
هفت صبح| دادههای تازه نشان میدهد شکاف طبقاتی در انگلستان فقط در درآمد و مسکن خلاصه نمیشود، بلکه حالا شکل ویترین مغازهها را هم تغییر داده است. بر اساس یک پژوهش جدید، فقیرترین مناطق انگلستان حدود ۷۰درصد بیشتر از مناطق مرفه، مملو از ویپفروشیها، دکههای فروش الکل، بنگاههای شرطبندی و فستفودها هستند؛ در حالی که سهم آنها از کافهها، باشگاههای ورزشی و مهدکودک بهمراتب کمتر است. تصویری که این آمار ترسیم میکند، نهفقط از فقر اقتصادی، بلکه از فرسایش اجتماعی و کمرنگ شدن فضاهای سالم و جمعی در محلههای محروم حکایت دارد.
این یافتهها حاصل تحقیق «کمیسیون مستقل محلهها» است؛ نهادی به ریاست هیلاری آرمسترانگ، عضو مجلس اعیان از حزب کارگر که هشدار داده تمرکز دولت بر احیای مراکز شهری، محلههای حاشیهای و راستههای خرید محلی را به حاشیه رانده است. در این مناطق که اغلب به «مغازههای سرِ خیابان» معروفاند، تعداد فروشگاههای عرضهکننده غذای ناسالم حدود دو برابر مناطق ثروتمند است. نرخ مغازههای خالی نیز بهطور محسوسی بالاتر است؛ ۸.۱ درصد در محلههای فقیر در برابر ۵.۹ درصد در مناطق مرفه.
این گزارش همزمان با برنامه احیای خیابانهای تجاریِ رو به زوال که یکی از اولویتهای اصلی دولت کییر استارمر است، منتشر میشود. نخستوزیر بریتانیا هفته گذشته از گسترش برنامه پنج میلیارد پوندی «افتخار به مکان» خبر داد؛ طرحی که قرار است در ۲۸۴ منطقه در سراسر کشور سرمایهگذاری کند و به جوامع محلی امکان دهد مغازههای تختهکوبشده را دوباره بازگشایی کرده و داراییهای محبوبی چون کتابخانهها و سینماها را نجات دهند.
با این حال، منتقدان میگویند این تمرکز همچنان بیش از حد معطوف به مراکز شهرهاست و خطر نادیده گرفتن شریانهای حیاتی زندگی روزمره مردم در محلههای محروم را به همراه دارد. مطالعه کمیسیون مستقل محلهها تأکید میکند که در مناطق محروم، تعداد مراکز نگهداری از کودک، مانند مهدکودکها و مراکز کودکان، به نصف کاهش یافته و زیرساختهای اجتماعی نظیر باشگاههای ورزشی، کافهها و میخانهها نیز حدود ۲۵درصد کمتر از مناطق برخوردار است. این کمبودها، بهویژه در محلههایی که دسترسی به حملونقل عمومی محدود است، زندگی اجتماعی را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد و احساس انزوا و بیتوجهی را تشدید میکند.
پژوهشگران همچنین از رویکرد «تکهتکه و ناهماهنگ» دولت نسبت به این فضاهای فوقمحلی انتقاد کردهاند؛ رویکردی که به گفته آنها، مسئولیت سیاستگذاری را میان دستکم ۱۳ وزارتخانه پخش کرده و در حوزههایی مانند تغذیه سالم، این عدد به ۱۶ نهاد میرسد. راس مودی، رئیس بخش پژوهش این کمیسیون، هشدار داده است که وزرا ممکن است با تمرکز صرف بر مراکز شهری، نقش حیاتی این راستههای محلی را نادیده بگیرند و خواستار حمایت بیشتر از جوامع برای در اختیار گرفتن و اداره مغازههای خالی بهعنوان فضاهای عمومی و خدماتی شده است.
این هشدارها در بستری سیاسی مطرح میشود که خیابانهای تجاری فرسوده، به یکی از اصلیترین دغدغههای شهروندان بدل شدهاند؛ دغدغهای که پس از گرانی کالاها، بیشترین نگرانی مردم درباره محل زندگیشان را شکل میدهد. بسیاری از بدحالترین خیابانهای تجاری در قلب سنتی رأیدهندگان حزب کارگر، بهویژه در میدلندز و شمالشرق انگلستان، قرار دارند؛ مناطقی که اکنون با فشار سیاسی فزایندهای روبهرو هستند. در همین حال، حزب «ریفورم یوکی» به رهبری نایجل فاراژ، با تمرکز بر «خیابانهای شکسته»، در نظرسنجیها پیشتاز است و میکوشد نارضایتی محلی را به سرمایه سیاسی بدل کند.
اندیشکده «آیپیپیآر نورث» نیز هشدار داده است که «پژمردگی» فضاهای اجتماعی محلی، مردم را هرچه بیشتر به جهان آنلاین رانده و بهویژه جوانان را در معرض جذب به جریانهای راست افراطی در شبکههایی مانند واتساپ و تلگرام قرار داده است. به گفته زویی بیلینگهام، مدیر این اندیشکده، مردم وضعیت کشور را از روی محیط اطراف خود میسنجند و مغازههای متروک یا فرسوده، برای آنها نشانهای روشن از شکست اقتصادی است.
او تأکید میکند که این محلهها اغلب پاتوق اصلی ساکنان هستند و باید به همان اندازه خیابانهای مرکزی شهر جدی گرفته شوند، چراکه بدون فضاهای فیزیکی مشترک، بازسازی حس از دسترفته جامعه ممکن نیست. تحقیقات دانشگاهی نیز این نگرانی را تقویت میکند. ویل جنینگز، استاد دانشگاه ساوتهمپتون، هشدار داده است که اگر حزب کارگر نتواند به افول خیابانهای تجاری رسیدگی کند، در انتخابات آینده با موجی از نارضایتی برخورد خواهد کرد.
یافتههای او نشان میدهد مردم بیش از هر بخش دیگری از محله خود، افت خیابانهای تجاری را در دهه گذشته احساس کردهاند؛ افتی که با تعطیلی برندهای قدیمی، افزایش سرقت از مغازهها و کاهش غرور محلی همراه بوده است. هرچند سال گذشته نشانههایی از بهبود جزئی دیده شد اما خیابانهای تجاری همچنان در صدر فهرست مشکلاتی قرار دارند که مردم معتقدند طی دهه اخیر بدتر شدهاند.
در نهایت، تصویر کلی روشن است: وقتی ویترین محلهها پر از بنگاههای شرطبندی و فروشگاههای ویپ و سیگار الکترونیکی میشود و جای کافه، باشگاه و مهدکودک خالی میماند، مسئله فقط اقتصاد نیست؛ این نشانه فروپاشی آرام پیوندهای اجتماعی است. اگر این فضاهای کوچک اما حیاتی جدی گرفته نشوند، شکاف میان محلهها عمیقتر میشود و هزینه آن را نهفقط دولتها که کل جامعه خواهد پرداخت.

