
به گزارش هفت صبح نسخهها و بازیهای جدید میآیند و میروند، اما این عناوین کلاسیک همچنان فعال و زنده باقی میمانند، زیرا بازیکنان هر زمان که به تجربه آنها برمیگردند، چیزی آشنا و قابل اعتماد را احساس میکنند. شاید جلوههای بصری قدیمی و کنترل شخصیتهای اصلی ناآشنا به نظر برسد، اما تجربه اصلی هنوز هم گیمرها را جذب میکند.
یک بازی کلاسیک زمانی زنده میماند که مردم در مورد آن صحبت کنند، کلیپهایی بهاشتراک بگذارند و یا به تازه واردان یاد دهند که چگونه از بازی لذت ببرند. گروهی کوچک از پلیرها میتواند یک بازی را سالها زنده نگه دارد. یک جمعیت بزرگ میتواند آن را برای دههها زنده نگه دارد. این به بازیکنان دلیلی میدهد که به بازی ادامه دهند زیرا آنها تنها بازی نمیکنند. آنها بخشی از چیزی هستند که با گذشت زمان رشد کرده است.
در ادامه به بازیهای کلاسیک صنعت گیم میپردازیم که گیمرها هرگز از بازی کردن آنها دست نکشیدند.
۱. Counter-Strike

یک شوتر تاکتیکی و تیمی
- راندهای سریع و طراحی نقشههای فشرده، بازیکنان را مجبور به یک رقابت کوتاه و فشرده و هیجانانگیز میکنند.
- تیراندازی مبتنی بر مهارت، پیشرفتها را واقعی جلوه میدهد، بنابراین بازیکنانی که به تجربه این عنوان برمیگردند، همیشه چیزی برای دنبال کردن دارند.
Counter-Strike ابتدا قرار بود یک ماد کوچک شروع باشد؛ اما در نهایت به یک بازی کامل با تمرکز بر مبارزات تیمی، سریع و پرتنش تبدیل شد. یک تیم سعی میکند بمبی کار بگذارد یا از یک گروگان محافظت کند. تیم دیگر سعی میکند آنها را متوقف کند. مسابقات کوتاه و واضح هستند. بازیکنان با یادگیری الگوها، چیدمان نقشه و نحوه صحبت با همتیمیها پیشرفت میکنند.
این بازی به خاطر ماهیت رقابتی خود مشهور شد. بازیکنان لیگها و مسابقات تشکیل دادند و این امر به ایجاد یک صحنه بلندمدت کمک کرد که در آن مردم مسابقات را تماشا میکنند و تیمها را دنبال میکنند. این بازی همچنین بازاری برای لوازم تزئینی معرفی کرد. بازیکنان میتوانند پوستههای سلاح را بخرند و معامله کنند. برخی از اقلام نادر ارزشمند شدند. این لایه اقتصادی به بازیکنان پاداشهایی میداد که فراتر از هر مسابقه واحد دوام میآورد. بنابراین بازیکنان برای کسب جایگاه، داشتن اقلام نادر یا تامین مالی بازی بیشتر، به بازی کردن ادامه دادند.
۲. Half-Life

یک ماجراجویی علمی تخیلی داستان محور و نمادین
- ریتم روان و داستانسرایی هوشمند محیطی، ورود دوباره به جهان این بازی را آسان میکند.
- ترکیب اکشن و اکتشاف، حتی پس از انتشار بسیاری از بازیهای تیراندازی مدرن، هنوز هم طبیعی به نظر میرسد.
Half-Life نحوه روایت داستان در بازیهای تیراندازی تک نفره را تغییر داد. این بازی، بازیکن را در صحنههای طولانی از پیش نوشته شده قرار میدهد، بدون اینکه اکشن را برای میانپردههای طولانی متوقف کند. این باعث میشد داستان به جای اینکه به بازیکن نشان داده شود، در اطراف او آشکار شود. این رویکرد در زمان انتشار نادر بود و هنوز هم برای افرادی که امروزه آن را دوباره بازی میکنند، احساس راحتی ایجاد میکند.
هیچ شکی نیست که Half-Life یکی از بهترین اتمسفرها را در بازیهای علمی تخیلی دارد. نشانههای صوتی، سکوت ناگهانی و نورپردازی دقیق، به لحظات خاصی وزنی میدهند که هنوز هم اهمیت دارد. این بازی بدون نیاز به ترس ناگهانی در هر بخش، تنش ایجاد میکند. داستان با افشاگریهای کوچکی که توضیح میدهند چه اتفاقی در داخل تأسیسات افتاده است، به جلو حرکت میکند. این کشش رو به جلو، در کنار ریتم روان و مبارزات منصفانه، به بازی کمک میکند تا برای بازیکنانی که مدتها پس از اتمام بازی برای اولین بار به آن برمیگردند، همچنان لذتبخش باشد.
۳. EVE Online

یک MMO فضایی عظیم
- اقتصاد، اتحادها و درام سیاسی توسط بازیکنان شکل میگیرند، نه فیلمنامهها.
- نبردها و رویدادها میتوانند کل کهکشان را تغییر دهند، بنابراین سرمایهگذاری بلندمدت ارزشمند است.
EVE Online یک بازی فضایی است که پس از بیش از دو دهه همچنان فعال است زیرا بازیکنان تقریبا همه چیز را در بازی اداره میکنند. آنها بازارها را اداره میکنند، ناوگانها را جابهجا میکنند، از قلمرو دفاع میکنند و گاهی به یکدیگر خیانت میکنند. تقریبا همه چیز در داخل بازی توسط بازیکنان ساخته و اداره میشود. شرکتها (انجمنهای بازیکنان) قوانین را تعیین میکنند، بازارها را اداره میکنند و بر سر قلمرو میجنگند. نبردهای بزرگ و درام سیاسی هزینهها و پاداشهای واقعی در بازی دارند.
اقتصاد درون بازی مانند یک بازار واقعی عمل میکند، بنابراین تولیدکنندگان، بازرگانان و دزدان فضایی روایتهای بلندی را خلق میکنند که مردم را برای ماهها یا سالها به بازی پیوند میدهد. دلیل دیگر ماندگاری EVE Online این است که هیچ سبک بازی واحدی غالب نیست. برخی به تنهایی پرواز میکنند و در فضای خطرناک پرسه میزنند. برخی برای عملیات استخراج به شرکتها میپیوندند، در حالی که برخی دیگر بخش زیادی از وقت خود را صرف سرهمبندی سفینههای فضایی میکنند.
۴. Team Fortress 2

- ۹ کلاس مختلف، مبارزات تیمی ساده اما سرگرمکنندهای را ایجاد میکنند که در آن هر کسی وظیفهای برای انجام دادن دارد.
- به لطف لحن روشن و بازیگوشانه بازی، مسابقات سبک و پرانرژی به نظر میرسند.
Team Fortress 2 هنوز هم قوی است زیرا بازی از ابتدا سرگرمکننده و ساده بود، اما وقتی در آن مهارت پیدا کنید، عمیق میشود. بازی کلاسهای شخصیتی مختلفی دارد و هر کدام حس بسیار متفاوتی دارند. بازی امکان حضور تا ۳۲ بازیکن را فراهم میکند و آنها میتوانند یک دیدهبان سریع، یک ضربهزننده سنگین، یک جاسوس ماهر یا یک کلاس پشتیبانی را انتخاب کنند. یادگیری نحوه استفاده از آنها نیاز به مهارت دارد و تسلط بر کار تیمی حس ارزشمندی دارد. مسابقات کوتاه و آسان هستند و شروع آنها آسان است، که باعث میشود بازیکنان به راحتی یک دور سریع یا یک مدت طولانی بازی کنند.
این بازی همچنین رایگان شد که تعداد زیادی بازیکن جدید را به خود جذب کرد. فراتر از گیمپلی اصلی، Team Fortress 2 دارای یک سیستم آیتم و لوازم جانبی عظیم است. بازیکنان میتوانند کلاه، سلاح و پوسته کسب کنند، آن را مبادله کنند و جمعآوری کنند. برخی از اقلام بسیار نادر هستند و ارزش واقعی دارند. این به بازیکنان دلیلی میدهد که مرتبا وارد سیستم شوند، حتی اگر روی پیروزی در مسابقات تمرکز نداشته باشند.
۵. Left 4 Dead 2

یک شوتر چند نفره زامبی محور
- هوش مصنوعی، محل قرارگیری دشمنان و آیتمها را تغییر میدهد، بنابراین مقابله با زامبیها هرگز حس یکسانی ندارد.
- کار تیمی چهار نفره لحظات هیجانانگیزی را ایجاد میکند که بازیکنان دوست دارند بارها و بارها آنها را به اشتراک بگذارند.
Left 4 Dead 2 هنوز هم یک بازی زامبی کلاسیک محبوب است زیرا بازی را به یک تجربه تیمی غیرقابل پیشبینی تبدیل میکند. بازیکنان باید برای زنده ماندن در برابر زامبیهایی که هر بار در مکانهای مختلف ظاهر میشوند، با هم همکاری کنند. مدیر هوش مصنوعی بازی سرعت و محل قرارگیری دشمنان را تغییر میدهد، بنابراین تجربه مجدد مراحل هرگز یکسان نیست. این امر بازیکنان را هوشیار نگه میدارد و باعث میشود کار تیمی مهم به نظر برسد.
بازیکنان میتوانند استراتژیهای مختلف را آزمایش کنند، حملات ویژه را هماهنگ کنند یا با محیط بداههپردازی کنند. ترکیب همکاری، تعلیق و خلاقیت، جامعه را ۱۶ سال پس از انتشار بازی، فعال و درگیر نگه داشته است.
۶. Portal

یک ماجراجویی معمایی فیزیک که حول یک ابزار ساده ساخته شده است
- بازیکنان با استفاده از دستگاهی که پورتالهای مرتبط را روی دیوارها و کفها ایجاد میکند، معماها را حل میکنند.
- مکانیک Portal سرگرمکننده است زیرا تفکر شما را به چالش میکشد، نه عکس العملهای غیرارادی شما را.
Portal همچنان یک بازی کلاسیک است زیرا معماهایی را ارائه میدهد که حل آنها منصفانه، خندهدار و رضایتبخش است. بازیکنان از اسلحه پورتال برای خم کردن فضا، عبور از شکافها، تغییر مسیر حرکت و فرار از اتاقهای آزمایش دشوار استفاده میکنند. منطق بازی واضح است، بنابراین حل یک اتاق دشوار به بازیکنان حس موفقیت قوی میدهد.
شوخ طبعی نیز نقش مهمی در جذابیت بازی دارد. مرکز آزمایش ساکت و خلوت به نظر میرسد، با این حال GLaDOS نظرات طعنهآمیزی ارائه میدهد که تجربه را به چیزی خندهدار تبدیل میکند. و پورتال بسیار کوتاه است. کسی میتواند آن را در یک بعد از ظهر تمام کند، که آن را برای بازدیدهای مجدد عالی میکند.
۷. Garry’s Mod

یک سندباکس با امکانات بیپایان
- بازیکنان با استفاده از ابزارهای ساده، جهانها، حالتها و آزمایشهای عجیب و غریب خلق میکنند.
- محتوای ساخته شده توسط کاربران، مدتها پس از انتشار اولیه، بازی را در حال رشد نگه میدارد.
گری مد یکی از بهترین بازیهای ساخته شده توسط جامعه است زیرا به بازیکنان آزادی میدهد تا ماشینهای عجیب و غریب بسازند، آزمایشهای احمقانه را امتحان کنند و فیزیک را به یک زمین بازی تبدیل کنند. هیچ داستان، کمپین و هدف خاصی وجود ندارد. مردم سرگرمی خود را شکل میدهند، چه به معنای ساخت یک وان حمام پرنده، میزبانی سرورهای نقشآفرینی یا طراحی کل نقشهها باشد.
اشیاء در گری مد به روشهای باورپذیر واکنش نشان میدهند، بنابراین کسی میتواند وسایل را روی هم قرار دهد، قطعات را به هم جوش دهد یا وسایل عجیب و غریب را در سراسر نقشه پرتاب کند. این آزادی به بازیکنان اجازه میدهد تا خلاقیتهای عجیب و غریبی را خلق کنند که ساعتها آنها را سرگرم نگه میدارد.
۸. Half-Life 2

یک بازی تیراندازی غنی از داستان که در آیندهای سرکوبشده روایت میشود
- مبارزات و معماهای مبتنی بر فیزیک، تکرار بازی را رضایتبخش میکنند.
- دکتر گوردون فریمن برای مقابله با Combine بازمیگردد.
Half-Life 2 هنوز هم کاملا مدرن به نظر میرسد زیرا طراحی آن بر پایههای قوی مانند محیطهای باورپذیر، حرکت روان و داستانسرایی بصری تیزبینانه تمرکز دارد. مردم به بازی بازمیگردند زیرا بازی یک ماجراجویی کامل را ارائه میدهد که هرگز جذابیت خود را از دست نمیدهد.
در مورد سرعت بازی نیز نکتهای وجود دارد. بدون اینکه چیزی را طولانی کند، بین اکتشاف، اکشن، حل معما و صحنههای از پیش نوشتهشده جابجا میشود. این ریتم به همه اجازه میدهد که بدون احساس خستگی یا سردرگمی از یک بازی طولانی لذت ببرد. و برای کسانی که عاشق تیراندازی هستند، تنها چند بازی شوتر علمی تخیلی دیگر تجربهای به شدت Half-Life 2 ارائه دادهاند.
۹. World of Warcraft

یک MMO فانتزی بزرگ
- بازیکنان یک کلاس انتخاب میکنند و در حالی که به سطحبندی، ساخت و ساز و پیوستن به گروهها میپردازند، آزروث را کاوش میکنند.
- یورشها، سیاهچالها و رویدادهای جهان باز، بخش عمدهای از بازی بلندمدت را شکل میدهند.
ورود به دنیای وارکرفت پس از سالها هنوز مانند ورود به یک اتاق آشنا با دوستان قدیمی است. برای بسیاری، هرگز واقعا از آن خارج نمیشوند. و WoW از بازیکنان نمیخواهد که فقط زمانی که محتوای جدید بزرگی وجود دارد، متعهد شوند. این بازی دلایلی برای بازگشت منظم، هر چقدر هم کوچک، ارائه میدهد. برخی برای تعقیب یک اسب یا لوازم تزئینی وارد میشوند، برخی دیگر برای کمک به یک دوست در طول یک حمله وارد میشوند. این اهداف کوچک و تکرارپذیر روی هم جمع میشوند و باعث میشوند که یک یا دو ماه را نادیده گرفتن، کمتر شبیه “ترک تجربه” و بیشتر شبیه “استراحت” باشد.
افرادی که سالها پیش برای اولین بار وارد بازی شدهاند، هنوز خاطرات خوشی از ماجراجوییهای اولیه دارند. این احساس با گذشت زمان قویتر میشود. باز کردن WoW پس از یک وقفه طولانی، اغلب مانند مرور خاطرات قدیمی به جای شروع چیزی جدید است. همین احساس به تنهایی افراد را به عقب میکشد.
۱۰. Diablo II

یک بازی اکشن نقشآفرینی غنی
- آیتمها و ساختوسازهای تصادفی به بازیکنان دلیلی برای تکرار تجربه مناطق میدهند.
- درخت مهارت و انتخاب تجهیزات به شخصیتها اجازه میدهد به گونهای تکامل یابند که بازی را قابل بازی مجدد نگه دارند.
با اینکه Diablo IV امروزه توجه بیشتری را به خود جلب میکند، اما Diablo II هنوز به فراموشی سپرده نشده است، زیرا تعداد کمی از بازیهای اکشن نقشآفرینی دیگر دقیقا آن ترکیب خطر، هیجان و فضای فانتزی تاریک را به تصویر میکشند. طرفداران همچنان به بازی برمیگردند و بازیکنان جدید به آن میپیوندند زیرا این تجربه هنوز دههها بعد هم رضایتبخش به نظر میرسد.
حتی پس از صدها ساعت، بازیکنان به ندرت Diablo II را تمام میکنند. متغیرهای بسیار زیادی وجود دارد. ساخت کلاس، ترکیب تجهیزات، ساخت کلمات رونورد و تبادل بین بازیکنان، همگی به یک اقتصاد زنده و پویا در بازی و این حس که “همیشه چیزی برای تعقیب وجود دارد” کمک میکنند. این پایان باز، بازی را همیشه زنده نگه داشته است.






