شرکت نینتندو به‌عنوان یکی از پیش‌گامان صنعت بازی‌های ویدیویی، بیش از چهار دهه است که در بازار نرم‌افزاری و سخت‌افزاری ویدیوگیم حضور دارد، با این حال محبوب‌ترین سیستم‌های این شرکت همچنان دستگاه‌های دستی (Handheld) هستند. این را هم می‌دانید که بازی‌های موبایلی سالانه میلیاردها دلار درآمد کسب می‌کنند و مردم هنوز هم به دنبال لوازم جانبی ضروری برای کنسول‌های دستی هستند که قیمت مناسبی داشته باشند اما فارغ از قابلیت حمل‌ونقل، چه چیزی باعث می‌شود که خرید کنسول‌های اختصاصی تا این حد ارزشمند باشد؟ هنگام بررسی هر دستگاه قابل حمل، عوامل زیادی از جمله آرشیو بازی‌ها، امکانات و راحتی (ارگونومی) در نظر گرفته می‌شوند. با تکیه بر دانش بازار و تجربه‌ی شخصی، نگاهی به ۵ مورد از بهترین کنسول‌های دستی ساخته شده در تاریخ می‌اندازیم.

۵. PSP و PS Vita

کنسول PlayStation Portable (PSP) که بعدها PS Vita جانشین آن شد، تلاش سونی برای پایان دادن به سلطه‌ی نینتندو در بازار کنسول‌های دستی بود و باید گفت که تلاش نسبتاً موفقی هم بود. حتی فراتر از آرشیو بازی‌های نسخه‌ی اصلی، ویژگی‌های نوستالژیک و متنوع PSP باعث شد که این دستگاه چیزی فراتر از یک وسیله‌ی بازی شمرده شود. PS Vita با صفحه‌نمایش لمسی، کنترل‌های بهبودیافته و قابلیت اجرای بازی‌های پلی‌استیشن ۴ (Remote Play) این مسیر را ادامه داد. متأسفانه، میراث آن‌ها به خشکی گرایید و سونی در حال‌حاضر برای قابلیت‌های دستی خود صرفاً به PlayStation Portal متکی است.

طراحی دستگاه تا حدودی مانع لذت بردن از آرشیو فوق‌العاده‌ی PSP اصلی می‌شد. بسیاری از بازی‌ها با تک‌آنالوگِ دستگاه سازگاری خوبی نداشتند و بازیکنان مجبور بودند برای تسلط بر آثار محبوب‌شان، دست خود را در وضعیت‌های عجیبی قرار دهند (مثل تکنیک Claw). علاوه‌بر این، دیسک‌های کوچک (UMD) که توسط PSP استفاده می‌شد، به کیفیت پایین و تولید صدای زیادشان شهرت داشتند. مشکل صدا در نسخه‌ی کوچک‌تر یعنی PSP Go تا حدی حل شد اما با حذف کامل درایو دیسک، عملاً بخش بزرگی از آرشیو فیزیکی بازیکنان از دسترس خارج شد. در مورد PS Vita هم دلایل زیادی برای شکستش وجود داشت؛ تمرکز بیش از حد روی «Remote Play» باعث شد این دستگاه بیشتر به‌عنوان یک ابزار جانبی برای PS۴ تبلیغ شود تا یک کنسول مستقل. همچنین کمبود بازی‌های انحصاری محبوب باعث شد دلیلی برای انتخاب آن نسبت به رقبا وجود نداشته باشد. ویتا کنسول بدی نبود اما عوامل منفی زیادی علیه آن وجود داشت.

جالب است بدانید که PSP اولین تلاش جدی برای آوردن تجربه‌ی «کنسول خانگی» به جیب کاربران بود. ایستراگی که شاید بسیاری فراموش کرده باشند، قابلیت اتصال PSP به تلویزیون در مدل‌های سری ۲۰۰۰ و ۳۰۰۰ بود که عملاً نقش «سوئیچ» را سال‌ها قبل بازی می‌کرد. با توجه به علاقه‌ی سونی هم می‌توان این‌گونه تحلیل کرد که سونی با ویتا، قربانیِ «ایده‌ی درست در زمان غلط» شد؛ آن‌ها قدرت سخت‌افزاری و صفحه‌نمایش OLED (در مدل‌های اولیه) را ارائه دادند اما هزینه‌ی بالای کارت‌های حافظه‌ی اختصاصی سونی، تیر خلاصی بود بر پیکر این شاهکارِ مهندسی که می‌توانست آینده‌ی گیمینگ دستی را تغییر دهد.

۴. نینتندو DS

شاید بتوان استدلال کرد که PSP مستحق جایگاهی بالاتر از نینتندو DS است؛ چرا که قابلیت‌های چندرسانه‌ای DS محدود بود و ویژگی‌های جانبی آن، مثل مرورگر وب، عملاً شکست خوردند اما آرشیو بازی‌ها و طراحی منحصربه‌فرد این کنسول بیش از پیش این نقاط ضعف را جبران کرد؛ بی‌شمار بازی از پتانسیل کامل دو صفحه نمایش و قابلیت‌های لمسی آن بهره بردند. علاوه‌بر این، در حالی که PSP کتابخانه‌ی مناسبی از بازی‌های آنلاین داشت اما به سختی می‌توانست با اکوسیستمی که فرنچایزهایی مثل Mario Kart و Pokémon ایجاد کرده بودند، رقابت کند. DS صرفاً یک کنسول دستی نبود؛ این دستگاه حضور خود را با تبدیل کردن «قابلیت‌های سخت‌افزاری فانتزی» به «عملکردهای اصلی و کلیدی» توجیه کرد و تجربه‌های واقعاً منحصربه‌فردی را رقم زد.

با این حال، این کنسول فراتر از آرشیو بازی‌های اصلی‌اش تا حدودی ساده و فاقد امکانات جانبی بود. نسخه‌ی بعدی یعنی DSi سعی کرد با افزودن ویژگی‌هایی مثل دوربین و منوی اصلی شبیه به کنسول Wii این مشکل را حل کند اما در عوض، قابلیت پشتیبانی از بازی‌های قدیمی‌تر (GBA) را حذف کرد. همچنین DSi بازی‌های انحصاری زیادی نداشت و بیشتر به‌عنوان یک ارتقای مستقیم (یا به عقیده‌ی برخی، یک تغییر مسیر جانبی) نسبت به DS اصلی عمل کرد. این کنسول‌ها با لیست بازی‌هایشان کاملاً خیره‌کننده بودند اما جذابیت DS دقیقاً به همان بازی‌ها محدود می‌شد. نکته‌ای که شاید برای شما جذاب ظاهر شود این است که نینتندو DS در ابتدا به‌عنوان «رکن سوم» (Third Pillar) در کنار گیم‌بوی و گیم‌کیوب معرفی شد تا اگر شکست خورد، برند گیم‌بوی آسیب نبیند اما خلاقیتِ طراحی باعث شد که پرفروش‌ترین کنسول دستی تاریخ شود. این را هم می‌توان گفت که DS پارادایم «قدرت سخت‌افزاری» را که سونی با PSP دنبال می‌کرد، با پارادایم «خلاقیت در تعادل» شکست داد. این درس بزرگی برای تولیدکنندگان محتوا و توسعه‌دهندگان است که لزوماً بهترین گرافیک برنده نیست، بلکه بهترین «تجربه‌ی کاربری» ماندگار می‌شود.

۳. استیم دک (و سایر کامپیوترهای گیمینگ دستی)

Steam Deck با تمام کنسول‌های دیگر این لیست تفاوت اساسی دارد. این دستگاه در عمل یک کامپیوتر شخصی (PC) در کالبد یک کنترلر است و به همین دلیل، کارهایی که می‌توانید با آن انجام دهید بسیار فراتر از کنسول‌های اختصاصی سونی یا نینتندو است. با وجود قابلیت‌های شخصی‌سازی بی‌شمار و آرشیوِ به‌شدت عظیمِ فروشگاه استیم، شاید عجیب به نظر برسد که رتبه‌ای پایین‌تر از شماره یک را به آن اختصاص دهیم اما با تمام این مزایا، «دک» در برخی زمینه‌ها کمبودهای جدی‌ای دارد. در بسته‌بندی اولیه، این کنسول تنها شامل یک کابل شارژ و یک کیف حمل است؛ خبری از قلم استایلوس یا کنترلر اضافه نیست و حتی «داک» اتصال به نمایشگر نیز جداگانه فروخته می‌شود. علاوه‌بر این، هرچند بازی‌های بسیاری نشان «Deck-verified» (تایید شده برای دک) را دارند اما این آثار در اصل برای پلتفرم PC ساخته شده‌اند. بدون داشتن کیبورد و ماوس اختصاصی، بسیاری از این بازی‌های تایید شده آن‌طور که باید و شاید اجرا نمی‌شوند و فضای ذخیره‌سازی محدودِ دستگاه را بیش از حد اشغال می‌کنند.

سایر کامپیوترهای دستی مانند Asus ROG Ally ممکن است قدرتمندتر (و گران‌تر) از محصول ولو باشند اما فراتر از قدرت سخت‌افزاری، تفاوت چندانی با آن ندارند. همه‌ی آن‌ها نقاط قوت و ضعف مشابهی دارند و هیچ تضمینی وجود ندارد که یک بازی جدید، حتی در صورت نصب شدن، به درستی روی این دستگاه‌ها اجرا شود. البته می‌توانید با نصب نرم‌افزارهای جانبی و خرید لوازم بیشتر، برخی از این مشکلات را حل کنید که این‌ها هم یعنی کلی کار اضافه که بتوانید دستگاهی که برای بازی کردن خریده‌اید را به درستی اجرا نمایید. با این حال، اگر حوصله‌ی این دردسرها را داشته باشید، تجربه‌ای که نصیبتان می‌شود تقریباً بی‌رقیب است.

۲. نینتندو Switch و Switch ۲

در حال‌حاضر Switch پرفروش‌ترین کنسول نینتندو است و Switch ۲ نیز مسیری مشابه را برای تکرار این موفقیت طی می‌کند. جذابیت اصلی آن‌ها در این است که صرفاً یک کنسول دستی نیستند؛ آن‌ها از نظر فنی جایگزین یک کنسول خانگی اختصاصی نیز می‌شوند. برخلاف استیم‌دک، هر سوییچ همراه با یک «داک» عرضه می‌شود و کنترلرهای آن (Joy-Cons) قابلیت جدا شدن دارند، بنابراین هنگام بازی روی صفحه‌نمایش بزرگ‌تر، به داک زنجیر نشده‌اید. اگرچه آرشیو بازی‌های آن از نظر تعداد مطلق به پای استیم‌دک نمی‌رسد اما همچنان حجم عظیمی از بازی‌ها را در خود جای داده است که همگی به بهترین شکل ممکن توسط ناشران و توسعه‌دهندگان برای اجرا روی این سخت‌افزار بهینه‌سازی شده‌اند.

نقاط ضعف سوییچ شباهت زیادی به نینتندو DS اصلی دارد. منوی دستگاه بسیار ساده و بی‌روح است و از جذابیت یا موسیقی متنِ محیطی که در کنسول‌های قبلی نینتندو می‌دیدیم، خبری نیست. همچنین، اپلیکیشن‌هایی مثل یوتیوب تقریباً تنها گزینه‌های شما برای سرگرمی‌های غیرگیمینگ هستند. بیشتر راه‌های شخصی‌سازی نینتندو سوییچ کاملاً بر تغییرات سخت‌افزاری متمرکز است و در بخش نرم‌افزاری، راه‌های رسمی زیادی برای تغییرات وجود ندارد. باری‌دیگر، با دستگاهی روبه‌رو هستیم که صرفاً یک وسیله‌ی بازی است، نه یک غول چندرسانه‌ای. Switch ۲ نیز با محدودیت‌های مشابهی روبروست. این کنسول قدرتمندتر است و به آثار بیشتری دسترسی دارد اما به خودیِ خود چیزِ انقلابیِ جدیدی ارائه نمی‌دهد. دموهای فنیِ اختصاصی برای نمایش قدرت سخت‌افزار باید جداگانه خریداری شوند و با وجود اینکه کنترلرهای آن قابلیت عملکردی شبیه به ماوس را ارائه می‌دهند، بازی‌های کمی برای استفاده از این قابلیت طراحی شده‌اند. این را هم بگوییم که برخلاف DS ویژگی‌های جانبی این کنسول، ارزش افزوده‌ی زیادی ندارند؛ هرچند ممکن است در آینده با حمایت بیشتر توسعه‌دهندگان، این وضعیت تغییر کند.

۱. نینتندو ۳DS

نینتندو ۳DS شروع بسیار متلاطمی با مجموعه‌ای ناامیدکننده از بازی‌های زمان عرضه داشت. با این حال، در طول چرخه‌ی حیات این کنسول دستی، در نهایت به یکی از بهترین آرشیوهای بازی‌های اختصاصیِ قابل‌حمل دست یافت که بسیاری از آن‌ها بر پایه‌ی قابلیت‌های دو صفحه‌نمایش و پشتیبانی لمسی بنا شده بودند. این قابلیت (Gimmick) چندان انقلابی و تغییردهنده نبود و نسخه‌های بعدی حتی بدون این ویژگی عرضه شدند اما قابلیت سه‌بعدیِ بدون نیاز به عینک‌اش همچنان یک ویژگی خیره‌کننده است؛ به‌ویژه وقتی در نظر بگیرید که تکنولوژی‌های مشابهی می‌توانند هزاران دلار هزینه داشته باشند.

 

با این حال، ۳DS در بخش نرم‌افزاری چیزهای بیشتری برای ارائه داشت. ویدیوهای انحصاری قابل دانلود و تم‌های سفارشی برای منوی اصلی، تنها بخش کوچکی از ماجرا بودند. StreetPass بزرگ‌ترین نقطه‌قوت این کنسول دستی بود که به شما اجازه می‌داد آواتارهای Mii شخصی‌سازی شده‌ی خود را با سایر بازیکنان به اشتراک بگذارید و از آن‌ها در بازی‌های رایگان داخلی استفاده نمایید. ۳DS همچنین امکان بازی با واقعیت افزوده را فراهم می‌کرد و مدل‌های بعدی، حتی اجازه می‌دادند برای شخصی‌سازی بیشتر، پنل‌های بدنه را تعویض کنید. این ویژگی‌های منحصربه‌فرد باعث شد تا این کنسول نسبت به DS متمایز شود. داستان زمانی تکمیل می‌شود که این کنسول با آرشیو قدرتمند بازی‌هایش ترکیب شود، چندان سخت نیست که ۳DS را به‌عنوان بهترین کنسول دستی موجود در نظر بگیریم. البته آنچنان هم خبر خوبی نیست؛ دوران اوج ۳DS مدت‌هاست که به پایان رسیده و خدمات آنلاین و بازی‌های قابل دانلودش دیگر به‌صورت رسمی در دسترس نیستند. با این حال، ۳DS در دوران شکوه خود خیره‌کننده بود و برای کنسول‌های دستی امروزی بسیار دشوار خواهد بود که حتی به نزدیکیِ آن عظمت برسند.

روش‌شناسی (Methodology)

ما در درجه‌ی اول هر سیستم را بر اساس ویژگی‌های محوری و اصلی‌اش رتبه‌بندی کرده‌ایم. به عبارت دیگر، این رتبه‌بندی لوازم جانبی که باید جداگانه خریداری شوند، کنترلرهای اضافی یا قابلیت‌های شبیه‌سازی (Emulation) را در نظر نمی‌گیرد. (در غیر این صورت، استیم‌دک به‌راحتی رتبه‌ی اول را از آن خود می‌کرد.) در عوض، تمرکز ما بر این است که چه چیزی مستقیماً درون جعبه‌ی دستگاه قرار دارد و چه بازی‌هایی به‌صورت بومی (Native) برای آن‌ها پشتیبانی می‌شوند. همچنین به ویژگی‌های نرم‌افزاری اضافی و گزینه‌های شخصی‌سازی توجه ویژه‌ای شده است.
البته در اینجا مقداری سوگیری شخصی «توسط نویسنده رسانه‌ی منبع» (Subjectivity) نیز وجود دارد. حتی این را هم می‌دانیم که ممکن است شما ۳DS را به‌عنوان انتخاب اول خود در نظر نگیرید مگر اینکه از فرنچایزهای انحصاری نینتندو لذت ببرید و اگر یک کامپیوتر گیمینگ قدرتمند داشته باشید، شاید استیم‌دک را رقیب قدرتمندی ندانید. سلیقه‌ی شخصی، بخش بزرگی از دلیل خرید این کنسول‌ها توسط مردم را شامل می‌شود. در نهایت، اینکه چه چیزی واقعاً بهترین کنسول دستی تاریخ را می‌سازد، به آنچه شما از آن می‌خواهید بستگی دارد؛ اگرچه هنوز هم ارزش دارد که تنوع و عملکرد سایر کنسول‌ها را نیز مد نظر قرار دهید.