هفت صبح| ۹ ماه قبل رسیدگی به پرونده قتل جوانی به نام امیرمحمد ۱۹ساله با اعلام از سوی کادر درمان یکی از بیمارستان‌های شهرستان بهارستان در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت.به‌این‌ترتیب کارآگاهان پلیس آگاهی به همراه تیم تشخیص هویت و بازپرس ویژه قتل در سردخانه بیمارستان بالای سر جسد مقتول حاضر شده و تحقیقات را برای رازگشایی از ماجرا آغاز کردند.


بررسی ابتدایی جسد نشان می‌داد که امیرمحمد با وارد شدن ضربه کاری به گردنش به قتل رسیده است؛ اما ضربات دیگری نیز بر بدن او وارد شده بود.در ادامه، تحقیقات جهت روشن‌شدن راز جنایت کلید خورد و مشخص شد امیرمحمد مقابل آرایشگاه خود با تعدادی از بچه‌محل‌هایشان درگیر شده بود. 

 

دستگیری سه متهم


تحقیقات میدانی و محلی جهت شناسایی متهمان ادامه پیدا کرد و سه نفر از دوستان هم سن‌وسال امیرمحمد به نام‌های فربد و کیان و سینا به اتهام مشارکت در نزاع منجر به قتل بازداشت شدند.این در حالی بود که بررسی مأموران از مطلعین و دیگر دوستان مقتول و متهمین نشان می‌داد که حدود دو ماه قبل از جنایت، امیرمحمد و سینا درگیری منجر به ضرب‌وجرح داشتند و از همان زمان از یکدیگر کینه به دل‌گرفته بودند.

 

تا اینکه روز حادثه سینا با همراهی دوستانش به سمت آرایشگاه امیرمحمد حرکت کردند و در مسیر دوقبضه چاقو از یک دکه تهیه کردند. فیلم دوربین مداربسته مقابل آن دکه درحالی‌که تصویر متهمان را حین خرید چاقو ضبط کرده بود نیز به دست آمد.در ادامه تحقیقات فربد و کیان اظهار داشتند که سینا ضربه کاری را به گردن امیرمحمد وارد کرد و متهم نیز در اقاریر ابتدایی خود اظهار داشت که به گردن مقتول ضربه زده بود.


همچنین با توجه به اینکه مشخص شد کیان چاقوها را خریداری کرده و همراه فربد و سینا به محل درگیری منجر به قتل رفته‌اند، برای کیان و فربد در کیفرخواست صادر شده اتهام معاونت در قتل عمدی در نظر گرفته شد و همچنین سینا متهم شد به مباشرت در قتل عمدی امیرمحمد.
متهمان روز گذشته در شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان پای میز محاکمه رفتند.

 

  در دادگاه


در ابتدای جلسه رسیدگی پدر و مادر امیرمحمد به‌عنوان اولیای دم شکایت خود را مطرح کردند. پدر امیرمحمد گفت: «تقاضای من قصاص قاتل فرزندم و اشد مجازات برای بقیه متهمان است. آنها ناغافل به فرزند بی‌دفاع من درحالی‌که مشغول کارش بود حمله کردند و او را کشتند. من هرگز از خون فرزندم گذشت نمی‌کنم. هر چند مرگ این متهم هم برای من فایده‌ای ندارد؛ اما لااقل درس عبرتی می‌شود برای بقیه جوان‌هایی که دست به چاقوکشی می‌زنند.»


مادر امیرمحمد نیز درحالی‌که به‌شدت اشک می‌ریخت گفت: «من هم تقاضای قصاص متهم را دارم. روزگار من با مرگ فرزندم سیاه شده و نصفه‌شب از خواب می‌پرم و سرگردان در خانه راه می‌روم و با پسرم حرف می‌زنم. هیچ‌چیزی نمی‌تواند این داغ را برایم تسکین دهد.»
سپس نوبت به سینا رسید که از خود دفاع کند و گفت: «من اتهام مباشرت در قتل عمدی را قبول ندارم.»


متهم در دفاع از خود ماجرا را شرح داد و گفت: «حدود پنجاه روز قبل از این ماجرا بود که یکی از دوستان صمیمی من با امیرمحمد دعوا کرد. آنها سابقه درگیری لفظی و کل‌کل با هم داشتند و چون در جریان دعوا مقتول به من فحاشی کرد، من هم وارد درگیری شدم. در آن درگیری سر من آسیب دید و تعداد زیادی بخیه خورد. برای همین مادرم من را در خانه حبس کرده بود و اجازه نمی‌داد از خانه بیرون بروم چون می‌گفت ممکن است دوباره وارد دعوا بشوی.»


متهم راجع به‌روز حادثه گفت: «آن روز من جلوی در حیاط خانه ایستاده بودم که کیان و یکی از دوستانمان را دیدم. آنها دنبالم آمده بودند تا به جشن پایان سربازی آن دوستمان برویم. من به آنها گفتم که مادرم اجازه نمی‌دهد با شما بیایم؛ اما آن‌ها به‌شدت اصرار می‌کردند. برای همین من به مادرم گفتم که لااقل اجازه بده با دوستانم در خانه پدربزرگم که در کوچه ما بود و آن روز هم خالی بود جمع بشویم.

 

مادرم قبول کرد و من و دوستانم به آنجا رفتیم. من از آنها با میوه و چای پذیرایی کردم و دوستمان که سربازی‌اش تمام شده بود مشروب هم آورد که یک لیتر خوردیم و دوباره رفت یک لیتر دیگر هم خرید. من به حالت سیاه‌مستی درآمده بودم و در آن حالت کیان زیر گوشم می‌خواند که امیرمحمد راجع به تو حرف‌های بدی می‌زند. او گوشی‌اش را درآورد و گفت که ببین برای تو چه استوری‌هایی گذاشته و چقدر به تو توهین کرده. من گفتم که دیگر با امیرمحمد کاری ندارم؛ اما کیان من را تحریک می‌کرد. بعداً فهمیدم که او خودش با امیرمحمد مشکل پیدا کرده بود و می‌خواست از طریق من از او انتقام بگیرد.»


متهم ادامه داد: «بعد با کیان از خانه خارج شدیم و با موتور فربد راهی مغازه امیرمحمد شدیم. سر راه کیان چاقو خرید؛ ولی وقتی به مغازه رسیدیم من ضربه کاری را نزدم. نمی‌دانم کیان به گردن او ضربه زد یا فربد چون مست بودم و در حال خودم نبودم؛ اما کار من نبود.»
قاضی گفت: «اما در مراحل تحقیقات اولیه گفته بودی که ضربه را تو زدی. از طرفی تو که همه جزئیات را تعریف می‌کنی چطور ادعا می‌کنی مست بودی و در حال خودت نبودی؟»


متهم گفت: «من این حرف را نزدم و واقعاً در حال مستی چیز زیادی یادم نیست.» سپس نوبت به کیان رسید که از خود دفاع کند و گفت: «من اتهامم را قبول ندارم و آن روز اصلاً همراه فربد و سینا به مغازه امیرمحمد نرفتم. امیرمحمد رفیقم بود و با او هیچ مشکلی نداشتم. من و پدرم و برادرم همیشه برای اصلاح سر به آرایشگاهش می‌رفتیم و حتی من یک میلیون تومان هم به او بدهکار بودم. روز حادثه در خانه پدربزرگ سینا حرفی از کینه در مورد او نشد. نمی‌دانستم سینا و فربد کجا می‌روند یک‌دفعه دیدم سوار موتور شدند و رفتند.»


قاضی گفت: «اما تصویر دوربین مداربسته مقابل دکه نشان می‌دهد که تو آنجا بودی و چاقو خریداری کردی.» متهم گفت: «آن روز ما برای گشت‌زدن بیرون از خانه آمدیم و مقابل دکه توقف کردیم که من سیگار بخرم. دکه‌دار رفیق من بود و داشتم با او گپ می‌زدم که چشمم یک چاقو را گرفت و داشتم آن را نگاه می‌کردم که سینا چاقو را از دستم گرفت و برد. بعد هم داد زد و گفت شب پولش را با گوشی مادرم می‌زنم. من به جوان دکه‌دار گفتم نگران نباش سینا پسر خوبی است و حتماً پولت را می‌دهد. بعد یک چاقو هم برای خودم برداشتم و روز بعد فقط پول چاقوی خودم را برایش واریز کردم.»


در این قسمت وکیل کیان گفت: «متهمان و مقتول همگی بچه‌محل من هستند و من خودم مشتری امیرمحمد بودم. از درگیری‌اش با سینا هم برایم حرف زده بود و حتی می‌دانستم پدر امیرمحمد چند شب قبل از حادثه با گل و شیرینی خانه پدربزرگ سینا رفته بود تا بچه‌ها را آشتی دهد. من مطمئنم که امیرمحمد استوری شاخ‌وشانه کشیدن نگذاشته بود و خود سینا استوری می‌گذاشت؛ بنابراین نقش موکلم در تحریک سینا بی‌معناست.

 

از سویی سینا در حال مستی به مغازه امیرمحمد رفت و قصد قتل نداشت؛ بنابراین وحدت قصد موکلم با سینا نیز منتفی است.»
در آخر فربد که زیر ۱۸ سال سن دارد و از کانون اصلاح و تربیت به زندان منتقل شده است نیز در دفاع از خود گفت: «آن روز مقابل دکه ایستادیم که کیان سیگار بخرد. من مشروب خورده بودم و منگ بودم. در آن حال یک‌دفعه سینا دستم را کشید و من را با موتور مقابل مغازه امیرمحمد برد. من بیرون ایستادم و سینا به داخل رفت و درگیر شد.» 


قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم برای صدور رای وارد شور شدند.