
هفت صبح| سال گذشته برای بازار سهام آمریکا، بهویژه در والاستریت، سالی درخشان بود؛ دورهای که بسیاری از مدیران ارشد و بنیانگذاران شرکتهای بزرگ، آن را بهترین زمان برای نقد کردن بخشی از داراییهای خود دیدند. شاخص اساندپی ۵۰۰ سال را با رشدی حدود ۱۶درصدی به پایان رساند و در بخش فناوری، بهویژه شرکتهایی که مستقیما از موج هوش مصنوعی بهره میبردند، این رشد حتی چشمگیرتر هم بود.
بر اساس دادههای موسسه «واشینگتن سرویس»، مجموع فروش سهام توسط افراد داخلی شرکتها از بنیانگذاران تا مدیران عامل، در سال گذشته به بیش از ۱۶ میلیارد دلار رسید؛ رقمی که نشان میدهد مدیران بزرگ، همزمان با اوجگیری قیمتها، ترجیح دادند بخشی از سودهای کاغذی خود را به پول نقد تبدیل کنند. نکته مهم آن است که تمام این فروشها در چارچوب برنامههای از پیش اعلامشده و قانونی انجام شده و نشانهای از فرار ناگهانی یا بیاعتمادی به آینده شرکتها نیست.
جف بزوس؛ نقد کردن در اوج، بدون ترک قله شرکت: آمازون
جف بزوس در سال گذشته بار دیگر نشان داد چگونه میتوان همزمان هم از رشد بازار سود برد و هم موقعیت راهبردی را حفظ کرد. فروش ۲۵ میلیون سهم آمازون به ارزش ۵.۷ میلیارد دلار، بخشی از برنامه بلندمدت بزوس برای کاهش تمرکز ثروت و آزادسازی منابع مالی است؛ برنامهای که او سالهاست بهطور منظم اجرا میکند. بزوس پیشتر نیز اعلام کرده بود هر سال میلیاردها دلار از سهام آمازون را برای تأمین مالی پروژههای جانبی خود، بهویژه شرکت فضایی «بلو اوریجین» و صندوقهای خیریه مرتبط با تغییرات اقلیمی، به فروش میرساند.

نکته قابلتوجه آن است که این فروش سنگین، نهتنها باعث کاهش محسوس ثروت بزوس نشد، بلکه همزمان با رشد سهام آمازون، دارایی خالص او در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۵ میلیارد دلار افزایش یافت. با این حال، رقابت فشرده میان میلیاردرهای فناوری باعث شد او یک پله در رتبهبندی ثروتمندترین افراد جهان سقوط کند. تحلیلگران بازار تأکید دارند که رفتار بزوس نمونهای کلاسیک از «نقد کردن در سقف نسبی قیمتها» است؛ رویکردی که بسیاری از مدیران باسابقه برای مدیریت ریسک شخصی و تأمین نقدینگی پروژههای بلندپروازانه در پیش میگیرند.
سافرا کتز؛ بانوی قدرتمند اوراکل شرکت: اوراکل
سافرا کتز که سالها بهعنوان یکی از بانفوذترین مدیران زن در سیلیکونولی شناخته میشود، فروش سهام خود را در شرایطی انجام داد که اوراکل در حال بازتعریف جایگاهش در بازار رایانش ابری و هوش مصنوعی است. او با فروش ۱۲.۵ میلیون سهم و کسب بیش از ۲.۵ میلیارد دلار، بزرگترین فروشنده داخلی اوراکل در سال گذشته بود.

بخش مهمی از این فروش به اعمال اختیار خرید سهام بازمیگردد؛ مکانیزمی رایج در میان مدیران ارشد که به آنها اجازه میدهد پس از گذشت دورهای مشخص، سهام تشویقی خود را نقد کنند. با وجود گزارش مالی ضعیف اوراکل در سهماهه سوم و افت مقطعی قیمت سهام، فروش کتز از منظر بازار بهعنوان خروج اضطراری تعبیر نشد. دلیل آن هم روشن است: او همچنان بیش از یک میلیون سهم اوراکل را در اختیار دارد و بهطور مستقیم در تعیین راهبردهای آینده شرکت نقشآفرین است. برای بسیاری از تحلیلگران، این فروش بیشتر نشانه اعتماد به ثبات بلندمدت شرکت و استفاده از فرصتهای مالی شخصی در دوره اوج قیمتهاست.
مایکل دل؛ فروش سهام در کنار مانورهای سیاسی
شرکت: دل تکنولوژیز
مایکل دل در سال گذشته نهفقط بهعنوان یک مدیر فناوری، بلکه بهعنوان بازیگری فعال در پیوند اقتصاد و سیاست آمریکا مطرح بود. فروش بیش از ۱۶ میلیون سهم به ارزش ۲.۲ میلیارد دلار، یکی از بزرگترین معاملات شخصی او در سالهای اخیر محسوب میشود. این فروش در شرایطی انجام شد که دل تکنولوژیز تلاش میکند جایگاه خود را در بازار سختافزارهای سازمانی، مراکز داده و زیرساختهای مرتبط با هوش مصنوعی تثبیت کند.

همزمان، سرمایهگذاری خبرساز دل و همسرش در پروژهای موسوم به «حسابهای ترامپ» توجه رسانهها را به خود جلب کرد؛ حرکتی که نشان میدهد برخی میلیاردرهای فناوری، در کنار مدیریت داراییهای شرکتی، بهدنبال ایفای نقش مستقیمتری در معادلات سیاسی و اقتصادی آمریکا هستند. از نگاه تحلیلگران، فروش سهام دل بیش از آنکه نشانه تردید نسبت به آینده شرکت باشد، بخشی از بازچینی داراییها در مقیاسی بسیار بزرگ است؛ بازچینیای که به او امکان میدهد هم در حوزه فناوری و هم در عرصه نفوذ سیاسی، دست بازتری داشته باشد.
جنسن هوانگ؛ چهره هوش مصنوعی و سود یک میلیارد دلاری
شرکت: انویدیا
جنسن هوانگ، مدیرعاملی که نامش با انفجار بازار هوش مصنوعی گره خورده، سالی استثنایی را پشت سر گذاشت. فروش ۶ میلیون سهم انویدیا و کسب بیش از یک میلیارد دلار، در شرایطی رخ داد که این شرکت به یکی از ارزشمندترین بازیگران بازار سهام آمریکا تبدیل شده بود. تقاضای بیسابقه برای پردازندههای گرافیکی و شتابدهندههای هوش مصنوعی، انویدیا را به قلب تحولات فناوری جهانی رسانده است.
با این حال، هوانگ نیز مانند بسیاری از مدیران باتجربه ترجیح داد بخشی از سودهای هنگفت را نقد کند. این تصمیم نهتنها مانع صعود ثروت شخصی او نشد، بلکه جایگاهش را در فهرست ثروتمندترین افراد جهان ارتقا داد. تحلیلگران معتقدند فروش سهام هوانگ بیشتر جنبه «متعادلسازی ریسک» دارد؛ چراکه بخش اعظم دارایی او همچنان به عملکرد انویدیا وابسته است و نقد کردن بخشی از سهام، راهی برای کاهش وابستگی مطلق به نوسانات بازار محسوب میشود.
جیشری اولال؛ مدیر کمسروصدا، فروش بزرگ
شرکت: آریستا نتورکس
جیشری اولال شاید در کانون توجه رسانهها نباشد، اما نقش او در زیرساختهای شبکهای اقتصاد دیجیتال انکارناپذیر است. فروش بیش از ۷.۵ میلیون سهم آریستا نتورکس و کسب نزدیک به یک میلیارد دلار، او را در جمع پنج فروشنده بزرگ سال قرار داد. آریستا بهعنوان تأمینکننده تجهیزات شبکه برای مراکز داده عظیم، یکی از ذینفعان غیرمستقیم موج هوش مصنوعی و گسترش پردازش ابری به شمار میرود. فروش سهام اولال نیز در چارچوب برنامههای زمانبندیشده انجام شد و بازار واکنش منفی قابلتوجهی به آن نشان نداد. بسیاری از سرمایهگذاران این اقدام را نشانهای از بلوغ مدیریتی میدانند؛ مدیری که پس از سالها رشد مستمر شرکت، بخشی از ارزش ایجادشده را بهطور منطقی نقد میکند، بدون آنکه تعهدش به آینده شرکت زیر سؤال برود.
وقتی مدیران میفروشند؛ زنگ خطر یا نشانه بلوغ بازار؟
فروش گسترده سهام توسط بنیانگذاران و مدیران عامل شرکتهای بزرگ فناوری، در نگاه نخست میتواند برای سهامداران خرد نگرانکننده به نظر برسد؛ گویی کسانی که بیش از همه به آینده شرکت آگاهاند، در حال ترک کشتی هستند. اما دادههای سال گذشته تصویر پیچیدهتری ارائه میدهد. تقریبا تمام فروشهای بزرگ ثبتشده، در چارچوب برنامههای از پیشتعیینشده و قانونی انجام شدهاند؛ برنامههایی که هدف آنها نه خروج ناگهانی، بلکه مدیریت ریسک شخصی، تنوعبخشی به داراییها و آزادسازی نقدینگی است.
نکته کلیدی آن است که این فروشها همزمان با یکی از بهترین سالهای بازار سهام آمریکا رخ داده؛ سالی که شاخص اساندپی ۵۰۰ رشد ۱۶درصدی را ثبت کرد و بخش فناوری، بهویژه شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی، بازدهی بهمراتب بالاتری داشتند. در چنین فضایی، نقد کردن بخشی از سود نه نشانه بیاعتمادی، بلکه رفتاری عقلانی تلقی میشود. تجربه بازار نشان داده است که بسیاری از مدیران، دقیقا در دورههایی که هیجان سرمایهگذاران به اوج میرسد، ترجیح میدهند فاصلهای ایمن با ریسکهای احتمالی آینده ایجاد کنند.
وقتی پول نقد میشود تا نفوذ بماند
از زاویهای گستردهتر، فروش سهام این مدیران را باید بخشی از بازآرایی قدرت اقتصادی در عصر فناوری دانست. مدیرانی مانند جف بزوس، مایکل دل یا جنسن هوانگ، دیگر صرفا مدیر شرکت نیستند؛ آنها بازیگرانی چندلایه در حوزههای فضا، سیاست، رسانه، انرژی و حتی ژئوپلیتیکاند. نقد کردن سهام، به آنها امکان میدهد سرمایه را از قالب «دارایی بورسی» به «اهرم نفوذ» تبدیل کنند؛
چه در قالب سرمایهگذاریهای فضایی، چه در پروژههای سیاسی و چه در شبکههای نفوذ اقتصادی. در این معنا، فروش سهام نه بهمنزله عقبنشینی، بلکه نوعی جابجایی سنگر است. مدیران فناوری، در دورهای که هوش مصنوعی و زیرساختهای دیجیتال به مسئلهای راهبردی برای دولتها تبدیل شده، ترجیح میدهند نقدینگی بیشتری در اختیار داشته باشند؛ نقدینگیای که آزادی عمل آنها را در مواجهه با تحولات غیرقابل پیشبینی آینده افزایش میدهد. این روند، مرز میان اقتصاد بازار و سیاست قدرت را باریکتر از همیشه کرده است.
این فروشها برای سهامداران خرد چه پیامی دارد؟
برای سرمایهگذاران خرد، مهمترین درس این گزارش آن است که فروش مدیران الزاما سیگنال منفی نیست، بهویژه زمانی که فروشها تدریجی و برنامهریزیشدهاند، مدیران همچنان بخش قابلتوجهی از سهام را حفظ کردهاند و عملکرد مالی شرکت و چشمانداز صنعت مثبت باقی مانده است. در عین حال، این دادهها یادآور یک واقعیت قدیمی بازار است: مدیران بزرگ، برخلاف سرمایهگذاران خرد، به طور معمول در اوج هیجان خرید نمیکنند و در اوج هیجان فروش، به طور کامل از بازار خارج نمیشوند؛ آنها متعادل میکنند.

