
هفت صبح| هر چه زمان پیش میرود، عرصه سیاست در دنیای کنونی به صحنه نبردها و کشمکشهای پرآشوبتری نسبت به گذشته بدل میشود. از سوی دیگر فضای مجازی و شبکههای اجتماعی نیز به عنوان یک عضو جدانشدنی به زندگی بشر در هزاره سوم سنجاق شدهاند و با سلاح اطلاعات و داده در حال هجوم و بمباران فکر و ذهن انسانها هستند. با توجه به این وضعیت و در این شرایط سخت و پیچیده، تصمیم درباره آنچه درست یا شایسته انتخاب است، بسیار سخت و دشوار میشود. خواه این مسئله انتخابات ریاستجمهوری آمریکا و انتخاب میان ترامپ و بایدن یا هریس باشد یا برگزیت و خروج انگلستان از اتحادیه اروپا و حتی جهتگیری در مورد حمله نظامی روسیه به اوکراین و سرنوشت غزه و اراضی اشغالی.
این وضعیت برای مردم زمانی بغرنجتر میشود که پای سلبریتیها و اظهارنظرهایشان به قضیه باز شود. هرکدام از این افراد میلیونها دنبالکننده در فضای مجازی و صفحات شبکههای اجتماعی دارند که اکثر دنبالکنندههایشان بر حسب علاقه و اعتمادی که به سلبریتیهای محبوبشان داشتند، به جمع طرفداران آنها اضافه شدهاند. تجربه نشان میدهد نظر سلبریتیها تاثیر مهمی روی جهتگیری مردم درباره مسائل مختلف جامعه میگذارد اما سوالی که به فراخور اتفاقات مختلف در سراسر جهان به ذهنها خطور میکند، این است که آیا سلبریتیها واجد شرایط اظهارنظرهای سیاسی هستند یا نه؟
حرف سیاستمداران از دهان سلبریتیها
جامعهشناسان پاسخی صریح به این سوال میدهند و میگویند هر فردی که در یک جامعه زندگی میکند و نفس میکشد، به واسطه تاثیری که از سکانداری سیاستمداران آن جامعه در زندگی خود میبیند، واجد هرگونه اظهارنظری، از جمله اظهارنظر سیاسی است و در یک جامعه سالم و نظام سیاسی مردمی، هیچ فرد یا نهادی نمیتواند این حق را از او سلب کند. البته باید به این نکته اشاره کرد که در آمریکا طرح این سوال مسئله جدیدی نیست و این جریان مسبوق به سابقه است. با گذر چند ساله از پایان جنگ جهانی دوم و در آغاز دهه ۵۰ میلادی، جمعی از اساتید دانشگاههای آمریکا که مشغول به تدریس در رشتههای جامعهشناسی و علوم سیاسی بودند نسبت به دخالتهای گاه و بیگاه سلبریتیها در عرصه سیاست و مسائل جدی جامعه اعلام انزجار کردند.
آنها معتقد بودند تنها وظیفه سلبریتیها، سرگرم کردن مردم است و عرصه سیاست یک آوردگاه جدی است و در آن جایی برای سرگرم کردن مردم نیست اما رفته رفته سراشیبی عرصه سیاست در آمریکا نیز تندتر شد و بازیگران این آوردگاه برای عرض اندام و حضور مستمر در رقابتهای مختلف سیاسی، نیاز بیشتری به پول و توجه مردم پیدا کردند. به این ترتیب آنها آسانترین راه را انتخاب کردند و دست به دامان همین سلبریتیها شدند.
حضور این افراد در کمپینهای سیاستمداران سبب شد علاوه بر جلب توجه مضاعف مردم، پول بیشتری نیز به عنوان کمک به نامزدهای انتخاباتی در کمپینهای آنها جمع شود. اتفاق ثانویه حضور سلبریتیها در کمپینهای انتخاباتی که توجه سیاستمداران را بیش از پیش به این افراد جلب کرد، نفوذ کلام آنها در جان مردم بود. سیاستمداران متوجه شدند میتوانند حرفها و نظراتشان را با دهان سلبریتیها به گوش جامعه مخابره کنند و مردم با چون و چرای کمتری این مسائل را بپذیرند و با آن همراه شوند.
متر و معیاری متفاوت برای محبوبیت
به عنوان نمونه میتوان به حمایت جانانه کانیه وست، خواننده و آهنگساز سیاهپوست رپ از دونالد ترامپ در انتخابات ۲۰۱۶ پرداخت. وست کلاهی را به سر گذاشت که شعار انتخاباتی کمپین دونالد ترامپ یعنی «دوباره آمریکا را عالی کن» روی آن نقش بسته بود. تبلیغ وست برای این شعار سبب شد که افراد مختلفی این جمله را با افتخار و غرور در صفحات اجتماعی خود درج کنند و به جنبش دونالد ترامپ بپیوندند. سپس کانیه وست در حساب توییترش به تبیین ایده خندهدار و مضحک ترامپ درباره دیوارکشی در مرز مشترک آمریکا و مکزیک پرداخت و توانست آن را به یک ایده برتر و پیروز در رقابت ترامپ با هیلاری کلینتون بدل کند.
در ادامه و پس از غلبه ترامپ بر کلینتون، او بخش مهمی از پیروزی خود را مرهون حمایتهای بیدریغ کانیه وست از خود میدید. آن دیوار اکنون در نیز مکزیک قرار دارد و آن کلاه نیز اکنون برسر رئیسجمهور آمریکا و هوادارانش است. تا اینجای کار به نظر میرسد همه چیز برای اهالی سیاست و طرفدارانشان قابل پذیرش است اما با اعلام نامزدی کانیه وست در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۰ فریاد اعتراض بسیاری از طرفداران ترامپ بلند شد. آنها شانههای وست را کوچکتر از ردای رياستجمهوری میدیدند و گفتند خواننده را چه به کاخ سفید؟ سوالی که اکنون پیش میآید این است که فارغ از قدرت تاثیرگذاری و نفوذ کلام سلبریتیها در جامعه، حد مقبول دخالت آنها در سیاست چقدر است؟
حقیقت این است که برای این امر در قانون آمریکا نه حد و حدودی وجود دارد و نه کسی در جایگاهی است که برای آن حد و حدودی تعیین کند. بر اساس قانون آمریکا، دونالد ترامپ که در حال حاضر رئیسجمهور این کشور است، هیچ برتری و فضیلتی نسبت به یک شهروند عادی این کشور ندارد و هر دو به یک اندازه حق دارند که در مورد مسائل سیاسی اظهارنظر کنند. سلبریتیها هم از این قاعده مستثنا نیستند و آنها هم یک شهروند به حساب میآیند و کسی نمیتواند به جرم تاثیرگذاری بیشتر این افراد در جامعه حق اظهارنظر سیاسی را از آنها سلب کند. حال برای پاسخ بهتر به سوالی که مطرح شد، باید بگوییم اگر خوب به ماجرا نگاه کنیم میبینیم خود دونالد ترامپ هم پیش از اینکه سیاستمدار باشد، یک سلبریتی و چهره مشهور تلویزیونی بوده.
البته ترامپ اولین سیاستمداری نیست که پیشتر سلبریتی بوده؛ این رشته سر دراز دارد. ترامپ درباره این موضوع یک اظهارنظر مهمی هم دارد که میتواند برای بحث ما کارگشا باشد. او سال ۲۰۲۲ با تمام قوا در جریان رقابتهای درونحزبی جمهوریخواهان برای انتخابات میاندورهای مجلس سنا از نامزدی دکتر مهمت آز که یک سلبریتی و چهره مشهور تلویزیونی است، دفاع کرد و گفت «متر و معیار محبوبیت یک مرد در صفحه تلویزیون محک میخورد و دکتر آز ۱۸ سال پیاپی برنامه تلویزیونی خود را ادامه داده و مردم هر ساله با شور و شوق بیشتری برنامههای او را تماشا میکنند؛ او محبوب است و مردم به او اعتماد دارند و پر واضح است که در هر انتخاباتی مردم به فرد محبوب و مورد اعتمادشان رای میدهند.»


