
هفت صبح| بیروت در یکی از سنگینترین روزهای معاصر خود، شاهد بارانی از بمبهایی بود که نهتنها ساختمانها، بلکه ساختار اجتماعی و روانی شهر را نیز درهم شکست. در کمتر از چند دقیقه، بیش از 100 نقطه در سراسر لبنان هدف حملات اسرائیل قرار گرفت؛ حملاتی که بهگفته مقامات لبنانی، صدها کشته و بیش از هزار زخمی برجای گذاشت. در این میان، بیمارستانها به خط مقدم بحران تبدیل شدند. راهروها مملو از مجروحانی بود که برخی با پای خود آمده بودند و برخی دیگر روی برانکارد، در حالی که هنوز گرد و غبار آوار بر چهرهشان نشسته بود... صدای فریاد، گریه و درخواست کمک، جایگزین سکوت معمول مراکز درمانی شده بود. این صحنهها، تنها بازتاب یک حمله نظامی نیست؛ بلکه نشانهای از فروپاشی تدریجی یک سیستم حیاتی است که پیشتر نیز زیر فشار بحرانهای اقتصادی و سیاسی، به مرز شکنندگی رسیده بود.
بیمارستانها؛ از مراکز درمانی تا «میدان جنگ»
در بیمارستان دانشگاهی آمریکایی بیروت (AUB)، پزشکان از ساعاتی سخن میگویند که در آن، موج مجروحان بهگونهای بیوقفه وارد میشد که تفکیک بیماران بر اساس شدت جراحت، به کاری غیرممکن تبدیل شده بود. در کمتر از یک ساعت، دهها مجروح پذیرش شدند؛ از کودکانی با زخمهای عمیق گرفته تا سالمندانی که بر اثر ریزش ساختمانها دچار آسیبهای شدید مغزی شده بودند. پزشکان میگویند بسیاری از بیماران، قربانی مستقیم انفجار نبودند، بلکه زیر آوار ساختمانها گرفتار شده بودند که نشانهای از شدت تخریب است.
این وضعیت، بیمارستان را از یک فضای درمانی به صحنهای شبیه «تریاژ جنگی» تبدیل کرده است؛ جایی که تصمیمگیری درباره اینکه چه کسی زنده بماند، گاه در چند ثانیه گرفته میشود. آنچه این بحران را تکاندهندهتر میکند، حضور گسترده کودکان در میان مجروحان است، از نوزادانی که مستقیم به بخش مراقبتهای ویژه منتقل شدند تا کودکانی که هنوز در شوک، بهدنبال والدین خود میگردند.
کابوس پزشکان
پزشکان لبنانی که سالها تجربه مواجهه با جنگ و بحران را دارند، اینبار از وضعیتی «بیسابقه» سخن میگویند. بهگفته آنان، شدت و گستردگی حملات اخیر، با هیچیک از تجربههای پیشین، حتی جنگهای اخیر، قابل مقایسه نیست. در بیمارستان «رفیق حریری»، کارکنان درمانی از صحنههایی روایت میکنند که بیشتر به کابوس شباهت دارد: والدینی که نام فرزندان خود را فریاد میزنند، خانوادههایی که با عکس عزیزانشان بهدنبال نشانی از آنان میگردند و کودکانی که نمیدانند خانوادهشان زنده است یا نه. به گفته پزشکان، این حملات نهتنها شدید، بلکه «بیهشدار قبلی» و «همزمان در مناطق مختلف» انجام شدهاند، عاملی که امکان آمادگی قبلی را از سیستم درمانی سلب کرده است. در چنین شرایطی، حتی مجربترین تیمهای پزشکی نیز با چالشی روبهرو هستند که فراتر از ظرفیتهای معمول آنهاست: جنگی که قواعد شناختهشده را کنار گذاشته و بهگفته یکی از پزشکان، «هیچ مرزی نمیشناسد».
مقایسه با انفجار بندر بیروت؛ اینبار گستردهتر، پیچیدهتر
بحران کنونی، بهسرعت با یکی از تلخترین خاطرات معاصر لبنان مقایسه شده است: انفجار بندر بیروت در سال ۲۰۲۰. در آن حادثه، بیش از ۲۰۰ نفر کشته شدند و سیستم درمانی کشور برای هفتهها تحت فشار شدید قرار گرفت. اما پزشکان میگویند تفاوت اینجاست: انفجار بندر، یک حادثه واحد با موجی محدود از مجروحان بود، در حالی که حملات اخیر، یک بحران «پیوسته» و «چندکانونی» ایجاد کرده است.
در انفجار ۲۰۲۰، پس از چند روز، امکان سازماندهی مجدد فراهم شد. اما اکنون، با ادامه حملات و احتمال تکرار آنها، بیمارستانها در وضعیتی از فرسایش مداوم قرار گرفتهاند. به بیان دیگر، اگر انفجار بندر یک «ضربه شدید» بود، حملات اخیر به یک «خونریزی مداوم» شباهت دارد و همین امر، توان بازیابی سیستم درمانی را بهشدت کاهش میدهد.
فرسایش منابع؛ بحران پنهان در دل بحران آشکار
در کنار موج مجروحان، کمبود منابع به تهدیدی جدی تبدیل شده است. از داروهای حیاتی گرفته تا تجهیزات جراحی و کیتهای اورژانسی، همه در حال کاهش هستند. سازمان جهانی بهداشت هشدار داده که برخی بیمارستانهای لبنان ممکن است ظرف چند روز آینده با کمبود کامل تجهیزات حیاتی مواجه شوند. این هشدار، تنها یک پیشبینی نیست؛ بلکه بازتاب واقعیتی است که پزشکان در میدان با آن روبهرو هستند. از سوی دیگر، بحران انرژی نیز به این وضعیت دامن زده است. افزایش قیمت نفت در پی تنشهای منطقهای، هزینه تأمین برق را بالا برده و بیمارستانها که به ژنراتورها وابستهاند، با چالش مضاعفی روبهرو شدهاند. در کشوری که از سال ۲۰۱۹ با بحران اقتصادی دستوپنجه نرم میکند، این فشار مضاعف، میتواند به نقطهای برسد که سیستم درمانی دیگر قادر به ادامه کار نباشد.
تحریم، جنگ و اقتصاد؛ حلقه مرگ
لبنان پیش از این نیز درگیر یکی از عمیقترین بحرانهای اقتصادی تاریخ خود بوده است. محدودیت واردات، کاهش ارزش پول ملی و فروپاشی زیرساختها، سیستم درمانی را بهشدت تضعیف کرده بود. اکنون جنگ، این بحران را تشدید کرده است. محدودیت در واردات دارو و تجهیزات، به معنای آن است که پزشکان نمیدانند آیا فردا نیز ابزار لازم برای نجات جان بیماران را خواهند داشت یا نه. این وضعیت، یک چرخه معیوب ایجاد کرده است: جنگ، اقتصاد را تضعیف میکند؛ اقتصاد ضعیف، سیستم درمانی را فرسوده میکند و سیستم درمانی فرسوده، توان پاسخ به جنگ را از دست میدهد.
با این حال، در میان این تاریکی، نشانههایی از همبستگی نیز دیده میشود. صلیب سرخ لبنان با فراخوان اهدای خون، موجی از مشارکت مردمی را برانگیخته است. شهروندان لبنانی و حتی خارجیهای ساکن در بیروت، به بیمارستانها مراجعه کردهاند تا خون اهدا کنند؛ حرکتی که نشان میدهد جامعه، باوجود همه زخمها، هنوز توان ایستادگی دارد. اما خود مسئولان نیز اذعان دارند که این اقدامات، هرچند حیاتی، کافی نیست. کمکهای مردمی میتواند زخمها را به طور موقت التیام دهد، اما برای درمان ریشهای بحران، نیاز به تغییرات بزرگتری است.
در نهایت، پزشکان لبنانی به یک نتیجه مشترک رسیدهاند: این بحران، تنها یک چالش پزشکی نیست. سیستم درمانی لبنان، در حال جنگیدن در چند جبهه است؛ علیه زخمهای جنگ، کمبود منابع و فرسایش اقتصادی. اما بهگفته یکی از پزشکان، راهحل نهایی نه در اتاق عمل، بلکه در عرصه سیاست قرار دارد؛ راهحلی سه کلمهای: «جنگ را متوقف کنید.»



