نشریه آلمانی اشپیگل به اسنادی دست یافته که از نقش برجسته افسران ارتش عراق در دوران حکومت صدام حسین در سازماندهی و اوج گیری گروه داعش حکایت دارد.
سمیر عبد محمد الخلیفاوی اسم اصلی یک عراقی بلند قامت است، با گونه های استخوانی و ریش سفید، در دهه پنجاه عمر خود که بنا بر اسناد منتشر شده توسط اشپیگل نقش کلیدی را در پیشرفت خارق العاده و سریع گروه افراطی داعش بازی کرده است. اما هیچکس او را به این نام نمی شناخته و حتی تعداد اندکی نام مستعار او "حاجی بَکر" را می دانستند.
حتی شورشیان رقیب داعش که در صبح سرد ژانویه ۲۰۱۴ در یک درگیری سریع در شهر تل رفعت در سوریه وی را به قتل رساندند از هویت وی آگاهی نداشتند. آن ها نمی دانستند که حاجی بکر، سرهنگ سرویس اطلاعاتی صدام را کشته اند که مدت ها نقش محوری در رهبری داعش بازی کرده بود.
به نوشته اشپیگل، معمار گروه دولت اسلامی پس از مرگ خود اسناد دست نوشته ای را از خود بجا گذاشت که در آن ها نمودار های سازمانی، لیست افراد مسئول و وظایف آنان و طرح به تصرف درآوردن تدریجی یک کشور، به دقت ترسیم شده بود. طرح چند لایه ای سازمان و دستور عملیات مختلف با ذکر جزئیات نیز در میان اسناد مذکور بوده است. اشپیگل پس از ماه ها تلاش، و احتمالا صرف هزینه قابل توجه، توانسته به اسناد مذکور دست پیدا کند.
اسناد حاجی بکر از نقش افسران سابق ارتش صدام در سازماندهی گروه دولت اسلامی پرده بر داشته و نشان می دهد که چگونه تصرف مناطق شمالی سوریه در زمستان ۲۰۱۳ و بیرون راندن گروه های رقیب از جمله جبهه نصرت، بطور برنامه ریزی شده، پیش درآمد پیشروی در عراق و تشکیل حکومتی تحت عنوان خلافت اسلامی بوده است.
در واقع بروز اختلاف بین داعش و گروه های ستیزه جوی افراطی دیگر، از جمله جبهه نصرت وابسته به القاعده، بر سر مسائل عقیدتی نبود بلکه موضوع درگیری، تلاش داعش برای در انحصار گرفتن قدرت بود که در رهبری آن پیوندی شگفت انگیز بین دو مکتب، یکی سکولار و عربی و ملی گرایانه و دیگری اسلامی و افراط گرایانه صورت گرفته بود.
در سال ۲۰۰۳، بعد از حمله آمریکا و متحدانش به عراق، پل برمر که در آن زمان نقش نماینده آمریکا در عراق را بازی می کرد، حکم به انحلال ارتش عراق داد. هزاران نظامی با تجربه عراقی یک شبه بیکار شدند و برای امرار معاش در مضیقه جدی قرار گفتند. آمریکا با یک چرخش قلم برای خود هزاران دشمن ورزیده و مطلع نظامی تراشیده بود.
البته در میان آن نظامیان افرادی مانند ژنرال عزت ابراهیم الدوری نیز وجود داشتند. الدوری که بسیاری وی را دست راست صدام حسین می دانستند سال ها در کشتار و سرکوب های جمعی مردم عراق نقش موثری بازی کرده بود و آمریکا جایزه بزرگی برای سر وی در نظر گرفته بود. الدوری که گفته می شود روز ۱۷ آوریل (۲۸ فروردین) در یک درگیری نظامی در نزدیکی تکریت کشته شد، بنا به یک گزارش دانشگاه استانفورد احتمالا از رهبران نظامی داعش بوده که عملیات عراق را رهبری می کرده است.
نطفه نیروهای شورشی که به شدت از روی کار آمدن یک حکومت شیعه در عراق ناراضی بودند از همان سال ۲۰۰۳ در آن کشور بسته شد. سال ۲۰۱۰ دیگر تقریبا مشخص بود که تلاش نیروهای شبه نظامی شورشی در عراق برای سرنگونی حکومت به جائی نخواهد رسید در حالی که گروه داعش شکل گرفته بود.
با شروع شورش ها در سوریه و عقب نشینی نیروهای دولتی در شمال آن کشور، در اواخر سال ۲۰۱۲ موقعیت کم نظیری برای گروه های ستیزه جو از جمله گروه موسوم به داعش به وجود آمد. افسران سابق ارتش بعث عراق مصمم شدند که از فرصت به دست آمده استفاده کنند. در حالی که گروه های جهادی به تنهائی قادر به گرفتن زمین و ایجاد حکومت نبودند، به نوشته اشپیگل، ائتلاف افسران ناسیونالیست بعثی و نیروهای جهادی و سپس جذب قبایل سنی ناگهان یک نیروی نظامی "هولناک" را ایجاد کرد.
علیرغم همکاری بین افسران بعثی و رهبران مذهبی داعش، ائتلاف نیروهای سکولار بعثی با نیروهای جهادی، به دلیل تضادی که در بطن ایدئولوژی دو اردوگاه وجود دارد می تواند شکننده باشد. به گزارش اشپیگل، برخی از متخصصان در عراق پیش بینی می کنند که با مرگ احتمالی عزت الدوری، گروه شبه نظامی "مردان طریقت نقشبندی" که تحت فرماندهی وی بخشی از عملیات نظامی در عراق را بر عهده داشتند دچار دو دستگی شده و راه خود را از داعش جدا کنند.
به هر حال هنوز سئوالات زیادی در مورد نحوه همکاری رهبری مذهبی داعش با فرماندهان نظامی بعثی بی پاسخ مانده است. از جمله اینکه، چه کسی قدرت واقعی را در این ائتلاف در دست دارد؟ آیا طرف ضعیفتر جایگاه خود را در برابر طرف قویتر به رسمیت می شناسد؟ اگر زمانی اختلاف بر سر تصاحب قدرت بین این دو بخش در فرماندهی داعش زبانه بکشد، چه کسی و چگونه قادر است اختلافات را فرو بنشاند به نحوی که به از هم پاشیدگی این ائتلاف نینجامد؟



