مرد که در خانهای قدیمی در جنوب تهران زندگی میکرد، از انتشار بوی شدید تعفن از واحد طبقه بالا خبر داد. او گفت مدتی است از همسایههایش خبری نیست و بوی نامطبوع هر روز شدیدتر میشود. پس از هماهنگی قضایی، تیمی از کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی به همراه بازپرس محسن اختیاری وارد خانه شدند. در پذیرایی، جسد زنی پیدا شد که به دلیل گذشت زمان، دچار فساد شدید شده بود.
جسد به پزشکی قانونی منتقل شد. بررسیهای اولیه نشان داد سه ضربه چاقو به بدن مقتول وارد شده است؛ اما علت اصلی مرگ، خفگی بوده است.از آنجا که هویت جسد مشخص نبود، نمونههای دیانای مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه آزمایشها نشان داد جسد متعلق به همان زن ناپدیدشده، یعنی سمیرا است.پس از شناسایی هویت مقتول، تحقیقات روی مردی که آخرین ارتباط را با او داشت متمرکز شد. بررسیهای اطلاعاتی نشان داد عباس در کارگاهی در جنوب تهران مشغول کار است. کارآگاهان با شناسایی محل حضور او، متهم را بازداشت کردند.
عباس که در برابر مستندات پلیس قرار گرفت، سرانجام به قتل اعتراف کرد.او در بازجوییها گفت آشناییاش با سمیرا از زمانی آغاز شد که در یک کمپ ترک اعتیاد کار میکرد. به گفته او، گاهی همراه یکی از همکارانش بیماران را برای درمان به بیمارستان روانپزشکی منتقل میکرد و سمیرا نیز در همان مرکز بستری بود.متهم گفت: «یک روز از من خواست برایش خوراکی بخرم. بعد از ترخیص، برای پسدادن پول با من تماس گرفت و همان تماسها باعث شد ارتباطمان ادامه پیدا کند.»
عباس مدعی شد پس از مدتی سمیرا اصرار به ازدواج داشت؛ اما او حاضر به این کار نبود.او ادامه داد: «نمیدانم چگونه نشانی خانهام را پیدا کرده بود. از مادرم و خواهرم عکس گرفته بود و تهدید میکرد اگر با او ازدواج نکنم، روی آنها اسید میپاشد.»به گفته متهم، به درخواست سمیرا خانهای اجاره کرده بود؛ اما اختلافها پایان پیدا نکرد.او درباره روز حادثه گفت: «آن روز دوباره با هم مشاجره کردیم. در جریان دعوا او را هل دادم و با چاقویی که داخل خانه بود سه ضربه به او زدم. وقتی دیدم هنوز نفس میکشد، با روسری خفهاش کردم و از خانه فرار کردم.»
عباس در ادامه اعترافهایش گفت پس از جنایت، چند ماه بهصورت مخفیانه در شهرهای اطراف تهران زندگی کرده و سپس با هویتی جعلی در یک کارگاه واقع در فشافویه مشغول کار شده بود تا اینکه مأموران پلیس او را شناسایی و دستگیر کردند.
او همچنین درباره زندگی شخصیاش گفت پیش از اعتیاد، صاحب کارگاه کرکره برقی بوده؛ اما پس از گرفتار شدن در دام مواد مخدر، تمام داراییاش را از دست داده و پس از ورشکستگی، برای دیگران کار میکرده و همزمان در یک کمپ ترک اعتیاد نیز مشغول فعالیت بوده است.
با اعتراف متهم، تحقیقات درباره جزئیات این جنایت و ابعاد دیگر پرونده همچنان ادامه دارد.








