
اگر حس میکنید حال بازی کردن ندارید یا وقت شما برای تجربهی یک اثر کافی نیست یا دست کم میخواهید تعداد آثاری که تجربه کردید را بالا ببرید، پس در ادامه با معرفی ۵ بازی کوتاهی که داستان فوقالعادهای دارند همراه ما باشید.
وقتی به این فکر میکردم که به ادامهی اثر ووچانگ بپردازم، به این نتیجه رسیدم که تلاشهای مکرر در کشتن یک باس فایت، شاید آن چیزی نباشد که الان واقعاً از یک بازی انتظار داشته باشم پس بروم سراغ یک بازی کوتاه اما چقدر کوتاه؟ چقدر ساده؟ برای پاسخ به این دو سوال بر آمدم تا ۵ بازی کوتاه را معرفی کنم، آثاری که طراحان آنها اهدافی را در سر داشتند و نخواستند با داستانها طولانی و گاهی حتی گیجکننده به مخاطب ارائه دهند پس زمان را محترم شمرده و بازیهای عجیبی را خلق کردند.
۱) بازی The Stanley Parable
فرقی نمیکند کاربر کدام پلتفرم یا سکوی بازی هستید چون از PS۵ تا لینکوس و مک و البته به استثناء نینتندو، همه میتوانند به تجربه این بازی بپردازند. بازی The Stanley Parable به شکل جالبی یک داستان عجیب را روایت میکند و به شما اجازه میدهد با انتخابهایتان پایانهای متفاوتی از بازی را ببینید اما نکتهی خاص ماجرا، اینجاست که بر اساس عملکرد شما، بازی بین ۱۵ تا ۳۰ دقیقه گیمپلی دارد و وقت شما را آنچنان هم نخواهد گرفت.
هر بار که بازی استنلی پارابل را شروع میکنید، با جنبههای مختلفی از روایتش آشنا میشوید، داستانی که حول محور انتخاب و اراده آزاد در یک محیط اداری به ظاهر معمولی میچرخد. جالب است بدانید که این داستان، یک راوی دارد اما شما به او اعتماد نکنید چون راهنمایی او اغلب به نتایج متفاوت و گاهی متناقض کشیده میشود. این روای با اینکه وظیفهی تفسیر و راهنمایی را در داستان دارد اما بیشتر بنظر میرسد وظیفه ایجاد توهم را یدک میکشد.
۲) بازی A Short Hike
اثر بعدی، بازی A Short Hike است، اثری که متوسط یک و در بیشترین حالت ممکن نهایتاً دو ساعت به طول خواهد انجامید. این بازی تمی اکتشافی دارد و شما را دعوت میکند تا در نقش یک پرنده به اسم Claire قرار گیرید که در جزیرهای عجیب و غریب زندگی میکند. هدف شما در این بازی رسیدن به بلندترین قله جزیره محسوب میشود و به همین سبب یک گیمپلی کوتاه و البته آرام و روحانگیز را ارائه میدهد.
شما در بازی A Short Hike قرار نیست با گرافیک و گیمپلی عجیب و غریب روبهرو شوید که همین موضوع سبب شده تا بازی برخلاف بسیاری از آثاری که جهان گسترده دارند، حس آرامش بدهد و به مبارزه جدی با استرس واضطراب برخیزد. جهان بازی که همان جزیره هست، شامل مینی گیمها و اسرار پنهان میشود که با تلفیق گرافیک پیکسلی بازی، آن را لذتبخشتر میکند. این بازی با هدف قرار دادن موضوعات ساده اما تکاندهنده میپردازد و نشان میدهد برای انتقال احساسات نیازی به آثار طولانی نیست، کافی است کمی صاف و صادق باشیم و زمان کمی را به تفکر عمیق اختصاص دهیم.
۳) بازی Journey
شاید نیم ساعت یا یک ساعت برای شما کافی نباشد پس بیایید برویم سراغ یک اثر که ۲ الی ۴ ساعت طول بکشد. بازی Journey، یک شیرجه عمیق به احساسات محسوب میگردد و به همین دلیل هم معروف هست و تجربه چنین بازی شاهکاری، در عین مختصر بودن یک لذت والا خواهد بود. داستان بسیار روان شروع میگردد، شما در یم بیابان وسیع و البته مسحورکننده قرار دارید و مسافری بینام هستید که تلاش میکند به قلهی کوهی در دور دستها برسد.
حوصلهتان از دیالوگهای کلیشهای و حتی گاهی مسخرهی بازیها سر رفته و جزء صداهای آرام، چیز دیگری نمیخواهید بشنوید؟ بازی جورنی با عدم دیالوگ و طراحی ساده در خدمت شماست. قرار نیست با مکانیک پیچیده یا چیزهای عجیب روبهرو شوید پس اگر اعصابتان ناراحت است (بعد تجربهی یک بازی سولز قطعاً هست) چنین اثری پیشنهاد من به شماست چون حس یک مدیتیشن دیجتالی را به شما میدهد و حس عمیقی از تنهایی و شگفتی را ایجاد میکند. بازی قابیلت تجربهی آنلاین را هم دارد اما حتی در این بخش هم خبری از کلمات نیست.
۴) بازی What Remains of Edith Finch
اگر به شما بگویم آنچه از ایدث فینچ باقی میماند، شما با تعجب خواهید پرسید یعنی چه؟ این نام اثری بعدی هست یعنی بازی What Remains of Edith Finch که اثری ماجراجویی و مبتنی بر روایت و شبیه ساز راه رفتن هست که در طی ۲ الی ۴ ساعت تلاش میکند شما را راضی کند. شاید در این اثر شیوهی جدیدی از روایت داستان را مشاهده کنید چون شما وارد خانهی اجدادی فینچ میشوید و باید تلاش کنید که اعضای فوت شده این عمارت، چه داستانهای غم انگیز یا فوقالعادهای داشتهاند. جالبتر آنجاست که داستان هر فردی با مکانیک خاصی از گیمپلی به تصویر کشده میشود، یعنی هر داستان مکانیک انحصاری خود را دارد.
بازی وات ریمینز آو ادیث فینچ آمده تا نشان دهد که با مدت زمان کوتاه و تغییر در ساختار روایت داستان میشود یک تجربهی عمیق را خلق کرد چون هر شخص میتواند روایتهای خفته در این اثر را بدون مشکل و سوال با کمی صبر و حوصله در کمترین زمان دنبال کند. توانایی استودیوی Giant Sparrow در خلق اثری با گیمپلیهای متنوع و البته داستانهای متنوع، تحصین برانگیز است و ارزش تجربهی این بازی را تا حد والایی، بالا میبرد.
۵) بازی Superhot
بازی Superhot عملاً یک FPS یا همان تیراندازی اول شخص محسوب میگردد اما با این تفاوت که روی مرز مدرینته و سنتی ایستاده چون تلاش داشته هر دو را با هم ترکیب و به شمل همزمان داشته باشد اما خلاقیت آن جایی افزوده شده که به شما اماکن دستکاری زمان را نیز میدهد. هر بار که شما اقدام به حرکت کنید، زمان نیز با شما حرکت میکند اما هر بار که متوقف شوید، زمان نیز با شما متوقف خواهد شد. این قابلیت کمی بازی را استراتژیک میکند چون با توقف زمان باید اقداماتی مفید انجام دهید تا از گلولهها و سلاحهای دشمن فرار کرده و در صورت لزوم تحیهزات آنها را از دستشان بگیرید و بر علیهشان استفاده کنید.
۲ تا ۴ ساعت زمانی هست که این بازی ممکن است از شما بگیرد و همین مختصر بودن این بازی نسبتاً خشن (شما بخوانید شدیداً خشن) شما را به یک دوی صدمتر فوقالعاده دعوت میکند. این بازی را من جزء بهترین بازیهای کوتاه قرار میدهم اما به طبع داستان خاصی در این اثر دیده نمیشود. اگر از علاقهمندان بازی سولز هستید، زمانی که یک باس شما را به نقطه انتهای امیدتان را رسانده، تجربهی سوپرهات فوقالعاده است. هر مرحله از این بازی مانند یک پازل بهدقت ساخته شده تا تجربهای ارزشمند و به یاد ماندنی ارائه دهد.
این لیست را اینجا به اتمام میرسانم اما لیست این دست بازیها تمام نشده است. واقعاً برخی از روزها، برگشت به ادامهی داستان یک اثر طولانی RPG یا یک شوتر پر از فشار سخت هست و بطور جدی، در تگنای این که به ادامه برگردم یا بیخیال تجربه بازی شوم، به سراغمان میآید، اینجا خواهد بود که این لیست از بازیها میتواند ما را نجات دهد. نظر شما دربارهی این آثار چیست؟ شما چه بازی دیگری را به لیست میافزایید؟








