هفت صبح| در میانه تنش‌های فزاینده و جنگی که با حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز شد، اکنون نام گذرگاهی دیگر نیز به‌عنوان اهرم فشار مطرح شده است: «باب‌المندب»، تنگه‌ای که بسته شدن آن می‌تواند توازن تجارت جهانی را بیش از پیش بر هم بزند. مقامات ایران هشدار داده‌اند که متحدان تهران ممکن است این مسیر را ببندند، همان‌گونه که ایران توانسته است تنگه هرمز را عملاً تحت کنترل درآورد و عبور کشتی‌های دشمن را محدود کند. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که دونالد ترامپ تهدید کرده است در صورت باز نشدن تنگه هرمز، زیرساخت‌های حیاتی ایران، از جمله نیروگاه‌ها و پل‌ها را هدف قرار خواهد داد؛ تهدیدی که به‌گفته بسیاری از تحلیلگران، مصداق آشکار هدف قرار دادن زیرساخت‌های غیرنظامی، افزایش فشار بر مردم عادی و جنایت جنگی است.

 

ایران در مقابل تأکید کرده است که تنگه هرمز برای کشورهایی که به‌دنبال عبور امن هستند باز است، اما برای آمریکا و اسرائیل، محدودیت‌هایی اعمال شده. اما اگر باب‌المندب نیز بسته شود، پیامدها تنها به میدان جنگ محدود نخواهد ماند؛ بلکه بحران انرژی جهانی که در پی این جنگ شکل گرفته، به‌شدت تشدید خواهد شد و اثرات آن از کارخانه‌های صنعتی تا آشپزخانه‌های خانوارها و جایگاه‌های سوخت در سراسر جهان احساس خواهد شد. اگر این گلوگاه راهبردی، در کنار تنگه هرمز بسته شود، یک‌چهارم انرژی جهان و بخش عظیمی از صادرات آسیا به اروپا متوقف خواهد شد؛ سناریویی که می‌تواند اقتصاد جهانی را وارد مرحله‌ای تازه از بحران کند.

 

باب‌المندب کجاست؟


باب‌المندب میان یمن در شمال‌شرق و کشورهای جیبوتی و اریتره در شاخ آفریقا در جنوب‌غرب قرار دارد. این گذرگاه، دریای سرخ را به خلیج عدن متصل می‌کند و از آنجا به اقیانوس هند می‌رسد؛ مسیری حیاتی‌ که اروپا، آسیا و خاورمیانه را به هم پیوند می‌دهد. عرض این تنگه در باریک‌ترین نقطه تنها ۲۹ کیلومتر است و این محدودیت جغرافیایی باعث می‌شود تردد کشتی‌ها به دو مسیر مشخص برای ورود و خروج محدود شود. این ویژگی، باب‌المندب را به یکی از آسیب‌پذیرترین و در عین حال حیاتی‌ترین گلوگاه‌های جهان تبدیل کرده است. کنترل میدانی این منطقه تا حد زیادی در اختیار جنبش انصارالله یمن است، گروهی که به‌عنوان بخشی از «محور مقاومت» و البته عمق راهبردی ایران در منطقه شناخته می‌شود. 

 

چرا باب‌المندب برای تجارت انرژی حیاتی است؟


این تنگه یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است. بخش قابل توجهی از نفت عربستان از طریق این مسیر به بازارهای آسیایی صادر می‌شود و در شرایط عادی، کشورهای حوزه خلیج فارس نیز از این مسیر برای انتقال نفت و گاز خود به اروپا از طریق کانال سوئز یا خط لوله سوئز-مدیترانه استفاده می‌کنند. در سال ۲۰۲۴، حدود ۴.۱ میلیارد بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی از این تنگه عبور کرده است؛ یعنی حدود ۵ درصد از کل تجارت جهانی نفت.

 

اگر باب‌المندب و تنگه هرمز به‌طور هم‌زمان بسته شوند، حدود ۲۵ درصد از عرضه جهانی نفت و گاز مسدود خواهد شد، رقمی که به‌تنهایی می‌تواند اقتصاد جهانی را وارد شوکی بی‌سابقه کند. اما اهمیت این مسیر تنها به انرژی محدود نمی‌شود. حدود ۱۰ درصد از کل تجارت جهانی، از جمله کالاهای تولیدی چین، هند و دیگر اقتصادهای آسیایی، از این مسیر به اروپا منتقل می‌شود. بنابراین، بسته شدن آن نه‌تنها بازار انرژی، بلکه زنجیره تأمین جهانی را نیز مختل خواهد کرد. با بسته شدن تنگه هرمز، اهمیت باب‌المندب دوچندان شده است.

 

عربستان سعودی که پیش‌تر به تنگه هرمز وابسته بود، اکنون بیش از گذشته به مسیر دریای سرخ و بندر ینبع تکیه کرده است. این کشور از طریق خط لوله‌ای به طول ۱۲۰۰ کیلومتر نفت خود را از تأسیسات بقیق به ینبع منتقل می‌کند، خطی که توسط شرکت آرامکو اداره می‌شود. در ماه جاری و با بسته شدن تنگه هرمز، استفاده از این خط به حداکثر ظرفیت خود و رقم بی‌سابقه ۷ میلیون بشکه در روز رسید. 

 

یمنی‌ها چگونه می‌توانند این تنگه را ببندند؟


پاسخ این پرسش در گذشته نزدیک نهفته است. در جریان جنگ غزه که نمونه‌ای بارز و واضح از جنایات گسترده اسرائیل علیه غیرنظامیان و مردم مظلوم و بی‌پناه تلقی می‌شود، نیروهای انصارالله یمن عبور کشتی‌های مرتبط با آمریکا و اسرائیل را از باب‌المندب متوقف کردند. حملات مکرر به کشتی‌ها باعث شد شرکت‌های بیمه از پوشش این مسیر خودداری کنند و در نتیجه، تردد کشتی‌ها به‌شدت کاهش یابد. این وضعیت تا زمانی ادامه داشت که در مه ۲۰۲۵، توافق آتش‌بس میان آمریکا و انصارالله برقرار شد.

 

اما تحولات اخیر نشان می‌دهد که این سناریو به‌راحتی قابل تکرار است. از هفته گذشته، انصارالله با شلیک موشک و پهپاد به اهداف اسرائیلی، حضور خود در این جنگ را نشان داده است. نبیل خوری، دیپلمات پیشین آمریکایی، این اقدامات را «هشداری محدود» توصیف کرده و گفته است: اگر این گروه بخواهد به‌طور کامل وارد جنگ شود، اصلی‌ترین ابزارش بستن باب‌المندب خواهد بود. او توضیح می‌دهد: «کافی است چند کشتی هدف قرار بگیرند تا کل کشتیرانی تجاری در دریای سرخ متوقف شود.» به گفته او، چنین اقدامی به‌سرعت واکنش نظامی آمریکا و اسرائیل را در پی خواهد داشت.

 

بستن باب‌المندب چه معنایی برای جهان خواهد داشت؟


از نگاه کارشناسان، این سناریو چیزی کمتر از یک کابوس اقتصادی نیست. الیزابت کندال، کارشناس مسائل خاورمیانه، هشدار داده است که هم‌زمانی محدودیت در تنگه هرمز و باب‌المندب می‌تواند تجارت به‌سمت اروپا را مختل و حتی فلج کند. او می‌گوید: «این وضعیت مانند حرکت روی لبه تیغ است؛ همه‌چیز به تحولات پیش‌رو بستگی دارد.» بر اساس گزارش‌ها، بسته شدن باب‌المندب دست‌کم می‌تواند به تنهایی موجب افزایش ۱۳ درصدی قیمت کالا و ۱۶ درصدی قیمت مواد غذایی در اروپا شود و عرصه را بیش از پیش بر دولت‌های غربی تنگ کند. 

 

فراتر از یک بحران دریایی


آنچه امروز در باب‌المندب و تنگه هرمز در حال رخ دادن است، تنها یک بحران منطقه‌ای نیست؛ بلکه نشانه‌ای از شکنندگی نظم اقتصادی جهانی است. جهانی که به چند گلوگاه محدود وابسته است، اکنون در برابر پیامدهای جنگی قرار گرفته که از بیرون منطقه بر آن تحمیل شده است. جنگ ناجوانمردانه علیه ایران، نه‌تنها این کشور را وادار به واکنش کرده، بلکه کل سیستم تجارت جهانی را در معرض اختلال قرار داده است. در چنین شرایطی، هر تصمیم اشتباه می‌تواند نه‌فقط یک کشور، بلکه زنجیره‌ای از اقتصادها از کارخانه‌های اروپا تا بازارهای آسیا را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو، شاید مهم‌ترین پیام این تحولات این باشد: در جهانی به این میزان به‌هم‌پیوسته، هیچ جنگی «محلی و نقطه‌ای و متمرکز» باقی نمی‌ماند. هر گلوله‌ای که در خاورمیانه شلیک می‌شود، پژواکش در اقتصاد جهانی شنیده خواهد شد.