
راکستار واقعا سنگ تمام گذاشت و اثری خلق کرد که به نوعی کلاس درسی در طراحی بازیهای جهان باز محسوب میشود؛ اثری که در تمام زمینهها موفق عمل کرد و پیش از آنکه حتی دنبالهاش معرفی شود، بیش از یک دهه لذت را برای میلیونها بازیکن به ارمغان آورد. با این حال، با وجود شگفتانگیز بودن جی تی ای وی، چند بازی جهان باز هستند که به طور واضح از جی تی ای وی بهتر هستند. البته سلیقه شخصی نقش بسیار مهمی در این انتخابات دارد؛ ممکن است برخی یک بازی را بهترین بدانند، در حالی که بازیکن دیگری نظر متفاوتی داشته باشد. اما در نهایت، این چند بازی منتخب سطحی از کیفیت و برتری را به نمایش میگذارند که تقریبا همه، حتی سرسختترین منتقدان، میتوانند آنها را تحسین کنند.
Grand Theft Auto ۴
اگر با نگاهی کلیتر به موضوع نگاه کنیم، باید گفت که GTA IV در مجموع تجربهای کاملتر و تاثیرگذارتر از جی تی ای وی بود
شاید Grand Theft Auto ۵ دنیای بزرگتری را در اختیار بازیکنان قرار میدهد، اما نسخه چهارم داستانی بسیار متمرکزتر و بهیادماندنیتر را روایت میکند که از نظر کیفیت روایت، فراتر از هر چیزی است که در نسخه جدیدتر دیده میشود. سفر نیکو بلیک در شهر لیبرتی سیتی با بلوغی کمنظیر، مفاهیم عمیقتری مانند خیانت و تلاش برای دستیابی به رویای آمریکایی را بررسی میکند؛ بلوغی که نه تنها در این مجموعه، بلکه حتی در بسیاری از بازیهای این سبک نیز به ندرت دیده میشود. در نتیجه، بازیکن ارتباطی بسیار قویتر با این شخصیت برقرار میکند، زیرا زندگی او ملموستر و واقعگرایانهتر به تصویر کشیده شده است.
خود دنیای بازی نیز از همین رویکرد واقعگرایانه سود میبرد؛ چرا که هر منطقه از شهر هویت و حالوهوای خاص خود را دارد و شهر از حس اصالت و باورپذیری برخوردار است؛ ویژگیای که بسیاری از بازیکنان هنوز هم آن را به طنز اغراقآمیز لس سانتوس ترجیح میدهند. میتوان نقاط قوت استدلالهای هر دو طرف را درک کرد؛ یکی تجربهای پرزرقوبرق و تماشایی ارائه میدهد و دیگری تجربهای با روایت کلی قدرتمندتر.
The Legend Of Zelda: Breath Of The Wild
اگر معیار را جزئیات و تنوع قرار دهیم، بدون شک جی تی ای وی برنده است؛ اما تاثیری که Breath of the Wild بر این سبک گذاشته، هرگز نباید دستکم گرفته شود
بازیBreath of the Wild به طور بنیادین انتظارات از طراحی بازیهای جهان باز را تغییر داد. برخلاف جی تی ای وی که اغلب بازیکنان را از طریق فعالیتهای ساختارمند هدایت میکند، این بازی به شما اعتماد میکند تا مسیر خود را در جهان بازی بسازید. کوهها، جنگلها، شراینها و رازهای پنهان در گوشهوکنار نقشه قرار گرفتهاند تا بدون اتکا به نشانگرهای بیش از حد یا فهرستهای طولانی از ماموریتها، همواره شما را به کاوش و ماجراجویی تشویق کنند. هر کشف در بازی حس واقعی پاداش را به همراه دارد و مکانیکهای بازی نیز به خوبی این میل به کشف بیشتر را تکمیل میکنند؛ به طوریکه گزینههای بیشتری برای جابهجایی و مبارزه در اختیار شما قرار میدهند تا بتوانید مسیرهای شخصی خود را برای رسیدن به پیروزی خلق کنید.
Red Dead Redemption ۲
غوطهوری مثالزدنی و جهانسازی بینظیر بازی باعث شده استانداردی که Red Dead Redemption ۲ تعیین کرده، بسیار بالاتر از سطحی باشد که جی تی ای وی ارائه میکند
Red Dead Redemption ۲ را میتوان اوج توجه به جزئیات در بازیهای ویدیویی دانست و پیدا کردن یک بازی جهان باز دیگر مثل جی تی ای وی که حتی به آن نزدیک شود، بسیار دشوار است. تمام جنبههای دنیای بازی با دقتی مثالزدنی ساخته شدهاند؛ از اکوسیستم حیاتوحش و سیستم آبوهوای پویا گرفته تا برنامههای روزمره شخصیتهای غیرقابلبازی که به هر شهر روح و زندگی میبخشند. این در حالی است که هنوز به داستان فوقالعادهای که همه این عناصر را به هم پیوند میدهد، اشارهای نکردهایم. مسیر تحول شخصیت آرتور مورگان از نظر خیلیها به عنوان یکی از بهترین روایتهای شخصیتپردازی در تاریخ بازیهای ویدیویی شناخته میشود؛ سفری سخت و احساسی که کل تجربه را فراتر از یک ماجراجویی ساده جهانباز میبرد.
Elden Ring
با وجود اینکه بازی از منحنی یادگیری نسبتا چالشبرانگیزی برخوردار است، افراد کمی پیدا میشوند که جی تی ای وی را در رتبهای بالاتر از Elden Ring قرار دهند
بازی Elden Ring را میتوان ادای احترامی به سبک جهان باز و صنعت بازیهای ویدیویی دانست. این بازی، سبک مبارزات نمادین سولزلایک را گرفته و آن را در مقیاسی عظیم گسترش داده است؛ ب هطوری که شما را به نقشهای پهناور میفرستد که در آن هر قلعه دوردست و هر سازه کوچکی که در مسیرتان میبینید، قابل اکتشاف است. بهن ظر من، چیزی که بسیاری از بازیکنان را شیفته این بازی کرده، تعهد بیحدوحصر آن به ایجاد حس شگفتی و کنجکاوی است. تقریبا هیچ لحظهای وجود ندارد که ندانید چه کاری باید انجام دهید یا به کجا بروید، زیرا جهان بازی از طریق چشماندازهای باشکوه و بناهای وسوسهانگیز، مسیر را به شما نشان میدهد.
The Witcher ۳: Wild Hunt
در حالی که جی تی ای وی گاهی برای ایجاد تنوع به فعالیتهای جانبی متکی است، The Witcher ۳ ترجیح میدهد به هر لحظه از بازی معنا ببخشد
The Witcher ۳ تقریبا به همان اندازه که یک بازی نقشآفرینی میتواند کامل و بینقص باشد، کامل است و موفق میشود این کیفیت را در دنیایی عظیم ارائه دهد؛ دنیایی که به طرز شگفتانگیزی هرگز خالی از محتوا به نظر نمیرسد. حتی ماموریتهای فرعی کوچک نیز اغلب شامل شخصیتها و لحظات بهیادماندنی هستند که میتوانند شما را ساعتهای بیشماری درگیر خود نگه دارند. بسیاری از انتخابهای موجود در این ماموریتها از نظر پیچیدگی و پیامدها، حتی با خط داستانی اصلی نیز رقابت میکنند.








