
هفت صبح| در خیابانهای پر زرق و برق و نورانی دوبی، هنوز هم ویترینها روشن هستند، برجها در شب میدرخشند و مراکز خرید، ولو خلوتتر از گذشته، به فعالیت ادامه میدهند. روایت رسمی امارات متحده عربی بیهیچ کم و کاستی بر همین تصویر تکیه دارد: «همهچیز تحت کنترل است» اما در بیرون از این قاب مدیریتشده، روایت دیگری در حال شکلگیری است. رسانههایی چون نیویورکر و نیویورک تایمز از پایان «پناهگاه امن سرمایهها در خاورمیانه» سخن میگویند؛ جایی که دیگر نمیتوان آن را از تنشهای منطقه جدا دانست.

دیلیمیل نیز از خروج بلاگرها و اینفلوئنسرهای سفر و گردشگری از این شهر و بازگشت به خانههایشان در کشورهای دیگر خبر میدهد. این دوگانگی، تنها یک اختلاف دیدگاه نیست؛ بلکه بخشی از یک نبرد روایتهاست. دوبی، بیش از هر شهر دیگری، بر «تصویر» بنا شده، تصویری از ثبات، امنیت و فرصت. حالا همین تصویر، به میدان اصلی رقابت تبدیل شده است: آیا واقعیت میتواند تصویر این برند را شکست دهد، یا برند همچنان واقعیت را مهار میکند؟
جنگ چگونه «جزیره امن» را آسیبپذیر کرد؟
سالها، دوبی خود را مانند یک «حباب جدا از بحران» معرفی میکرد؛ شهری که در دل خاورمیانه پرتنش، قوانین خاص خود را دارد اما جنگ اخیر، این حباب را ترک داده است. حملات پهپادی و موشکی ایران به دوبی در پاسخ به حملات آمریکا از مبدا این کشور عربی به ایران، یک واقعیت را تغییر دادهاند: «احساس امنیت». در اقتصادهای مبتنی بر سرمایه خارجی، این احساس، گاه مهمتر از امنیت واقعی است. از منظر ژئوپلیتیک، این تغییر ناگهانی بیدلیل نیست. پیوندهای راهبردی امارات با ایالات متحده آمریکا و به ویژه اسرائیل، این کشور را به بخشی از معادله درگیری تبدیل کرده است. به بیان ساده، دوبی دیگر تماشاگر نیست؛ بلکه در متن بازی قرار گرفته است. این وضعیت، یک تناقض بنیادی ایجاد میکند: شهری که بر بیطرفی اقتصادی بنا شده، حالا درگیر پیامدهای یک تقابل سیاسی-نظامی شده است.
کنترل روایت
در چنین شرایطی، مدیریت تصویر به اندازه مدیریت بحران اهمیت پیدا میکند. گزارشهای دریافت شده از دوبی درباره بازداشت افرادی که تصاویر خسارات را منتشر کردهاند، نشاندهنده حساسیت شدید نسبت به روایت عمومی است. سازمان «زندانیان دوبی» میگوید تعداد بازداشتیها از مرز ۱۰۰ نفر عبور کرده است. در عصر شبکههای اجتماعی، یک تصویر از آتشسوزی در یک هتل لوکس یا برخورد یک پهپاد به آن، میتواند بیش از دهها بیانیه رسمی اثرگذار باشد. به همین دلیل، کنترل جریان اطلاعات به بخشی از استراتژی بحران تبدیل شده است. اما این رویکرد، یک شمشیر دولبه است. از یکسو میتواند به طور موقت، تصویر ثبات را حفظ کند؛ از سوی دیگر، برای سرمایهگذاران و نخبگان خارجی، نشانهای از محدودیتهای ساختاری و نبود شفافیت است. در نتیجه، بحران اعتماد که مهمترین سرمایه دوبی بود. میتواند بیش از پیش عمیقتر شود.
اقتصاد آسیبپذیر؛ ضربه به ستونهای غیرنفتی
دوبی برخلاف ابوظبی، ثروت خود را نه از زمین، بلکه از جریان سرمایه و انسان بهدست آورده است. گردشگری، املاک، خدمات مالی و لجستیک، ستونهای این اقتصاد هستند و همه اینها به یک پیشفرض وابستهاند: ثبات. اکنون این پیشفرض زیر سؤال رفته. کاهش چشمگیر گردشگران، افت نرخ اشغال هتلها، عقبنشینی خریداران در بازار املاک و افت شاخص بورس، تنها نشانههای اولیهاند. گزارشها از کاهش بیش از ۸۰درصدی گردشگران در این شهر خبر میدهند.
بازار سهام نیز ۱۶درصد افت کرده. بازار املاک نیز دچار رکودی بیسابقه شده است. مهمتر از آن، تغییر رفتار سرمایهگذاران است: احتیاط، تعویق و گاه خروج به نقاطی دیگر در قاره آسیا مانند سنگاپور و مالزی. در چنین شرایطی، اقتصاد دوبی وارد فاز «انتظار» میشود؛ فازی که در آن نه شاهد سقوط کامل، نه رشد. وضعیتی معلق که میتواند در صورت تداوم بحران، به رکود عمیقتری تبدیل شود و ظرف چند سال دوبی را به شهرهای جدید، مدرن و لوکس چینی شبیه کند که خالی از سکنهاند و پرنده در آسمانش پر نمیزند.
مهاجران؛ ستون نامرئی اقتصاد که در حال تَرَک است
کمتر شهری در جهان تا این اندازه به مهاجران وابسته است. در دوبی، خارجیها نهفقط نیروی کار، بلکه مصرفکننده، سرمایهگذار و حتی بخشی از هویت شهر هستند. مهاجران جمعیتی ۱۰درصدی را در دوبی تشکیل میدهند و خروج دهها هزار نفر از آنها میتواند اثراتی فراتر از کاهش جمعیت داشته باشد. هر مهاجر، یک واحد تقاضاست: برای مسکن، خدمات، آموزش و تفریح. کاهش این تقاضا، بهسرعت در کل اقتصاد پخش میشود. مطالعات موسسه کشورهای عربی خلیج فارس نیز بر همین نکته تأکید دارند: اقتصاد امارات بهشدت به جریان مداوم مهاجران وابسته است. توقف این جریان، مانند قطع خونرسانی به یک سیستم پیچیده است.
مقایسه با بحران کرونا
دوبی در بحران کووید-۱۹ نیز ضربه سنگینی خورد؛ گردشگری متوقف شد و بسیاری از ساکنان بهطور موقت آن را ترک کردند. اما آن بحران، یک ویژگی کلیدی داشت: «پایانپذیری قابل پیشبینی». با فروکش کردن همهگیری، تقاضا بازگشت و دوبی حتی توانست سریعتر از بسیاری از شهرهای جهان به وضعیت عادی برگردد. آن بحران، اگرچه عمیق بود، اما «سیاسی» نبود. در مقابل، بحران کنونی ریشه در جنگ و رقابت قدرتها دارد. این یعنی پایان آن نه به علم پزشکی، بلکه به تصمیمات سیاسی وابسته است؛ تصمیماتی که اغلب غیرقابل پیشبینی و گاه بسیار طولانی و پر پیچ و خماند. به همین دلیل، بازگشت اعتماد در این شرایط دشوارتر است. سرمایهگذار میتواند با یک ویروس کنار بیاید، اما با نااطمینانی ژئوپلیتیک، بسیار محتاطتر عمل میکند.
تلاش برای مهار بحران؛ سیاستهای حمایتی و امتیازات جدید
دولت امارات بهسرعت وارد عمل شده: بستههای حمایتی به ارزش صدها میلیون دلار، تعویق مالیاتها و تسهیل مقررات. هدف روشن است: جلوگیری از خروج سرمایه و تشویق به ماندن. همچنین، زمزمههایی از اعطای امتیازات جدید به خارجیها از جمله تسهیل اقامت به گوش میرسد. این اقدامات، تلاشی است برای بازسازی همان «رویای دبی» که بر جذب جهانی بنا شده بود. اما پرسش اینجاست: آیا مشوقهای اقتصادی میتوانند جایگزین احساس امنیت شوند؟ پاسخ به این سؤال، سرنوشت ماههای آینده دوبی را تعیین خواهد کرد.
آیا دوبی میتواند بازگردد؟
نشانههایی از تابآوری همچنان وجود دارد. شاخصهای اقتصادی هنوز به محدوده بحران کامل نرسیدهاند و برخی تحلیلگران مانند کارن یانگ و رابرت موگیلنیکی به توان بازگشت دوبی خوشبین هستند. این خوشبینی، بیپایه نیست. شاخص مدیران خرید (PMI) این شهر، اگرچه کاهش یافته اما همچنان بالای ۵۰ باقی مانده که نشانهای از تداوم رشد نسبی است. دوبی پیشتر نیز نشان داده که میتواند سریع خود را با شرایط جدید وفق دهد. اما اینبار، متغیرهای خارج از کنترل آن بیشترند. اگر جنگ دوباره آغاز شود، حتی قویترین زیرساختها نیز نمیتوانند بهتنهایی اقتصاد را نجات دهند. در مقابل، اگر تنشها کاهش یابد، همین زیرساختها میتوانند سکوی یک بازگشت، هرچند بازگشتی کند باشند.
بحران واقعی؛ ترک خوردن «برند دوبی»
در نهایت، بزرگترین چالش دوبی نه در خیابانها، بلکه در ذهنهاست. این شهر سالها خود را بهعنوان «جزیرهای امن» معرفی کرده بود؛ تصویری که اکنون ترک برداشته است. در اقتصاد جهانی، برندها اهمیت حیاتی دارند. وقتی این برند آسیب ببیند، بازسازی آن زمانبر و پرهزینه خواهد بود. تصاویر حملات و محدودیتهای اطلاعاتی، این پیام را به جهان مخابره کردهاند که دوبی نیز، مانند دیگر نقاط منطقه، از طوفانهای ژئوپلیتیک در امان نیست. این شهر امروز در نقطهای ایستاده که نه میتوان آن را فروپاشیده دانست و نه باثبات. این شهر وارد مرحلهای از «تعلیق پرریسک» شده است. از یکسو، ظرفیت بازگشت وجود دارد؛ از سوی دیگر، جنگی که در نتیجه سیاستهای ایالات متحده آمریکا و اسرائیل علیه ایران شکل گرفته، این مدل اقتصادی را در معرض آزمونی جدی قرار داده است. امروز «رویای دوبی» به سرنوشت معادلات قدرت در منطقه گره خورده است.






